به دوریت نتوان بود نیز دور از تو
حسد به خویش برد عاشق غیور از تو
مرا کرشمه حسن تو کرده سرگردان
نه غیبتم به حضور است و نی حضور از تو
فکندی آینه را از نظر ز بی قیدی
به جز دل تو ندیدم دلی صبور از تو
به تلخی از نظر خشمگینت افتادم
لبی چو پسته نکردم به خنده شور از تو
امید بود که شمع مزار من گردی
بر آستان سرایم نتافت نور از تو
تو گر مرا بکشی و به تعزیت آیی
میان حلقه ماتم کنند سور از تو
وگر به فاتحه بر تربتم نفس رانی
ته لحد شودم عرصه نشور از تو
کرامت عجبی داده اند حسن تو را
که سر زند به دل ماتمی سرور از تو
«نظیری » انده این خون فسرده چند خوری
بگیر، کس نگرفتست دل به زور از تو
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر بیانگر عواطف عمیق و دردناک عاشق است که دوری معشوقش را تحمل نمیکند. شاعر احساس میکند که عشقش او را در پریشانی و سردرگمی گذاشته و هر لحظه از غیبت معشوق به شدت عذاب میکشد. او به زیبایی و کرامت معشوقش اشاره میکند و از دل شکستگی ناشی از خشم و غم دوری او سخن میگوید. همچنین، او آرزو دارد که معشوقش در کنار او باشد و حتی در زمان مرگش نیز یاد و خاطرهاش ادامه یابد. در نهایت، این شعر تصاویری از عشق، درد و انتظار را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: به خاطر دوری تو نمیتوانم دور از تو باشم، حتی حسادت به خود را نیز از عشق و غیرت به تو میبرم.
هوش مصنوعی: من به خاطر زیبایی و جذابیت تو گیج و حیران شدهام؛ نه اینکه غیاب من به دلیل دوری از تو باشد و نه اینکه حضورم به خاطر نزدیک بودن به تو باشد.
هوش مصنوعی: آینه را از جلوی چشمم برداشتند و به خاطر بیتوجهیام، به جز دل تو، دلی صبور را ندیدم.
هوش مصنوعی: با حالت خشمگین و تلخی به من نگاه کردی، اما من در برابر این نگاه تلخ لبخندی همچون پسته بر لب نیاوردم و شور و شادیام را از تو پنهان کردم.
هوش مصنوعی: امید داشتم که شعلهی شمع مزار من، بر درگاه خانهام نور افشانی کند، ولی نور از تو ساطع نشد.
هوش مصنوعی: اگر تو مرا بکشی و به خاطر سوگ من بیایی، از تو نمیتوانم جز شادی انتظار داشته باشم.
هوش مصنوعی: اگر هنگام خواندن فاتحه بر مزارم نفس بکشید، در روز قیامت من از زیر خاک به برکت وجود شما در عرصه محشر بیدار میشوم.
هوش مصنوعی: حسن تو به قدری جذاب و باکرامت است که سبب میشود در دل کسانی که دچار غم و اندوه هستند، لذتی شگفتانگیز بیافریند.
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی شکایت از گرفتاریها و سختیهایی است که شخص در زندگیاش تجربه کرده است. شاعر به نوعی به دیگران میگوید که از غم و اندوه خود کم نکنند و به این موضوع فکر کنند که در زندگی دیگران نیز مشکلاتی وجود دارد. در نهایت، اشارهای به اینکه هیچ کس نمیتواند به زور عشق و دل کسی را از او بگیرد، میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ایا گرفته مه وآفتاب نور از تو
بمرگ حالم نزدیک گشت دور از تو
زدیده ودل من ای همه بتو نگران
مپوش رو که دل و دیده راست نور از تو
بهشت بی تو مرا دوزخیست، از برمن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.