تو این گشاد و گرهها به دام فکر مباف
امید نیست که عنقا برآید از پس قاف
درین دیار که ماییم آدمیت نیست
تو هر کجاش به بینی بگو چه شد انصاف
مرا ز سنت و حرمت سه انتخاب افتاد
امام ساده رخ و عشق پاک و باده صاف
ز علم و زهد و ورع بوی شید می آید
کجاست باده که از خود بشویم این اوصاف
جمال و جاه به حسن وفا صفا دارد
تو را که حسن وفا نیست از جمال ملاف
شجاعتی که برآیی به دیگران سهلست
اگر به خویش برآیی تهمتنی به مصاف
کی این جماعت جاهل خداشناس شوند
که در امور خلافت همی کنند خلاف
تو را چنان که تویی وصف می توانم کرد
خطیب شهر اگر تیغ می نهد به غلاف
نه عارف است که گفت از حسد «نظیری » را
چگونه صیت تو اقلیم را گرفت اطراف
ز لطف شه شده دیهیم پوش درزی شهر
چه حیرت است اگر جوهری شود صراف
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به نقد جامعه و انسانیت میپردازد و بر این عقیده است که در دنیای کنونی اصول اخلاقی و انصاف از بین رفته است. او بیان میکند که در این دیار، آدمیت ندارد و از وجود بیعدالتی و عدم شجاعت انتقاد میکند. شاعر همچنین به عشق، صفا و زیبایی حقیقی اشاره میکند و میخواهد بگوید که این ویژگیها در افراد نایاب شده است. او به تضاد میان علم و زهد و عشق و حقیقت پرداخته و از بیهویتی و روشنفکری نادرست در جامعه سخن میگوید. در نهایت، شاعر نسبت به جهل و نادانی در میان مردم و عدم موضعگیری صحیح در مسائل اجتماعی انتقاد میکند.
هوش مصنوعی: در این دنیا با تمام مشکلات و پیچیدگیها، نباید به امید چیزهایی غیرممکن باشید. مانند این است که انتظار داشته باشیم پرندهای mythical، از ما دور بیاید و به دست ما برسد.
هوش مصنوعی: در این سرزمین که ما زندگی میکنیم، نشانهای از انسانیت وجود ندارد. هر کجا که نگاه کنی، بگو انصاف کجا رفته است؟
هوش مصنوعی: من از سنت و احترام سه گزینه برای انتخاب دارم: امام، با چهرهای ساده، عشق خالص و شراب صاف.
هوش مصنوعی: از دانش، پرهیزکاری و زهد، بوی خوشی به مشام میرسد. حالا کجا میتوان بادهای پیدا کرد که ما را از این صفات رها کند؟
هوش مصنوعی: زیبایی و مقام، از پاکی و وفای تو بهرهمندند، در حالی که زیبایی و وفا آنچنان که شایسته است در وجود تو نیست.
هوش مصنوعی: شجاعت و دلیری که وقتی در برابر دیگران میتراشی و نشان میدهی، شاید آسان به نظر برسد، اما اگر این شجاعت را در مقابل خودت به کار ببندی و با چالشهای درونیات مواجه شوی، واقعاً کار دشوارتری است.
هوش مصنوعی: کی این گروه نادان به درک خدا میرسند که در موضوع خلافت، دچار اشتباه میشوند.
هوش مصنوعی: من میتوانم تو را همانگونه که هستی توصیف کنم، حتی اگر سخنران شهر تو را به تمسخر بگیرد یا انتقاد کند.
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی که به معرفت و شناخت عمیق نرسیده، نمیتواند درک کند که چطور ویژگیهای تو در اطراف و در برزخ عالم به شهرت و معروفیت رسیده است. به عبارت دیگر، کسی که از حسد و کینه رنج میبرد، قادر نیست زیباییها و خوبیهای تو را ببیند و تحسین کند.
هوش مصنوعی: از رحمت و لطف شاه، تاج من دچار تغییر شده است. در این شهر، چه تعجبی دارد اگر یک جواهر به دست صرافی بیفتد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بیا بیا که توی شیر شیر شیر مصاف
ز مرغزار برون آ و صفها بشکاف
به مدحت آنچ بگویند نیست هیچ دروغ
ز هر چه از تو بلافند صادقست نه لاف
عجب که کرت دیگر ببیند این چشمم
[...]
نه هر که قوّت بازوی منصبی دارد
به سلطنت بخورد مال مردمان به گزاف
توان به حلق فرو بردن استخوان درشت
ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ناف
دو یار همدم و یک شیشه ای ز باده صاف
اگر رسد به تو این آرزو زهی الطاف
به از کدورت زهد ریاست باده صاف
بیار باده که بالای طاعت است انصاف
کجاست خانه آن ماه خانگی که کنیم
ز شوق صاحب خانه به گرد خانه طواف
غلام پیر مغانم که لطف مشرب او
[...]
نهاد پیر مغان بر کفت چو باده صاف
به عذر توبه دگر خویشرا مدار معاف
ز چاک پیرهنم دوختن چه سود ایدل
مرا که گشته ز تیغ فراق سینه شکاف
شکست قلب همه اهل عشق مژگانت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.