مرهم دلهای ریش از مشک ناب آوردهای
یا که بر رخسار خویش از خط نقاب آوردهای
زلف مشکافشان بر آن عارض پریشان کردهای
یا عیان در ظلمت شب آفتاب آوردهای
جز نیاز و جز تظلم از کسی نادیدهای
تا ز تعلیم که این خشم و عتاب آوردهای
شستهای گر دست از خونریزی بیچارگان
پس چرا از خون خصم شه خضاب آوردهای
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این ابیات به احساسی عمیق و دردناک اشاره دارند. شاعر از کسی میپرسد که آیا مرهمی برای دلهای رنجور آورده است یا تنها نقاب بر چهره دارد. او به زیبایی زلف و چهره طرف مقابل اشاره میکند و از او میپرسد که چرا در دل شب، نور و امید را به درون میآورد. همچنین، شاعر به عدم توجه به نیاز و آلام دیگران انتقاد میکند و میپرسد که آیا واقعا از کشتار بیگناهان دست برداشته است، چرا که هنوز از خون دشمنان خود بهره میبرد. به طور کلی، این اشعار به تضادهای انسانی، زیبایی و درد اشاره دارند.
هوش مصنوعی: آیا تو داروی دلهای خسته و دلتنگ را از عطر خوش مشک به همراه آوردهای، یا اینکه بر صورت خود از زیبایی و نازکی پردهای کشیدهای؟
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت موهای مشکی تو در کنار چهرهی آشفتهات، انگار تابش خورشید را در تاریکی شب به نمایش گذاشته است.
هوش مصنوعی: به جز نیاز و ظلمی که از دیگران دیدهای، دلیل دیگری برای خشم و ناراحتی تو وجود ندارد، پس از آموزههای خود خردمندانه عمل کن.
هوش مصنوعی: اگر واقعا از کشتن بیچارگان دست برداشتهای، پس چرا خون دشمن را بر دستانت میزنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
عکس آن رخسار و قامت تا در آب آورده ای
عکس خوبان راست سرو از آفتاب آورده ای
چرخ ماه از آفتاب آورد و تو از جام و چهر
بر خلاف چرخ از ماه آفتاب آورده ای
زان خطم خون خیزد از مژگان و خیزد ای شگفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.