هر که بوئی یافت از بستان عشق
غرقه شد در بحر بی پایان عشق
دل چه باشد؟ قطرهای از بحر شوق
جان چه باشد؟ گوهری از کان عشق
نیست روح الا نسیم باغ وصل
نیست تن جز حلقهٔ زندان عشق
فتنهٔ گردون هماکنون طی شود
تا ابد باقی بود دوران عشق
سر نخوانندش در میان سروران
گر نبازی بر سر میدان عشق
گوهر وصلش کجا افتد به دست
گر بیندیشی تو از توفان عشق
هر گدای رند ازرق پوش را
بار نبود بر در سلطان عشق
ساقیا داروی بیهوشی بده
تا بدو سازم دمی درمان عشق
گر سر ناصر درین سودا رود
همچنان با سر برد پیمان عشق


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شعر در مورد عشق و حال و هوای آن صحبت میکند و به ابعاد گوناگون این احساس عمیق میپردازد. عشق به مثابه درختی تنومند مطرح میشود که روح را فرامیخواند و جان را غنی میکند. در این منظر، دل و جان انسانها به تصویر کشیده میشود که در عمق این احساس غرق میشوند. شاعر اشاره میکند که برای درک عشق واقعی و رسیدن به وصال، نیازمند فداکاری و شجاعت است و نشان میدهد که حتی وضعیتهای دشوار نمیتوانند از قدرت عشق بکاهند. در نهایت، عشق به عنوان یک پیمان دائمی و جداییناپذیر از هستی انسان معرفی میشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیباییها و لذتهای عشق بویی برد، در اعماق عشق بیپایان غوطهور میشود.
هوش مصنوعی: دل مانند یک قطره از دریای وسیع شوق است و جان نیز همانند گوهری ارزشمند از معدن عشق.
هوش مصنوعی: جز این نیست که روح انسان، مانند نسیمی در باغ وصل میچرخد و بدن او نیز جز در دام عشق، به جایی نمیرسد.
هوش مصنوعی: این دنیا و حوادث آن به زودی سپری میشود، اما احساس عشق همیشه پایدار خواهد ماند.
هوش مصنوعی: اگر در میان دلبران و خوشگذرانان نامی از او نباشد، دلیلش این است که در عشق حاضر نبوده و در میدان عشق شجاعت و خطرپذیری نداشته است.
هوش مصنوعی: اگر به اعماق عشق و هیجان آن فکر کنی، به راحتی نخواهی توانست به ارزش واقعی محبت و وصال دست پیدا کنی.
هوش مصنوعی: هر کسی که تنها یک گدا و رند باشد و لباسهای زرق و برق دار بپوشد، نمیتواند خود را در درگاه عشق واقعی به نمایش بگذارد.
هوش مصنوعی: ای ساقی، برایم نوشیدنی بیهوشی بیاور تا لحظهای از درد عشق بیخبر شوم.
هوش مصنوعی: اگر سر ناصر در این معامله برود، همچنان با سر خود پیمان عشق را حفظ خواهد کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خاصگان محرم سلطان عشق
مست میآیند از ایوان عشق
جمله مست مست و جام می به دست
میخرامند از بر سلطان عشق
با دلی پر آتش و چشمی پر آب
[...]
چونکه شهانند گدایان عشق
باش دلا چاکر سلطان عشق
دفتر ناموس بآتش بسوز
تا که رهی یابی بدیوان عشق
ره بسر خوان وصالش بری
[...]
خیمه زد چون در دلت سلطان عشق
ملک دل گردیده شهرستان عشق
نام تو دیباچهٔ دیوان عشق
یاد تو سرمایهٔ دکان عشق
زان بدادم شیرت از پستان عشق
کاین چنین روزت کنم قربان عشق
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.