گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
امیر معزی

هر شب ز غم تو دل ز جان برگیرم

پندی که خرد دهد من آن نپذیرم

تا روز نهد خیال تو در پیشم

صد چشمه و من ز تشنگی می‌میرم

عطار

چون نیست ز عقل ذرّهای توفیرم

تا می چه کنم عقل، کمش میگیرم

دیوانگی عشقِ توام میباید

تا بو که ز زلفِ تو رسد زنجیرم

اوحدالدین کرمانی

با دل گفتم چیست بگو تدبیرم

کز آرزوی وصال تو می میرم

دل گفت که لاف می زنی با من نیز!

دستار چه از روی طبق برگیرم؟

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از اوحدالدین کرمانی
عراقی

یارب، به تو در گریختم بپذیرم

در سایهٔ لطف لایزالی گیرم

کس را گذر از جادهٔ تقدیر تو نیست

تقدیر تو کرده‌ای، تو کن تدبیرم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه