گنجور

منظومه‌ها

 
رهی معیری
رهی معیری » منظومه‌ها
 

خلقت زن: کسیم من دردمند ناتوانی

گنجینه دل: چشم فروبسته اگر وا کنی

سوگند: لاله رویی بر گل سرخی نگاشت

گل یخ: به دیماه کز گشت گردان سپهر

راز شب: شب چو بوسیدم لب گلگون او

سنگریزه: روزی به جای لعل و گوهر سنگریزه ای

ساز محجوبی: آنکه جانم شد نوا پرداز او

مریم سپید: عروس چمن مریم تابناک

بهار عشق: روان پرور بود خرم بهاری