بیتو کوشم در فنای خویشتن
تیشهام اما بپای خویشتن
ریختی خونم بجرم دوستی
عاقبت دیدم سزای خویشتن
زد بتیغم بوسه بر دستش زدم
خود گرفتم خونبهای خویشتن
گلبن نوخیز من یکره بپرس
حال مرغ بینوای خویشتن
دردمندان غمت درمان طلب
ماو درد بیدوای خویشتن
دیدمش در خویش و جان دادم ز شوق
خویش را کردم فدای خویشتن
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به احساس عمیق عشق و فراق میپردازد. شاعر از تلاش خود برای فراموشی و رهایی از غم و اندوه صحبت میکند، اما در عین حال، نشان میدهد که عشقش به معشوق او را مجذوب و حتی آسیبدیده کرده است. او به نوعی درگیر دوگانگیاست: از یک سو میخواهد خود را از عشق رها کند و از سوی دیگر نمیتواند نسبت به معشوق بیاحساس باشد. به طور کلی، اشعار به بیان درد و شوق عاطفی و تأثیر عمیق عشق بر وجود شاعر میپردازد.
هوش مصنوعی: بدون تو تلاش میکنم تا خودم را از بین ببرم، ولی در این راه به پای خودم صدمه میزنم.
هوش مصنوعی: دوستیام باعث شد که آسیب ببینم، و در نهایت، عواقباش را خودم مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: من بر دستان آن معشوق بوسهای زدم و به نوعی، خودم را در ازای عشق و محبتش قربانی کردم.
هوش مصنوعی: باغ تازهروی من، از حال پرنده بدبخت خودم بپرس.
هوش مصنوعی: دردمندان به دنبال درمان غم ما هستند و خودشان نیز در عذاب و درد به سر میبرند.
هوش مصنوعی: او را در درون خود دیدم و از شوق، جانم را فدای وجود خویش کردم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جملگی در ماجرای خویشتن
جملگی اندر بلای خویشتن
هر کرا یاری برای خویشتن
ما و یار بیوفای خویشتن
تا به کی در بزم خاص اغیار را
میتوان دیدن به جای خویشتن
محفلم را مطربی درکار نیست
[...]
کی سزا بینم به جای خویشتن
دیگری را خونبهای خویشتن
دردمندیم و دوای خویشتن
چشم داریم از خدای خویشتن
هرکرا دست دعایی برخداست
من به فکر مدعای خویشتن
از من ای ناصح زبان کوتاه دار
[...]
برنجستم من زجای خویشتن
خود زدم سنگی به پای خویشتن
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.