ای طفیل بود تو بود همه
بود در سودای تو سود همه
بودی و جز بود تو بودی نبود
بود پنهان آتشی دودی نبود
عشق ناگه زد بر آتش دامنی
شعلهها سر کرد از هر روزنی
شعلهها راه ظهور آموختند
پردهها یک یک سراسر سوختند
شد عیان از شعلهها آنگاه دود
شعلهها را دودها پنهان نمود
از درون چشمها جوشید رود
در کمون چشمهها کوشید رود
چشمها زان دود نابینا شده
چشمهها زان رود ناپیدا شده
چشم ما زان رودها خیره شده
روز ما زان دودها تیره شده
چون جمالش از حجاب غیب رَست
از شهود خویش بر خود پرده بست
بود تا بود او ز چشم غیر دور
از خفا گاهی و گاهی از ظهور
کیست دانی غیر این ما و منی
چیست دانی سیر زین ماء منی
چشم ما یک ره نبیند سوی دوست
ور ببیند هر چه بیند روی اوست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن دربارهی عشق و جستجوی محبوب در عالم هستی است. شاعر ابتدا به وجود و حضور معشوق اشاره میکند که همه چیز در سایهی اوست و بدون او هیچ چیز باقی نمیماند. سپس به توصیف شعلههایی میپردازد که از آتش عشق برمیخیزند و پردهها را میسوزانند و به ظهور حقیقت میانجامند. این شعلهها، دودهایی را ایجاد میکنند که به نوعی مانع دیدن حقیقت و زیبایی معشوق میشوند.
چشمها به خاطر این دود نابینا شدهاند و همچنان در جستجوی رود عشق هستند. در نهایت، شاعر نتیجه میگیرد که وجود معشوق از پردهها و حجابهای غیب رسته و خود را میپوشاند. در این میان، فردی که در عشق و جستجوی محبوب است، تنها میتواند از طریق دل و چشم خود به او نزدیک شود و تمام چیزهای دیگر تنها در سایهی معشوق معنا پیدا میکند.
هوش مصنوعی: ای موجودی که به خاطر تو وجود دارد، همه چیز در آرزوی توست و تمام سودها به خاطر توست.
هوش مصنوعی: تو همیشه بودی و تنها وجود تو بود که مرا مشغول میکرد. یک آتش پنهانی در درون داشتم که البته دودی نداشت و برملا نمیشد.
هوش مصنوعی: عشق بهطور ناگهانی شعلهای گرم و پرانرژی از خود بروز داد و از هر درز و شکافی، نور و حرارتش را منتشر کرد.
هوش مصنوعی: شعلهها به ما نشان دادند که چگونه باید خود را نشان دهیم و پردهها یکی پس از دیگری به طور کامل سوختند.
هوش مصنوعی: از شعلهها پیداست که چگونه دود آنها را به خوبی پوشانده است.
هوش مصنوعی: از چشمان جاری عشق و احساس، زندگی و زیبایی شکل میگیرد و در دل چشمهها، به آرامی و با تلاش جریان مییابد.
هوش مصنوعی: چشمها از آن دود آسیب دیده و نابینا شدهاند و چشمهها به خاطر آن رود نامشخص و پنهان شدهاند.
هوش مصنوعی: چشم ما به خاطر آن رودها حیرتزده شده و روز ما به خاطر آن دودها تاریک و کدر شده است.
هوش مصنوعی: وقتی زیباییاش از پوشش پنهان بیرون آمد، برای خود از مشاهدهاش پردهای کشید.
هوش مصنوعی: او همیشه وجود داشت و حضورش در نظر دیگران ناپدید بود، گاهی در خفاء و گاهی به وضوح نمایان می شد.
هوش مصنوعی: آیا میدانی غیر از ما و من چه چیزی وجود دارد؟ آیا میدانی این جریان شیرین عشق برای چه چیزی است؟
هوش مصنوعی: چشم ما هیچ راهی را به سمت دوست نمیبیند، و اگر هم چیزی ببیند، تنها چهره او را میبیند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.