ماه رخسار تو امشب شمع بزم ناله بود
گرد او آغوش من پروانه همچون هاله بود
کلبه ام می گشت چون پروانه بر گرد سرم
شمع در کاشانه من شعله جواله بود
رفتم امشب سوی مطرب تا دلی خالی کنم
کاسه طنبور او لبریز آه و ناله بود
ساغر خود دوش بردم سوی بحر از تشنگی
بر لب دریا نظر کردم پر از تبخاله بود
بر سر بالین دنیا دار رفتم روز مرگ
چون نظر کردم به رویش مرده صدساله بود
بر در ارباب دولت پا نهادم سوختم
حلقه دروازه او شعله جواله بود
سیدا گشتم شبی مهمان به دولتخانه یی
نان او تر کرده در خون همچو داغ لاله بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق و زندگی سخن میگوید. او شب را به عنوان شمع بزم ناله توصیف میکند و خود را همچون پروانهای میبیند که به دور او میچرخد. شاعر از حال و روز خود در کلبهای که همچون پروانهای در حال چرخیدن است، میگوید و به سراغ مطربی میرود تا دلی از غم خالی کند. او همچنین با گوشههایی از مرگ و حسرت زندگی روبهرو میشود و در نهایت به مهمانی در دولتخانهای اشاره میکند که غذایی شور و غمانگیز دارد. این شعر به بیان عشق، اندوه و جستجوی تسکین در آشتی ناپذیر زیبایی و زوال زندگی میپردازد.
هوش مصنوعی: امشب، چهره زیبای تو مانند شمعی در مهمانی ناله میدرخشد و دور آن، آغوش من به مانند پروانهای در حال چرخش به دور شمع، شبیه هالهای است.
هوش مصنوعی: کلبهام مانند پروانهای دور شمعی که در خانهام روشن است، میچرخید و شعلهاش پراز زندگی و شگفتی بود.
هوش مصنوعی: امشب به سمت نوازنده رفتم تا دلم را آرام کنم، اما صدای طنبور او پر از غم و ناله بود.
هوش مصنوعی: دیشب جرعهای از قدح خود را به سمت دریا بردم، از شدت تشنگی به لب دریا نگاه کردم و دیدم که پر از کثافات است.
هوش مصنوعی: در لحظهای که به پایان عمر نزدیک شدم و به دنیا نگاه کردم، دنیای پیر و فرسودهای را دیدم که از عمرش صد سال میگذشت.
هوش مصنوعی: بر آستانه صاحب قدرت و ثروت ایستادهام و در اثر عشق، شبیه شعلهای از آتش هستم که به دروازه او نزدیک شدهام.
هوش مصنوعی: شبی به یک مکان مهمانی رفتم که با شکوه و عزت بود. در آنجا نانی که به من داده بودند، به قدری لطیف و زیبا بود که مثل زخم گل لاله در رنگ و شکلش جلوهگری میکرد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بود
دل مرا در تشت آتش همچو داغ لاله بود
دوش بر دوش اثر تا خلوت دلها شدم
شب که پروازم سپندآسا به بال ناله بود
تا به گرد خویش می گشتم به جست و جوی یار
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.