گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۱۳

 
مولوی
مولوی » دیوان شمس » غزلیات
 

کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من

شکر خدا را که خرم برد صداع از سر من

گاو اگر نیز رود تا برود غم نخورم

نیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر من

گاو و خری گر برود باد ابد در دو جهان

دلبر من دلبر من دلبر من دلبر من

حلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زر

حیف نگر حیف نگر وازر من وازر من

سر کشد و ره نرود ناز کند جو نخورد

جز تل سرگین نبود خدمت او بر در من

گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین

زین دو اگر من بجهم بخت بود چنبر من

رفتم بازار خران این سو و آن سو نگران

از خر و از بنده خر سیر شد این منظر من

گفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخر

گفتم خاموش که خر بود به ره لنگر من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

خر کنایه از مال دنیاست و اینکه مولانا می گوید کوخر من و بعد خود پاسخ میدهد پار به مرد آن خر من نشان از جهل عارف است.

امین کیخا نوشته:

گمان نکنم هیچ کجا از تهیدستی و مستمندی مولانا خوانده باشم . شاید از خر نگاهش به تن و خواهش هایش باشد .

امین کیخا نوشته:

گاو هم به مناسبت چرخان بودن گیتی بر شاخ گاو منظور گیتی باشد

شهلا نوشته:

با سلام، اگر برنامه گنج حضور وتفسیر جناب شهبازى راببینید متوجه مى شرید منظور ازخرو گاو دراین شعر منیت ذهنى ماست که مجموعه اى از اسم ورسم وتحصیلات وداراییها ومتعلقات ماست که درواقع ما نیستیم. من ذهنى موجودیست که باباورها ومشخصات مذکور خود هم هویت شده واینها اورا مجبور میسازند که براى حفظ آنهامرتباً دچار خشم رنجش کینه حسادت… ، شود که همه اینها باروح خدایى ولایتتاهى و ازلى وابدى ما منافات دارد. دراینجا حضرت خوشحال هستند که موجباتى فراهم آمده که ازاین من ذهنى خود خلاص شوند

شهلا نوشته:

منظور از خرو گاو طبق تفسیر جناب شهبازى درگنج حضور، من ذهنى است

شهلا نوشته:

گنج حضور را ببینید تا این ابیات فاخر راجهل عارف ندانید، بلکه به جهل خود پى ببرید

... نوشته:

شهلای بزرگوار
صرف نظر از مفهوم خر و گاو، من فکر می کنم منظور امیر عزیز از جهل عارف، صنعت ادبی تجاهل العارف باشه که تو فارسی نادان نمایی هم گفته میشه. البته به نظرم این بیت این صنعت رو نداره. چون معمولا وقتی از تجاهل العارف استفاده میشه فقط یه پرسش مطرح میشه که جوابش واضحه و مخاطب میدونه و خود شاعر هم یا پاسخ پرسش رو در متن ذکر نمیکنه یا با جوابایی مثل «نمی دانم» و… خودش رو به نادانی می زنه. ولی اینجا شاعر پرسشی مطرح کرده که جوابش برای مخاطب روشن نیست و خودش در ادامه میاد بهش جواب میده.
به هر حال خواستم بگم کسی قصد توهین نداشت.

کانال رسمی گنجور در تلگرام