گنجور

غزل شمارهٔ ۷۹۰

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من به هر جوری نخواهم کرد زاری

زانکه دولت باشد از خوی تو خواری

گفته‌ای: خونت بریزم،سهل باشد

بعد ازین گر بر سرم شمشیر باری

گو: بیاموز، ابر نیسانی، ز چشمم

اشک باریدن در آن شبهای تاری

بر ندارم سر ز خاک آستانت

من خود این خیر از خدا خواهم به زاری

با تو خواهم گفت هر جوری که کردی

گر نخواهی عذرم، آخر شرم داری

اوحدی مقبل شود در هر دو عالم

ار قبولش می‌کنی روزی به یاری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام