دل ببرد از من بتی زیبا نگاری
ماهرویی سرو قدّی گل عذاری
عاشقم عاشق بگفتم آشکارا
عاشقی چندین گناهی نیست باری
کارِ من بر رویِ نیکو حال کردن
هر کسی حالی دگر دارند و کاری
یار با ما در میان آید چه باشد
سرزنش گو می کنید از هر کناری
چون امیدِ وصل خواهد بود شاید
گر بباید برد یک چند انتظاری
هر که را بر خرمنِ گل دست باید
گو مکش انگشت باز از زخمِ خاری
گو در این دریا مرو بد دل که زان پس
نیست بیرون آمدن را اختیاری
هر که بر جان لرزد از عشقش چه حاصل
مستِ عرفان را نباشد اعتباری
در وفایِ عهدِ یاری چون نزاری
تا به دست آید بباید روزگاری
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و زیبایی میگوید و احساسات عاشقانه خود را بیان میکند. او از محبوبی زیبا و دلربا صحبت میکند که دل او را برده است. عشق را نه گناه بلکه حالتی طبیعی میداند و به انتظار وصال محبوب اشاره میکند. شاعر به این نکته اشاره میکند که هر کسی شرایط و اوضاع خاص خودش را دارد و در عشق ممکن است با سختیهایی روبرو شود. او همچنین به این نکته تاکید میکند که باید منتظر ماند و صبر کرد، چرا که رسیدن به عشق و وفا نیازمند زمان و ممارست است. در نهایت، بیان میکند که عشق واقعی هیچ خطری ندارد و مستی عاشقانه واقعا معتبر است.
هوش مصنوعی: دل من را زیبایی دلربا و جوانی ماهرو با قامت بلند و گلسان خود ربوده است.
هوش مصنوعی: من عاشقام و این را به صراحت بیان کردم. عاشق بودن گناهی نیست، پس چرا باید نگران باشم؟
هوش مصنوعی: من تلاش میکنم تا حال خوب و خوشی برای هر کسی ایجاد کنم، اما هر فرد حال و وضع متفاوتی دارد و نیازهای ویژهای دارد.
هوش مصنوعی: اگر دوست در کنار ما بیاید، چه اشکالی دارد؟ چرا باید از دور به انتقاد بپردازید؟
هوش مصنوعی: اگر امید به وصال وجود داشته باشد، شاید برای آنکه به این وصال دست یابیم، نیاز باشد که مدتی را به انتظار بگذرانیم.
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیباییها و نعمتها دسترسی دارد، باید حواسش جمع باشد و از زخمهای دردناک گذشته غافل نشود و با احتیاط رفتار کند.
هوش مصنوعی: اگر در این دریا بروی و دلت بد باشد، بدان که پس از آن، نمیتوانی اختیاری برای خروج داشته باشی.
هوش مصنوعی: هر کسی که از عشق خداوند به خود بلرزد و ترس در دلش بیفتد، به چه چیزی خواهد رسید؟ زیرا کسی که در عشق عرفانی غرق شده، نباید به هیچ چیز دیگری اهمیت بدهد.
هوش مصنوعی: اگر در وفای به دوستی و یاری مثل نزار باشی، باید مدتی صبر کنی تا به هدف خود برسی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
من به هر جوری نخواهم کرد زاری
زانکه دولت باشد از خوی تو خواری
گفتهای: خونت بریزم،سهل باشد
بعد ازین گر بر سرم شمشیر باری
گو: بیاموز، ابر نیسانی، ز چشمم
[...]
با من این بودت ز اول شرط باری
کآخر الأمرم به یاد همه نیاری
بسکه با شوریدگان چون زلف مشکین
عهد بستی و شکست از بیقراری
با رقیبان گرانجان بیش منشین
[...]
زان فشانم اشک در هر رهگذاری
تا به دامان تو ننشیند غباری
زلفت از هر حلقه میبندد اسیری
چشمت از هر گوشه میگیرد شکاری
از برای بی قراران محبت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.