شکرانهٔ بازوان پر زور
رحمی به شکستگان رنجور
بیچاره و مستمند و مسکین
شاد از ستم و زجور مسرور
جانها به محبت تو مخلوق
دلها به ارادت تو مفطور
باطره ی دلفریب طرار
با غمزه ی می پرست مخمور
ما احسنک از تو وقت ما خوش
ما الطفک از تو چشم بد دور
مفتون بتو روزگار و فتنه
در دولت شهریار مقهور
خاقان مؤید مظفر
شاهنشه کامکار منصور
آن معنی لفظ آفرینش
آن حاصل کارگاه مقدور
نهیش ز قدر گرفته توقیع
امرش بفلک نوشته منشور
گردونی و در جلالتش سیر
خورشیدی و از عدالتش نور
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به ستایش قدرت و زیبایی خداوند و تأثیر محبت او بر دلها میپردازد. شاعر به مسکینان و مصیبتزدهها اشاره میکند که در برابر ستم و مشکلات، امید و شادی دارند. همچنین، از محبت و علاقه به خداوند و جلال و عدل او سخن به میان میآورد و بر اهمیت وجود و معنای آفرینش تأکید میکند. شاعر با زبانی زیبا و شاعرانه، به ستایش حضرت حق و صفات نیکو و بینظیر او میپردازد.
هوش مصنوعی: به خاطر قدرت و تواناییهای خود، باید نسبت به ضعیفان و کسانی که در عذاب هستند، مهربانی و رحمتی نشان دهیم.
هوش مصنوعی: بیچاره و نیازمند در شادی به سر میبرد و از درد و رنجی که میبرد، خوشحال است.
هوش مصنوعی: جانها به خاطر محبت تو آفریده شدهاند و دلها به خاطر ارادت و عشق به تو به وجود آمدهاند.
هوش مصنوعی: جذبه و زیبایی دلربای او به قدری است که با یک نگاه بازیگوشانه، دلباختگان را مست و شیدا میکند.
هوش مصنوعی: چقدر تو زیبا هستی، وقتی که حالمان خوب است. چقدر لطیف و دلنشین هستی، دور از چشم بد.
هوش مصنوعی: دلبران و زیباییها جان و دل انسان را میگیرد و در این میان، حاکمیت و قدرت هم تحت تأثیر این جذابیتها قرار میگیرد و دچار جنجال و آشفتگی میشود.
هوش مصنوعی: خاقان مؤید مظفر شاهنشاهی پرتوان و موفق است که تحت فرمان منصور فعالیت میکند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مفهوم واقعی و عمیق آفرینش، نتیجهٔ تلاش و کار خداوند است.
هوش مصنوعی: نهی او از مقام انسانی، به گونهای است که او امرش را به سمت آسمانها فرستاده است و مانند یک منشور نوشته شده است.
هوش مصنوعی: این دنیا به گونهای کار میکند که خورشید در دایرهای میچرخد و نور آن بازتابی از عدالت و زیبایی است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گاه اقبال آبگینه خنور
بستاند ز تو عدو به بلور
ای کهن گشته در سرای غرور
خورده بسیار سالیان و شهور
چرخ پیموده بر تو عمر دراز
تو گهی مست خفته گه مخمور
شادمانی بدان کهت از سلطان
[...]
رخ چو لاله شکفته بر گل سور
زلف چون میغ در شب دیجور
یابد از رنگ آن بهار بها
خیزد از بوی این بخار بخور
ویل کرده بر غم رنج مرا
[...]
مملکت را به نصرت منصور
روزگاری پدید شد مشهور
عارض ملک پادشا که ازوست
رایت او چو نام او منصور
نور عدلش زمانه را سایه ست
[...]
این بهار طرب نهال سرور
که به فرمان شاه شد معمور
روضه عشر تست و بیضه لهو
موقف رامش است و موضع سور
آب او آب زمزم و کوثر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.