یک بار نخواندند و نگفتند کجایی
تا چند توان رفتن تا خوانده بجایی
ترسم ز خرابی دل ای دوست که گویند
این خانه نبودست در آن خانه خدایی
تا غیر شود شاد ز آزردگی من
دانسته زمن پرسی کازرده چرایی
بر هر که ستم رفت بباید کرمی کرد
شادم که بجز من نکند دوست جفایی
سر گشته شتابان ز پیت تا بکی این خلق
بگذار بگوییم که در خانه ی مایی
این وادی عشق است نه جولانگه شاهان
اینجاست که بخشند شهی را بگدایی
هر کس بمراد دل خود شاد بچیزیست
ماییم و غم یار،خدایا تو گوایی
ما را طمعی از تو جز این نیست که رویت
از دور ببینیم و بگوییم دعایی
چندان که ملولی ز نشاط او زتو خرسند
جز مهر خطایی نه و جز جور عطایی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از درد و رنجهای دل صحبت میکند و میگوید که هیچکس از حال او خبر نمیگیرد. او از نگرانیهایش دربارهی خراب شدن دلش باخبر است و به دوستش میگوید که باید درک کند که هیچ خانهای بدون خدایی در دلش نیست. شاعر همچنین بر این نکته تأکید میکند که اگر کسی مورد ظلم قرار گیرد، باید محبت و مهربانی به او نشان داد. او به عشق اشاره میکند و میگوید که اینجا جایی برای پادشاهان نیست، بلکه عشق محلی برای رحمت و بخشش است. در نهایت، شاعر از خدا درخواست میکند که تنها آرزویش دیدن روی محبوبش است و در دلش جز عشق و مهر هیچ چیز دیگری نمیجوید.
هوش مصنوعی: شخصی هرگز نپرسیدهاند که تو کجا هستی و چقدر میتوانی رفتن را ادامه دهی تا به نتیجهای برسید.
هوش مصنوعی: میترسم که دل من خراب شود، ای دوست، چون ممکن است بگویند در این دل، جایی برای خدا نیست و او را در آن نیابند.
هوش مصنوعی: برای اینکه دیگران از ناراحتی من خوشحال شوند، میدانم که از من میپرسند چرا ناراحت هستم.
هوش مصنوعی: کسی که مورد ظلم و ستم قرار گرفته است، باید به او نیکوئی کند. خوشحالم که جز من، هیچ دوستی به کسی آسیب نمیزند.
هوش مصنوعی: سرگشته ای که در پی فرار یا خلاصی از وضعی نامطلوب است، به سرعت در حال حرکت به جایی است. این شخص شاید انتظار دارد که دیگران هم در خانه او باشند و به وضعیت پیش آمده بپردازند. در واقع، او تمایل دارد که با دیگران در ارتباط باشد و این احساس را به اشتراک بگذارد که همه در یک وضعیت مشابه قرار دارند.
هوش مصنوعی: این مکان مربوط به عشق است و نه جایی برای حکمرانی شاهان. در اینجا است که امکان داده شدن امتیازات و نعمتها به موجودات عادی و فروتن، همچون گدایان، وجود دارد.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خواسته و آرزوهایش برسد، خوشحال میشود و ما همچنان غم و اندوه یار را به دوش میکشیم، خدایا تو خود گواهی بر این حال ما.
هوش مصنوعی: ما فقط امید داریم که بتوانیم از دور چهرهات را ببینیم و برایت دعا کنیم.
هوش مصنوعی: هر اندازه که از شادی او ناراحت باشی، نمیتوانی از محبت و لطف او دلخور باشی، زیرا تنها خطاهای عشق است که میتواند در پرتو مهر او دیده شود و هیچ چیز جز نیکی و مهربانی از او به ما نمیرسد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
دل تنگ مدار، ای ملک، از کار خدایی
آرام و طرب رامده از طبع جدایی
صد بار فتادست چنین هر ملکی را
آخر برسیدند به هر کام روایی
آن کس که ترا دید و ترا بیند در جنگ
[...]
ای خواجه، تو را در دل اگر هست صفائی
بر هستی آن چونکه تو را نیست ضیائی؟
ور باطنت از نور یقین هست منور
بر ظاهر آن چونکه تو را نیست گوائی؟
آری چو بود ظاهر تحقیق، ز تلبیس
[...]
ای ترک من امروز نگویی به کجایی
تا کس نفرستیم و نخوانیم نیایی
آنکس که نباید بر ما زودتر آید
تو دیرتر آیی به بر ما که ببایی
آن روز که من شیفتهتر باشم برتو
[...]
تا تو ز من ای لعبت فرخار جدایی
رفت از دل من خسته همه کام روایی
هر روز مرا انده هجران چه نمایی
هر روز به من برغم عشقت چه فزایی
ای کرده دلم سوختهٔ درد جدایی
از محنت تو نیست مرا روی رهایی
معذوری اگر یاد همی نایدت از ما
زیرا که نداری خبر از درد جدایی
در فرقت تو عمر عزیزم به سر آمد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.