گر سعادت نظری بر من زار اندازد
بر سرم سایه سرو قد یار اندازد
دور از آن یار و دیارم نظر سعد کجاست
تا مرا باز بدان یار و دیار اندازد
آن که شد مست غرور از می پندار امروز
منتظر باش که فرداش خمار اندازد
سببی ساز خدایا که طبیبم نظری
بر دل خسته بی صبر و قرار اندازد
من که باشم که شوم کشته به تیغش مگر او
از کرم سایه بر این صید نزار اندازد
پیش ابروی کماندار تو میرم که مدام
تیر مژگان همه بر عاشق زار اندازد
گر برد بوی سر زلف ترا باد به چین
خون دل در جگر مشک تتار اندازد
گر کند چشم تو بر گوشه نشینان نظری
مستی و عربده در صومعه دار اندازد
چون شد از دولت وصل تو نسیمی منصور
وقت آن است که سر در سر دار اندازد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر احساسات عاشقانه و longing (دلتنگی) شاعر را بیان میکند. شاعر در longing خود برای معشوق به توصیف اثرات خوشایند و دردناک عشق میپردازد. او آرزو میکند که معشوق نگاهی به او بیندازد و سایهاش را بر او افکند. همچنین، شاعر به سرنوشتهای متفاوت عشق اشاره میکند و میگوید که در غیاب یار، خوشحالی و سعادت از او دور است. در بخشهایی از شعر، او به تأثیر دیدار معشوق بر خود، مشکلات و سرگشتگیهای روحیاش اشاره کرده و به نوعی به حال و هوای عاشقانگی و نشانههای آن میپردازد. در نهایت، شاعر از خداوند میخواهد که دوا و نجاتی برای دل زخمیاش فراهم کند.
هوش مصنوعی: اگر خوشبختی نگاهی بر من بيفکند، مانند سایهی سرو بلند یار بر سرم خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: من از آن معشوق و وطنم دور هستم و نمیدانم نگاه سعد کجاست، تا مرا دوباره به آن معشوق و دیار برگرداند.
هوش مصنوعی: کسی که امروز به خاطر مستی و غرور نهفته در خوشیهایش غافل شده، باید منتظر باشد که فردا از عواقب کارهایش و احساسی که در نتیجه آن به دست آورده، رنج ببرد.
هوش مصنوعی: خدایا، فرجابتی برای من بفرست که پزشکم به دل خستهام نگاه کند و آرامش بخشد.
هوش مصنوعی: من چه کسی هستم که به دست او کشته شوم، مگر اینکه او با بزرگواری خود سایهای بر این شکار ضعیف بیفکند.
هوش مصنوعی: در برابر زیبایی و جذبهی تو، من تسلیم میشوم، زیرا هر لحظه چشمانت مانند تیر، دل عاشق را مورد هدف قرار میدهند و او را بیشتر مجذوب میکنند.
هوش مصنوعی: اگر بوی خوش موی تو از بین برود، باد آن را به چین میبرد و دل من را پر از غم و اندوه میکند، چنان که گویی مشک تیرهای بر جگرم میریزد.
هوش مصنوعی: اگر چشمان تو به گوشه نشینان نگاهی بیاندازد، میتواند شور و شوقی ایجاد کند و حالتی پرشور در فضای خلوت صومعه به وجود آورد.
هوش مصنوعی: زمانی که از خوشی ارتباط با تو نسیمی به وجود آمد، این نشاندهندهی آن است که وقت آن رسیده که جان خود را در عشق و devotion فدای تو کنم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آتش عشق چو در سینه شرار اندازد
مرد را از زبر تخت به دار اندازد
عشق بر هر طرف از مملکت دل که زند
همچو موجی ست که دریا به کنار اندازد
عاشق آن است که گر بر سر کویش محبوب
[...]
بخت کو تا نظر لطف به کار اندازد
دست من گیرد و در گردن یار اندازد
وقت آن است که بحر کرمت موج زند
کشتی هستی ما را به کنار اندازد
پای بوس تو نیابم مگر آنگه که صبا
[...]
ای عطا پیشه که دریای سخا و کرمت
در تلاطم همه گوهر به کنار اندازد
محتشم کیست که مثل تو گران مقداری
بروی از خلق سبک روح گذار اندازد
چون به این لطف سرافراز شد اکنون آن به
[...]
باد اگر پرده ز رخساره یار اندازد
لرزه بر دست نگارین بهار اندازد
آب آیینه ز شرم خط او چون خس و خار
هر نفس جوهر خود را به کنار اندازد
شرم رخسار تو صد پرده خونین از گل
[...]
میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
مگر این بار ز دوشم غم یار اندازد
دل که بی عشق شد، از رحمت حق دور شود
مرده را موجه دریا، بکنار اندازد
نتوانم نفسی زنده بمانم بی او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.