گنجور

 
حکیم نزاری

ساقی بیار می که فلک می‌کند ظهور

زان می که گیرد از اثرش آفتاب نور

مطرب بساز چنگ که از چنگ روزگار

کس جان نبرد جان من آخر پس از غرور

آواز چنگ تربیت روح می‌کند

هم‌چون دماغ را که دهد تربیت بخور

بی می صباح بر دلِ ما می‌شود مسا

بی‌چنگ روح در تن ما می‌شود نفور

هر خفته کز ترنّم بلبل خبر نیافت

در حشر زنده باز نباشد به نفخ صور

آن‌ها که در بدایت فطرت نمرده‌اند

کی بر کنند روز قیامت سر از قبور

ضایع مکن حیات به آوازه ی بهشت

آوازه‌ای خوش است مَثَل این ولی ز دور

غافل مشو که هست به از ملک کاینات

با همدمی دمی که میّسر شود حضور

چندین ریاضت از پیِ آن می‌کشند خلق

تا بر بساط خلد نشینند در صدور

بر خاک کوی زنده دلی ای نزاریا

بنشین که جمله بی‌خبرند از بهشت و حور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

هشیار باش و خفته مرو تیز بر ستور

تا نوفتد ستور تو ناگه به جر و لور

موری تو و فلک به مثل زنده پیل مست

دارد هگرز طاقت با پیل مست، مور؟

شور است آب او ننشاندت تشنگی

[...]

جمال‌الدین عبدالرزاق

گویند شغل خویش بدشمن مده بزور

بورک لصاحبه نشنیدی ز لوح گور

خورشید رخت خویش بمغرب نه زان برد

کش زحمتی همیبود از مرغ روز کور

نزضعف زنده پیل ز پشه حذر کند

[...]

حکیم نزاری

ای دل ز خوابِ جهل برآور سر غرور

تا بو که بگذری به سلامت ازین فتور

گر بایدت که حشرِ تو با صالحان بود

در موقفِ جزا که بود موعدِ نشور

این جا ز خود بمیر و به حق زنده باز شو

[...]

مشاهدهٔ ۲ مورد هم آهنگ دیگر از حکیم نزاری
اوحدی

ای ساربان، که رنج کشیدی ز راه دور

آمد شتر به منزل لیلی، مکن عبور

اینست خارها که ازو چیده‌ایم گل

وین جای خیمها که درو دیده‌ایم حور

این لحظه آتشست به جایی که بود آب

[...]

سلمان ساوجی

بزمی که از نوای نوالش به بزم خلد

روحانیان نواله برند از برای حور

بزمی که مانده اند هم از یاد مجلسش

حوران بزم روضه فردوس در قصور

بود از فروغ باده و عکس صفای جام

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه