ندهی کام دلی تا نستانی جانی
ور کنی عهد به پایان نبری پیمانی
سر و سامان ز من بیسر و سامان مطلب
در سر کوی تو کس را نبود سامانی
مژه بر هم نزند دیده غمدیده من
که از او هر سر مویی نرود توفانی
گر چه مویی شدم از حسرت رویت مرساد
سر مویی به مه روی شما نقصانی
ناصحم گفت که از روی نکو چشم بدوز
من چرا گوش کنم بر سخن نادانی
چون قد و عارض و رخسار و خطت ممکن نیست
در چمن سرو و گل و یاسمن و ریحانی
غزلی خوش بود از گفته روح عطار
خاصه با عود و نی و ناله خوشالحانی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.