لغتنامهابجدقرآن🔍گوگلوزنغیرفعال شود

گنجور

 
حکیم نزاری

یک تار موی از آن سر زلفین پر فتن

ارزد هزار جان گرامی به نزد من

سهل است گر سرم برود در پی وفا

نازک دل التفات نماید به جان و تن

ما را نه برگ غنچه و نه صبر عندلیب

کردیم از انتظار چو گل پاره پیرهن

محبوب در حجاب و رقیب ایستاده پیش

گل در کنار نغز بود خار در چمن

لعل مذاب در کف و در عدن به بحر

نقد بهشت عدن به از نسیه ی عدن

استاده ایم بندگی نقد وقت را

آزادگان به نسیه نباشند مرتهن

ای محتسب به هرزه در و بام ما مکاو

وی مفتعل به خیره بن و بیخ خود مکن

ما آشکار توبه شکستیم و تو نهان

با ماه کلاه گوشه ی دولت فرو فکن

ما را به احتساب تو آخر چه حاجت است

کم نیست افتعال رقیب از صد اهرمن

آنک سیه دلی به دو رویی هزار سر

و آنک سبک سری به گرانی هزار من

زاری نزاریا که خلاصت به فضل حق

ممکن بود دگر ز رقیبان به هیچ فن

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
فرخی سیستانی

گفتم گلست یا سمنست آن رخ و ذقن

گفتا یکی شکفته گلست و یکی سمن

گفتم در آن دو زلف شکن بیش یا گره

گفتایکی همه گره است و یکی شکن

گفتم چه چیز باشد زلفت در آن رخت

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از فرخی سیستانی
عسجدی

کردم تهی دو دیده بر او من چنانک رسم

تا شد ز اشکم آن ز می خشک چون لژن

من کرده پیش جوزا، وز پس نبات نعش

اینهم چو باد بیزن و آنهم چو با بزن

ازرقی هروی

ای گلبن روان و روان را بجای تن

پیش آر جام و تازه کن از راح روح من

زان می که رنگ و بوی تقاضا کند ازو

د رکوهسار لاله و در باغ یاسمن

خمری که مشک خفته و بیدار در دو حال

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از ازرقی هروی
قطران تبریزی

تا باد ماه آبان بگذشت در چمن

شد زرد و پر ز گرد به اندر چمن چو من

چون تخته های زرین بر نیلگون پرند

برگ چنار ریخته از باد در چمن

بر شاخ نار نار کفیده نگاه کن

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه