تامی از شیشه اقداح روان خواهد بود
چشم ما بر کف ساقی نگران خواهد بود
دیده بر تربت ما هر که غباری از وی
کحل بینائی صاحبنظران خواهد بود
زاهد از صومعه تقریر مفرما که مرا
خانه در کوچه رندان جهان خواهد بود
جرعه کان بکف افتاد ز یاقوت لبش
نه همین قوت جان قوت روان خواهد بود
راز پنهانی ما را نبود پرده ولیک
تا ابد در پس هر پرده نهان خواهد بود
پیر سرمست من آن سید اوتادتراش
گرچه ابدال بود قطب زمان خواهد بود
انس با صحبت اعیار نگیرد هرگز
هرکه را نور علی مونس جان خواهد بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به شوق و عشق به می و معشوق اشاره میکند. او از خوشی و سرخوشی ناشی از نوشیدن شراب سخن میگوید و بیان میکند که در دنیای رندان و عاشقان، زندگی و دیدگاههای آنها متفاوت از زاهدان و عبادتکنندگان است. شاعر به زیبایی و جذابیت لحظات زندگی میپردازد و نشان میدهد که حتی در پشت پرده رازها و حقیقتها، عشق و معنویت همواره حضور دارد. در نهایت، نسبت به دوستی و مونس بودن با انسانهای برجسته و نورانی تأکید میکند.
هوش مصنوعی: تا میبیند که شیشههای عطر، به جریان خواهد افتاد، چشم ما همچنان به دست ساقی خیره خواهد ماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که نگاهی به سرزمین ما با غباری از آن بیندازد، نظرگاه کارشناسان را روشن خواهد کرد.
هوش مصنوعی: زاهد، در مورد من صحبت نکن که من به جای زندگی در صومعه، در میان رندان و آزادگان دنیا خانه دارم.
هوش مصنوعی: حکایت از آن دارد که اگر حتی یک قطره نوشیدنی خوشمزه و گرانبها از لب زیبای او بر روی دست بیفتد، این نشان میدهد که این زیبایی و لذت فقط برای تقویت روح و جان کافی نیست.
هوش مصنوعی: راز ما مخفی نمانده است، اما تا ابد در پس هر نقابی پنهان خواهد بود.
هوش مصنوعی: پیر سرمست من، آن شخص با اراده و با اقتدار، هرچند که به ظاهر تغییراتی کرده است، اما در واقع، او در زمان خود، مقام و موقعیتی بسیار مهم و ویژه خواهد داشت.
هوش مصنوعی: هر کسی که بخواهد نور علی (علی) را به عنوان مونس و همراه جان خود بیابد، هرگز با صحبت و دوستی با منافقین و افراد سودجو نمیتواند خوشحال و راحت باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا مدار فلک و دور جهان خواهد بود
دل من طالب وصل تو به جان خواهد بود
بر من خسته نظر گر فکنی از سر لطف
اثر همت صاحب نظران خواهد بود
دیده تا بر قد آن سرو روان بگشایم
[...]
تا ز میخانه و مِی نام و نشان خواهد بود
سرِ ما خاکِ رَهِ پیرِ مُغان خواهد بود
حلقهٔ پیرِ مغان از ازلم در گوش است
بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود
بر سرِ تربتِ ما چون گذری همّت خواه
[...]
تا جهاندار، جهاندار جهان خواهد بود
دل ما عاشق آن سرو روان خواهد بود
ما درین دیر مغان بهر نیاز آمده ایم
سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
«من ر آنی » و « رألحق » چه سخن می گوید؟
[...]
تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود
سرما خاک ره پیر مغان خواهد بود
تازقطنی و قدک نام و نشان خواهد بود
تنم از شوق شمط جامه دران خواهد بود
برزمینی که در وصندلی رخت نهند
[...]
خاک ره خواست سرم یار و چنان خواهد بود
هرچه او بر سر ما خواست همان خواهد بود
جان من رفتی و چون صورت بیجان برهت
چشم من تا بقیامت نگران خواهد بود
میروی سرو من از دیده و جانی که مراست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.