گنجور

غزل شمارهٔ ۴۶۷

 
اوحدی
اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات
 

توبه کردم ز توبه کردن خام

ببر این جامه و بیار آن جام

چون بپوشیم راز؟ کاوردیم

طبل در کوچه و علم بر بام

پیر ما را چگونه توبه دهد؟

که جوانی نکرده‌ایم تمام

زاهد خام اگر زند طعنی

بگذاریم تا بجوشد خام

نیست از یک دگر پدید هنوز

صالح و فاسق و حلال و حرام

تا نجوشیم در نیاید عشق

تا نکوشیم بر نیاید کام

گر ترا نیست آتشی در دل

از دل اوحدی بخواه به وام

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام