مرا که نشوهٔ روح از می مغانهٔ توست
دماغ عقل تر از نغمهٔ ترانهٔ توست
نیام چو عود که از چنگ یار مینالد
خروش من همه از نالهٔ چغانهٔ توست
نشان زلف تو آمد ختامهٔ مسک
نشان اگر طلبی شبهه به شانهٔ توست
از آن میان به کناری رضا دهم چو کمر
ازین میان غرضم لطف بیکرانهٔ توست
بهانهای که فضیلت بود نمییابم
امید من همه بر فضل بیبهانهٔ توست
به آسمان سر همت فرو نمیآرد
تنم که معتکف خاک آستانهٔ توست
سمند فکر تو ناصر که تیز میرانی
به فارِسی مثل از ضرب تازیانهٔ توست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به عشق و جذبهای که از محبوبش (مغانه) میافتد، اشاره میکند. او بیان میکند که نشوه روحش از می معشوقش ناشی میشود و عقلش تحت تأثیر نغمههای او قرار گرفته است. شاعر خود را همچون نی میداند که از عشق مینالد و صدایش به خاطر نالههای یار است. او به زیباییهای زلف محبوب اشاره میکند و میگوید که اگر به جستجوی نشانهای از معشوق برود، آن را در موهای او پیدا میکند. همچنین، او از لطف بیکران معشوقش سخن میگوید و به این نکته اشاره میکند که فضیلتها را در چیزی غیر از محبتی که دریافت میکند نمییابد. در نهایت، شاعر به از خودگذشتگی و وابستگی عمیقش به معشوق اشاره میکند و تأکید میکند که تمام افکارش تحت تأثیر عشق اوست.
هوش مصنوعی: من که شعف و شادی روح من به نوشیدنیهای مغانه تو بستگی دارد، عقل و اندیشهام از نغمههای ترانه تو هم بهرهمندتر است.
هوش مصنوعی: من مانند نیای هستم که به خاطر جدایی از یار، ناله میزنم. صدای من تماماً ناشی از نالهٔ توست.
هوش مصنوعی: زلف تو نشانهای است از زیبایی و جاذبه، و اگر دلت بخواهد به دنبال نشانهای باشی، آن نشانه در شانهی تو وجود دارد.
هوش مصنوعی: از بین همه چیزهایی که دارم، به کناری میگذارم رضا و خوشنودیام را، زیرا هدف اصلی من، محبت بیپایان توست.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم به فضیلتی که دلیل وجودش را درک کنم دست پیدا کنم، بنابراین امید من تماماً بر حسن و خوبی بیدلیل توست.
هوش مصنوعی: سر بلند نکردن من به آسمان از آنجا است که من در خاک درگاه تو به عبادت نشستهام.
هوش مصنوعی: فکر تو مانند سمند تیزی است که به خوبی و با سرعت در حال حرکت است و این حرکات مانند اثرات تازیانهای است که تو بر آن وارد میکنی.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
رَواقِ منظرِ چشمِ من آشیانهٔ توست
کَرَم نما و فرود آ که خانه، خانهٔ توست
به لطفِ خال و خط از عارفان ربودی دل
لطیفههای عَجَب زیرِ دام و دانهٔ توست
دلت به وصلِ گل ای بلبلِ صبا خوش باد
[...]
قدم به کلبهام از لطف بیکرانهٔ توست
که بنده بنده تو بود و خانه خانهٔ توست
شب به کوی وی ای دل چهها فتاده که روز
به شهر و کوه و دمن خلق بر فسانهٔ توست
گدایم و تو غنی ای جوان بادهفروش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.