گنجور

غزل شمارهٔ ۶۱۴

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا به کی این بستن و بگسیختن؟

سیر نگشتی تو ز خون ریختن؟

چیست چنین مست شدن وانگهی

با من بیچاره بر آویختن؟

بر لب بدخواه زدن آب وصل

وز تن من گرد بر انگیختن؟

سیم تنا، خوش عملی نیست این

دل ز کسان بردن و بگریختن

پردهٔ صد دل به دریدن به جور

پردهٔ رخسار در آویختن

خاک توام، ای پسر، آخر چراست؟

بر سر ما خاک جفا بیختن

دست ندارد ز تو باز اوحدی

گر چه نداری سر آمیختن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام