اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الاول: فی التوحید و التقدیس و الذکر و نعت النبوة
»
شمارهٔ ۹۷
در راه توَم گر زیم و گر میرم
دل بر که نهم چون زتو دل برگیرم
پیری برِ رحمت تو قدری دارد
چون بر در تو پیر شدم بپذیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این ابیات شاعر میگوید: اگر در مسیر تو به زحمت بیفتم یا حتی بمیرم، دل خود را به چه کسی بسپارم وقتی که تو دل مرا از خود میگیری؟ همچنین، او به مقام و رحمت خداوند اشاره میکند و میگوید وقتی که در آستان تو به دوران پیری رسیدم، امیدوارم مورد پذیرش قرار بگیرم.
هوش مصنوعی: من در راه تو هستم، چه زندگی کنم و چه بمیرم. اما دل خود را به کجا بسپارم وقتی که از تو دل بکنم؟
هوش مصنوعی: سن و سال من از رحمت تو کم نمیکند، حالا که در درگاه تو پیر شدهام، لطفا مرا بپذیر.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم
پندی که خرد دهد من آن نپذیرم
تا روز نهد خیال تو در پیشم
صد چشمه و من ز تشنگی میمیرم
شهریست بزرگ و من بدو در میرم
تا خود زنم و خود کشم و خود گیرم
چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم
تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم
دیوانگی عشقِ توام میباید
تا بو که ز زلفِ تو رسد زنجیرم
با دل گفتم چیست بگو تدبیرم
کز آرزوی وصال تو می میرم
دل گفت که لاف می زنی با من نیز!
دستار چه از روی طبق برگیرم؟
یارب، به تو در گریختم بپذیرم
در سایهٔ لطف لایزالی گیرم
کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست
تقدیر تو کردهای، تو کن تدبیرم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.