چو آتشست به گرمی هوای تابستان
بده دو کاسه ازان آب لعل، یا بستان
هوای عشق و هوای می و هوای تموز
سه آتشند، که خواری کنند با مستان
بیار شیره و پرکن شراب و نقل بنه
بریز سوسن و گل بر در سرا بستان
ز هر حدیث به آواز مطربی کن گوش
که عندلیب ز مرغول او برد دستان
ز دست لاله جبینی شراب گیر به دست
که عقل سر بنهد، چون برون کند دستان
من و محبت خوبان ز عهد مهد ازل
دو کودکیم که خوردیم شیر یک پستان
در آن زمان که زما دادها ستانی باز
نشاط عشق، خدایا، ز اوحدی مستان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به توصیف عشق و حالاتی که با آن همراه است میپردازد. شاعر عشق را بهگونهای گرم و سوزان مانند آتش تابستان توصیف میکند و به اهمیت نوشیدن شراب و لذت بُردن از زیباییها و شادیهای زندگی اشاره میکند. همچنین وی از عشق و محبت به عنوان حالتهایی یاد میکند که ما را به یاد دوران کودکی میاندازد و از خوشیهای عشق به عنوان نعمتی الهی یاد میکند. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که نشاط عشق را به مستان ارزانی دارد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف احساسات و شدت گرما در تابستان میپردازد و از شما میخواهد که دو کاسه آب رنگین و زیبا (که به لعل تشبیه شده) را برای کاهش حرارت ارائه دهید. همچنین، این جمله به معنای درخواست برای برطرف کردن تشنگی و ناراحتی ناشی از گرماست.
هوش مصنوعی: عشق، می و فصل تابستان هر کدام مانند آتشهایی هستند که میتوانند به حالتی غریب و سرمستکننده تبدیل شوند و انسانها را به نوعی خواری و ذلت بکشند.
هوش مصنوعی: میخواهم شیره را بیاوری و ظرف را پر کنی، نقل را هم بگذار و گلهای سوسن و دیگر گلها را بر در باغ بپاشی.
هوش مصنوعی: به هر سخنی به عنوان یک نوازنده گوش فراده، زیرا بلبل از صدای او با شوق و ذوق میرقصد.
هوش مصنوعی: از دست گلهای سرخ، جامی شراب بگیر، چون عقل به گوشهای نشسته و فقط به خود میاندیشد.
هوش مصنوعی: من و عشق نیکان از نخستین آغاز، مثل دو کودک هستیم که از یک منبع واحد شیر خوردهایم.
هوش مصنوعی: در زمانی که از ما حق و حقوقی را میستانند، دوباره شادابی و سرزندگی عشق، ای خدا، از مستی اوحدی به ما میرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بهار تازه ز سر تازه کرد لاله ستان
برنگ لاله می از یار لاله روی ستان
از آن خویش کنم من که جان دهم بستان
که ز آن خود نشنوی تو به حیله و دستان
بدین صفت که ز سر تا قدم همه شکری
حلال بادت شیری که خوردی از پستان
چه باشد ار به سر وقت من رسی وقتی
[...]
ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
مگر ز دست سمن عارضان پردستان
جهان ز عمر تو چون داد خویش می گیرد
تو نیز کام دل از لذّت جهان بستان
کنونکه فصل بهاران رسید و موسم گل
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.