اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب السادس: فی ما هو جامع لشرایط العشق و المشاهَده و الحسن و الموافقه و ما یلیق بهذا الباب
»
شمارهٔ ۲۰۷
پیش از تو دل از جان و جهان برگیرم
بعد از تو جهان را به جوی نپذیرم
من زنده بدان شدم که پیشت میرم
من چون [رَوم] از پست که پیشت میرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر بیان میکند که پیش از ورود معشوق، از همه چیز دل میکند و پس از او، دنیا را نخواهد پذیرفت. او به عشق معشوق زنده است و به خاطر او آماده است هر چیزی را ترک کند. در حقیقت، عشق او به معشوق باعث میشود که زندگیاش معنا پیدا کند.
هوش مصنوعی: قبل از اینکه تو بیایی، از تمام دنیا و زندگی ام دل می کنم، اما بعد از تو هیچ چیز در این جهان برایم اهمیت نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: من به خاطر تو زندهام و به سوی تو میروم، چون رومی که به خاطر محبوبش قدم به پیش میگذارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
پندی که خرد دهد من آن نپذیرم
تا روز نهد خیال تو در پیشم
صد چشمه و من ز تشنگی میمیرم
شهریست بزرگ و من بدو در میرم
تا خود زنم و خود کشم و خود گیرم
چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم
دیوانگی عشقِ توام میباید
تا بو که ز زلفِ تو رسد زنجیرم
در راه توَم گر زیم و گر میرم
دل بر که نهم چون زتو دل برگیرم
پیری برِ رحمت تو قدری دارد
چون بر در تو پیر شدم بپذیرم
یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست
تقدیر تو کردهای، تو کن تدبیرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.