گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
حکیم نزاری

پند داعی بشنو پس‌رو پندار مباش

تخم شیرین ز پی مائده دو شوره مپاش

مشرکان دعوی توحید نکردندی کاش

چه کند طاقت خورشید ندارد خفّاش

فقها بیهده گویند و مشایخ فحّاش

[...]

کوهی

عین یکدیگر بدیدم ابتدا و انتهاش

جان عارف فارغ آمد از لباس و از معاش

و هو معکم گفت از این رو فاش میگویم بدان

درمقام وحدت از خود من نه می بینم جداش

حق الست و ربکم گفت وهمه جانها بلی

[...]

فیض کاشانی

میکنم هرچند پنهان میشود این راز فاش

عشق را نتوان نهفتن هست بیجا این تلاش

دل ز من بردی ببر جان نیز اگر خواهی رواست

هر دو عالم باشد ار قربان یکموی تو باش

مدعائی نیست دلرا غیر جان کردن فدا

[...]

سیدای نسفی

آشپز امرد بود استاد در علم معاش

هر کجا سر می نهد دم می زند از آب و آش

خدمت آن آشپز سازند مردم در تلاش

پادشاه وقت باشد هر که دارد دیگ آش

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه