گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم

پندی که خرد دهد من آن نپذیرم

تا روز نهد خیال تو در پیشم

صد چشمه و من ز تشنگی می‌میرم

عطار

چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم

تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم

دیوانگی عشقِ توام میباید

تا بو که ز زلفِ تو رسد زنجیرم

اوحدالدین کرمانی

در راه توَم گر زیم و گر میرم

دل بر که نهم چون زتو دل برگیرم

پیری برِ رحمت تو قدری دارد

چون بر در تو پیر شدم بپذیرم

مشاهدهٔ ۳ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
مجد همگر

بر من چو گذر کند بت کشمیرم

در دیده قیاس چشم مستش گیرم

بگذشت و به چشم خشم در من نگریست

دلدار که پیش خشم چشمش میرم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه