گنجور

 
مشتاق اصفهانی

ای ز جورت دل عشاق به خون غوطه‌زنان

لاله‌زاری سر کوی تو ز خونین‌کفنان

نه ز مردی‌ست که بر قلب ضعیفان تازد

بشکند آنکه به یک حمله صف صف‌شکنان

خاتمی را که جز انگشت سلیمان نسزد

کی توان دید خدایا به کف اهرمنان

وای بر مور در آن عرصه که چون نقش قدم

از لگدکوب شود سرمه تن پیل‌تنان

ای خدا طالع پیراهنی آخر تا چند

سوزم از شوق هم‌آغوشی سیمین‌بدنان

داردم بی‌لب و داغ سیه‌روزی خویش

دیدن خال به کنج لب شیرین‌دهنان

زاهدانت به خدا راه نمایند اگر

کس به منزل رسد از رهبری راه‌زنان

بر در میکده آن سر به چه کارت آید

کز ارادت ننهی در قدم برهمنان

به چه‌سان از در میخانه کشم پا مشتاق

که نباشد به جز این در وطن بی‌وطنان

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
کمال خجندی

نوش کن خواجه علی‌رغم صُراحی‌شکنان

باده‌ای تلخ به یاد لب شیرین‌دهنان

بطلب یافت نشان از لب شیرین فرهاد

ره سوی لعل نبردند به جز کوهکنان

خاک بر فرق کسانی که زر و سیم به خاک

[...]

حافظ

شاه شمشادقدان خسرو شیرین‌دهنان

که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین‌سخنان

تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود

[...]

صوفی محمد هروی

نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان

باده تلخ به یاد لب شیرین دهنان

جامی

ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان

تلخکام از لب میگون تو شیرین دهنان

با گل و بلبل اگر باد نه بوی تو رساند

آن چرا جامه دران آمد و این نعره زنان

دلق سالوس مرا پرده ناموس درید

[...]

امیرعلیشیر نوایی

ای شه صف‌شکنان خسرو ناوک‌فکنان

صد شکست از صف مژگان تو بر صف‌شکنان

تلخ‌کام از شکر لعل لبت نوش‌لبان

زهرخند از لب شیرین تو شیرین‌دهنان

از قدت پست شده سایه شمشادقدان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه