گر نرگس خون خوارش دربند امانستی
هم زهر شکر گشتی هم گرگ شبانستی
هم دور قمر یارا چون بنده بدی ما را
هم ساغر سلطانی اندر دورانستی
هم کوه بدان سختی چون شیره و شیرستی
هم بحر بدان تلخی آب حیوانستی
از طلعت مستورش بر خلق زدی نورش
هم نرگس مخمورش بر ما نگرانستی
با هیچ دل مست او تقصیر نکردهست او
پس چیست ز ناشکری تشنیع چنانستی
وصلش به میان آید از لطف و کرم لیکن
کفو کمر وصلش ای کاش میانستی
صورتگر بیصورت گر ز آنک عیان بودی
در مردن این صورت کس را چه زیانستی
راه نظر ار بودی بیرهزن پنهانی
با هر مژه و ابرو کی تیر و کمانستی
بربند دهان زیرا دریا خمشی خواهد
ور نی دهن ماهی پرگفت و زبانستی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و او را در تعابیری رمزآلود همچون نرگس و قمر معرفی میکند. او به تضادهای موجود در عشق میپردازد، از جمله زهر و شکر و دور و نزدیک، که نشاندهنده پیچیدگیهای عاطفی است. همچنین، شاعر به بیقراری و اشتیاق برای وصال اشاره میکند و یادآور میشود که ناشکری و عیبجویی از عشق نادرست است. در نهایت، با اشاره به عمیق بودن معانی و زیبایی معشوق، بر این نکته تأکید میکند که عشق واقعی فراتر از صورتهای ظاهری است و درونیتر و عمیقتر از آن است که به سادگی قابل بیان باشد.
هوش مصنوعی: اگر نرگس زیبا و خونی او (مهرش) در بند امانت تو بود، هم شیرین و هم زهرآلود بودی و هم به شکل گرگی که در لباس شبان است، درآمده بودی.
هوش مصنوعی: ای دوست، دور قمر مانند بندهام، که نشاندهندهٔ حالتی از درخشش و زیبایی است. همچنین، ساغر سلطانی در دوران زمان، نشانهای از مقام و عظمت است که میتواند حالتی از خوشی و شادی را به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: هرچند کوه سختی و استقامت دارد، اما در برابر شجاعت و قدرتی که شیر دارد، ضعفی حس میشود. همچنین، هر چند دریا به خاطر تلخی آب خود شناخته میشود، اما در آن آب حیات و زندگی وجود دارد.
هوش مصنوعی: از زیبایی پنهان او، نوری بر مردم تابید و چشمان نازکش مانند نرگس، ما را مجذوب خود کرد.
هوش مصنوعی: دل مست او (محبوب) هیچ، هیچ تقصیر نکرده است، پس چرا ناشکری میکنی و او را سرزنش میکنی؟
هوش مصنوعی: وصل او از سر لطف و کرم بهوجود میآید، ولی کاش تو هم همتای او بودی و در وصل او با من شریک میشدی.
هوش مصنوعی: صورتگری که بیصورت است، چون در حقیقت وجودت را در نیازی به مرگ نمیبیند، بنابراین از بابت مردن این صورت (ظاهر دنیایی) چه زیانی میبیند؟
هوش مصنوعی: اگر در نظر راستی وجود داشته باشد که بدون مزاحمتی باشد، با هر مژه و ابروی زیبا، دیگر هیچ تیر و کمان (خطر یا آسیب) وجود نخواهد داشت.
هوش مصنوعی: دهانت را ببند، زیرا دریا خواهم شد و به زودی خروش و طغیانی خواهد کرد؛ وگرنه ماهی که در دهان تو است، پر از حرف و سخن است و زبانی دارد که هرگز خاموش نخواهد ماند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
گر یار نگارینم در من نگرانستی
بار غم و رنج او بر من نه گرانستی
ور غمزهٔ غمارش رازش نگشادستی
از خلق جهان رازم همواره نهانستی
گویی چو بهشتستی آراسته و خرم
[...]
گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
ای شاد که خلقستی ای خوش که جهانستی
از خلق نهان زان شد تا جمله ترا باشد
گر هیچ پدیدستی زان همگانستی
جان دید جمالش را ور نه به همه دانش
[...]
گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی
ای شاد که خلقستی ای خوش که جهانستی
گر نقش پذیرفتی در شش جهت عالم
بالا همه باغستی پستی همه کانستی
از خلق نهان زان شد تا جمله مرا باشد
[...]
گر سینه شود سینا، بی تاب و توانستی
تاب من و آن جلوه، مهتاب و کتانستی
آسان به قد و عارض، عاشق ندهد دل را
آنی ست نکویان را، دل داده ازآنستی
آن ماه فلک پیما، بنمود شبی سیما
[...]
اندوه پرافشانی از چهره عیانستی
خون ناشده رنگ اکنون از دیده روانستی
غم راست به دلسوزی سعی ادب آموزی
انداختگانش را اندازه نشنانستی
صد ره به هوس خود را با وصل تو سنجیدم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.