صاحبا بارگاه قدر تو را
مهر بنده است و ماه دربانش
هیچ از حال بنده آگاهی؟
که کمالی گرفت نقصانش
رنج افزود و کس نرنجانید
به عیادت قدم ز اخوانش
غالباً او بدان نمیارزد
که بپرسد وزیر سلطانش
ایزدم رحم کرد و صحت داد
بس که خواندم رحیم و رحمانش
به تقاضای شه نبودم روی
رأی کردم به حکم فرمانش
که نشینم چو گنج در کُنجی
بهر تعلیق نسخ دیوانش
رخ به دیوار عجز چون سایه
دور از آفتاب تابانش
تا مگر همچو من گدائی را
برسد رقعهای ز دیوانش
حال القصه حجرهای دارم
بد چو حالم اساس ویرانش
گوشهای همچو چشم بدخواهت
تنگ و تاریک سقف ایوانش
سخت سست و قوی ضعیف نهاد
شش جهات و چهار ارکانش
گر چه دیدار او کرا نکند
بس کرا بستهایم پیمانش
در میان دو چشمه افتادهست
گر ببینی به چشم احسانش
آبروی مرا دهد بر باد
کثرت آب و قلت نانش
باد کیوان غلام تو چون چرخ
تا بود دور چرخ کیوانش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از مقام و بزرگی خداوند سخن میگوید و بیان میکند که حال بنده (خود) را کسی نمیداند و او در رنج و سختی به سر میبرد. با وجود این، هیچ کمکی از دیگران نمیبیند و فقط به رحمت و لطف خداوند امیدوار است. شاعر در تلاش است تا به دور از دنیا و زرق و برق آن، در گوشهای محقر بنشیند و به دعا و نیایش بپردازد. او به تصویر کشیده که چگونه این اوضاع و احوال بر او فشار میآورد و او را در وضعیت سختی قرار داده است. همچنین، اشاره به اینکه حتی اگر کسی به او توجه نکند، او همچنان به پیمان با خداوند وفادار است و در نهایت تمام این افکار و احساسات را در قالب محزون و عجز بیان میکند.
هوش مصنوعی: ای دوست، دربار تو به قدری با ارزش است که بندهاش با عشق به آن خدمت میکند و مانند ماهی است که در آنجا نگهبانی میکند.
هوش مصنوعی: آیا از وضعیت من خبری داری؟ که در حالی که به کمالی دست یافتهام، نقصی هم همراه آن وجود دارد.
هوش مصنوعی: درد و زحمت او بیشتر شد، اما هیچکس برای عیادت و دلجویی از او نیامد.
هوش مصنوعی: اغلب او ارزش این را ندارد که وزیر سلطانش از او سوال کند.
هوش مصنوعی: خداوند به من لطف کرد و سلامتی عطا کرد، زیرا که من مکرر نام رحیم و رحمان او را میخواندم.
هوش مصنوعی: به درخواست پادشاه رأی خودم را به او تقدیم کردم و به فرمانش عمل کردم.
هوش مصنوعی: میخواهم در جایی آرام و دور از هیاهو بنشینم و به یادگارهای او فکر کنم.
هوش مصنوعی: چهرهاش را به دیوار عجز تکیه داده، مانند سایهای که از نور خورشید دور است.
هوش مصنوعی: شاید روزی مانند من، شخصی هم به نامهای از او دست پیدا کند.
هوش مصنوعی: در نهایت، اتاقی دارم که حال و روز خوبی ندارد و اساس آن در حال ویرانی است.
هوش مصنوعی: گوشهای از ایوانش به گونهای تنگ و تاریک است که شبیه به چشم بدخواهی میباشد.
هوش مصنوعی: این جمله به توصیف دنیای متضاد و پیچیدهای میپردازد که در آن چیزهای ظاهراً ضعیف میتوانند قوی باشند و بالعکس. در این دنیای شگفتانگیز، شش جهت و چهار رکن وجود دارد که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند و در عین حال ناپایدار به نظر میرسند. این میتواند نمادی از عدم ثبات و تغییرپذیری در زندگی یا طبیعت باشد.
هوش مصنوعی: اگرچه او به دیدار ما نمیآید، ما هنوز هم به خاطر او پیمانی بستهایم.
هوش مصنوعی: در اینجا به فردی اشاره شده که در دل دو چشمهای افتاده است و اگر به نیک نظری او توجه کنیم، میتوانیم زیبایی و خوبیهایش را ببینیم.
هوش مصنوعی: اگر اوضاع به همین منوال پیش برود، آبروی من به خطر میافتد. در حالی که به خاطر زیاد بودن آب، نانش کم شده است.
هوش مصنوعی: باد کیوان، که به نوعی نمایانگر قدرت و شکوه توست، همچون چرخ در حال چرخش باقی میماند، تا زمانی که دور چرخ کیوان ادامه دارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
غیرت حق گرفت دامانش
ریسمان شد زه گریبانش
کی رها می کنند خصمانش
که وزد باد بر گریبانش
آنچنان کن ز دیو پنهانش
که نبیند مگر سلیمانش
زینهار از دهان خندانش
و آتش لعل و آب دندانش
مگر آن دایه کاین صنم پرورد
شهد بودهست شیر پستانش
باغبان گر ببیند این رفتار
[...]
دشمن آدم است بچگانش
کو کسی کو نشد پریانش
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.