اوحدالدین کرمانی
»
دیوان رباعیات
»
الباب الرابع: فی الطهارة و تهذیب النفس و معارفها و ما یلیق بها عن ترک الشهوات
»
شمارهٔ ۵۹
گر نفس شود تمام مقهور از تو
عقلت گوید که چشم بد دور از تو
ور نجم هداش بر تو باشد باشی
آن بدر که خورشید برد نور از تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این اشعار به قدرت و زیبایی خاصی اشاره دارند که شخص محبوب یا معشوق از خود دارد. میگوید که اگر تمام وجود انسان تحت تأثیر او قرار گیرد، عقل هم به او میگوید که از شرارت دور بماند. همچنین اشاره دارد که حتی اگر ستارگان راهنما نیز برای او باشد، هیچ چیز با درخشش و نور او قابل مقایسه نیست. به نوعی، این شعر به عظمت و جذابیت معشوق میپردازد.
هوش مصنوعی: اگر همهی وجودم در تسخیر تو باشد، عقل به من میگوید که عجب دور است از تو، نگاه بد.
هوش مصنوعی: اگر ستارهای بر تو تافته باشد، تو مانند ماهی خواهی بود که خورشید از نور تو بهره میبرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای شعلهٔ طور طور پر نور از تو
وی مست به نیم جرعه منصور از تو
هر شیئ جهان جهان منشور از تو
من از تو و مست از تو و مخمور از تو
ای راحت سینه، سینه رنجور از تو
وی قبلهٔ دیده، دیده مهجور از تو
با دشمن من ساختهای دور از من
با دوری تو سوختهام دور از تو
ای شرم زده غنچهٔ مستور از تو
حیران و خجل نرگس مخمور از تو
گل با تو کجا برابری یارد کرد
کو رنگ ز مه دارد و مه نور از تو
ای شَرمزده غنچهی مَستور از تو
حیران و خِجِل، نرگسِ مَخمور از تو
گُل با تو برابری کجا یارَد کرد؟
کـاو نور زِ مَه دارد و مَه نور از تو!
ای راحت سینه سینه رنجور از تو
وی قبله دیده دیده مهجور از تو
با دشمن من ساخته ای دوراز من
وزدروی تو سوخته ام دور از تو
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.