گنجور

 
نورعلیشاه

ما عاشقان مستیم افتاده در خرابات

باما سخن مگوئید از زهد و زرق و طامات

چندان شدیم سرمست از جام عشق جانان

کز خود نمیشناسیم تسبیح از تحیات

ایزن صفت ز غفلت خواب و خیال تا کی

مردانه وار بگذر زین خواب و این خیالات

ازکشف و از کرامات بیهوده چند لافی

حیض الرجان آمد این کشف و این کرامات

ای زاهد فسرده دم در دهان فروکش

از بی نشان چگوئی ناکرده طی مقامات

تا با خودی تو هرگز دیدار حق نه بینی

آندم که بیخود آئی با حق کنی ملاقات

تنها نه اندرین بزم نور علیست سرمست

از جام وحدت حق مستند جمله ذرات

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عراقی

مست خراب یابد هر لحظه در خرابات

گنجی که آن نیابد صد پیر در مناجات

خواهی که راه یابی بی‌رنج بر سر گنج

می‌بیز هر سحرگاه خاک در خرابات

یک ذره گرد از آن خاک در چشم جانت افتد

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از عراقی
رضاقلی خان هدایت

ای زن صفت به غفلت خواب و خیال تا کی

مردانه وار بگذر زین خواب و زین خیالات

از کشف و از کرامات بیهوده چند لافی

حیض الرجال آمد این کشف و این کرامات

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه