بیتو گو سوزد ز برق آه گشت دل مرا
نیست هرگز حاصلی زین کشت بیحاصل مرا
کاش ایدل گلرخان و شعله رخساران کنند
بلبل گلشن ترا پروانه محفل مرا
کی رهم از ورطه عشقت که خواهد ناخدا
غرقه گرداب نه آسوده ساحل مرا
در غمت از مرگ گفتم گردد آسان مشکلم
جان سپردم آخر و آسان نشد مشکل مرا
کشته عشقم بسم روز جزا این خونبها
کز نگاهی باز غلطاند بخون قاتل مرا
در مذاقم بسکه بخشد چاشنی ذوق طلب
هست خوشتر رنج راه از راحت منزل مرا
ره نمیپویم درین وادی بخود دارد کشان
جذبه محملنشین بیخود پی محمل مرا
چون تواند خون من از غمزه صیاد ریخت
گو مکش تیغ و مزن زخم و مکن بسمل مرا
ازپی محمل درین دشتم نه خود گرم خروش
چون جرس دارد در افغان اضطراب دل مرا
خارخار عشق خوبان مردم و بردم بخاک
تا چه گل مشتاق آخر سر زند از گل مرا
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر دربارهی عواطف عمیق و درد ناشی از عشق است. شاعر از سوز و گداز دل ناشی از دوری معشوق سخن میگوید و بیان میکند که بدون او، زندگی بیحاصل و بیفایده به نظر میرسد. او آرزو دارد که عشق و زیبایی معشوقان بتوانند به او آرامش دهند، اما در عین حال از غرق شدن در عشق و دردهای آن نیز میگوید. شخصیت شعر به شدت درگیر احساسی است و از مرگ و سختیهای زندگی مینالد. او به چالشهای عشق و جستجوی خوشی در رنجها اشاره دارد و در نهایت به یک چالش درونی در مواجهه با احساسات و عشق خود اعتراف میکند.
هوش مصنوعی: چشم انتظار تو هستم و بدون تو قلبم در آتش درد میسوزد. هیچگاه از این تلاش بینتیجه چیزی به دست نیاوردهام.
هوش مصنوعی: ای کاش محبوبان با زیباییهای خود، همچون گل و آتش، دلها را شاد کنند و بلبل در گلستان به خاطر زیبایی تو، دل را به شور و حال بیاورد.
هوش مصنوعی: کی میتوانم از عشق تو رهایی یابم، وقتی که ناخدایم در گردابی غرق شده و ساحل آرامی برای من وجود ندارد؟
هوش مصنوعی: به خاطر غم تو، فکر کردم اگر از دنیا بروم، مشکلاتم حل میشود. اما در نهایت جانم را فدای غم تو کردم و دیدم که مشکلاتم همچنان باقی است و آسان نشدهاند.
هوش مصنوعی: عشق من را کشته است و در روز قیامت میخواهم به اندازه این خون بهایی که از نگاهی به دست آمده، از قاتل خود طلب کنم.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که لذت و طعم جستجو و تلاش در مسیر دستیابی به چیزی برای من جذابتر از رسیدن به مقصود و آرامش در منزل است. به عبارتی، من بیشتر از راحتی در مقصد، از صرف زمان و تلاش برای رسیدن لذت میبرم.
هوش مصنوعی: در این وادی، گم شدهام و به تنهایی نمیتوانم راه بروم. نیرویی مرا به سمت خود میکشد، بیآنکه متوجه باشم. انگار که مثل یک مسافر در یک محمل هستم و بیاختیار به سمت مقصد میروم.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است که خون من به خاطر تیرکمان تو بریزد؟ پس کارد را نکش و زخمی نزن و مرا نکش.
هوش مصنوعی: در این دشت به دنبال کاروان هستم، اما نه من مانند جرس در حال سر و صدا هستم، بلکه دل من در بیقراری و اضطراب است.
هوش مصنوعی: عشق خوبان مانند خارهای خاردار است که به دل آدم مینشیند و من خود را در برابر آن تسلیم کردم. حالا منتظر هستم تا ببینم چه گلی از گلهای محبت و عشق در نهایت از وجود من شکوفا خواهد شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اژدهای عشق زد زخمی عجب بر دل مرا
نیست خاطر سوی تریاک و فسون مایل مرا
نیست تریاک و فسون من بجز جانان که ساخت
مهرش از صبح ازل در جان و دل منزل مرا
عمر در تحصیل وصلش رفت و آن حاصل نشد
[...]
کی سبکباری ز همراهان کند غافل مرا؟
بار هر کس بر زمین ماند، بود بر دل مرا
ناقه آن محمل نشین چون راند از منزل مرا
جان قفای ناقه رفت و دل پی محمل مرا
ز آتش رشکم کنی تا داغ، هر شب میشوی
شمع بزم غیر و میخواهی در آن محفل مرا
بعد عمری زد به من تیغی و از من درگذشت
[...]
بیتو مرگ آسوده سازد اضطراب دل مرا
آنچه گردابست عالم را بود ساحل مرا
ناید از دستم گشاد عقدهای دل که هست
ناخنم سست و هزاران عقده مشکل مرا
در محیط عشق کز وی نیست امید نجات
[...]
ماند آخر حسرت دیدار او در دل مرا
منتی در دل نهاد این مرگ مستعجل مرا
بارها دل بر وفای خوبرویان بسته ام
باز می خواهم که داند هر کسی عاقل مرا
نفگند از دور هرگز ناوکی بر سینه ام
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.