گنجور

 
نورعلیشاه

امشب نگارم با روی چون ماه

از در درآمد الحمدلله

زلف درازش حبل المتین است

کان دست ندهد با عمر کوتاه

رازش که عمری در دل نهفتم

امروز فاشش بینم در افواه

گر روی ماهش یکشب نه بینم

سوزم جهانی با آتش آه

گفتم بصدرم کی ره نمائی

گفتا چو بینم خاکت بدرگاه

ساقی نخواهم جام بلورین

اکنونکه مستم زان لعل دلخواه

در راه عشقش پایان ندیدم

چون نور هر چند پیمودم این راه

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حافظ

عیشم مدام است از لعل دلخواه

کارم به کام است الحمدلله

ای بخت سرکش تنگش به بر کش

گه جام زر کش گه لعل دلخواه

ما را به رندی افسانه کردند

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از حافظ
امیرعلیشیر نوایی

گر حکم قتلم فرمود دلخواه

جان مژده دادم الحمدلله

ای شیخ جاهل در دیر و اهل

ما را که نبود سوی حرم راه

ساقی مستم می ده به دستم

[...]

فیض کاشانی

امر خلافت، گر نیست دلخواه

گردن نهادیم، الحکم لله

خلقی به تضلیل، از راه بردند

پیران جاهل، شیخان گمراه!

ما پیر و جاهل، کمتر شناسیم!

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فیض کاشانی
بیدل دهلوی

بر شعله تا چند نازیدن‌کاه

در دولت تیز مرگی‌ست ناگاه

صد نقص دارد ساز کمالت

چندین هلال است پیش و پس ماه

در فکر خویشیم آزادگی کو

[...]

مشتاق اصفهانی

از پرتو مهر، شد آخر آن ماه

محفل فرزندم، الحمدالله

دامان خرگاه، تا برزد آن ماه

شد ماه پنهان، در زیر خرگاه

ما را بکویش خیزد چه از آه

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه