اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۷۶
دردا که زعمر مایهٔ سود نماند
یک دوست کزو دلی بیاسود نماند
در کیسهٔ ایّام بجُستیم بسی
یا نقد وفا نبود یا بود نماند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار بیانگر حسرت و اندوه شاعر از گذر زمان و از دست رفتن دوستی است که دیگر نمیتوان به آن تکیه کرد. او به دنبال لحظات خوب و وفاداری در زندگیاش میگردد، اما متوجه میشود که یا وفا و دوستی وجود ندارد یا اگر هم بوده، دیگر نمانده است.
هوش مصنوعی: ای کاش که از عمر چیزی باقی نمانده که بتوان از دوستی که دل را آرام میکند، بهره برد.
هوش مصنوعی: در گذر زمان، تلاش کردیم به چیزهایی ارزشمند دست پیدا کنیم، اما یا وفای واقعی وجود نداشت یا اگر هم بود، دوام نیاورد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دردا، که ز عمر مایه ی سود نماند
یک دوست، کزو دلی بیاسود نماند
چون کیسه ی ایام بجستم در او
یا نقد وفا نبود، یا بود، نماند
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.