ای ز جورت دل عشاق به خون غوطهزنان
لالهزاری سر کوی تو ز خونینکفنان
نه ز مردیست که بر قلب ضعیفان تازد
بشکند آنکه به یک حمله صف صفشکنان
خاتمی را که جز انگشت سلیمان نسزد
کی توان دید خدایا به کف اهرمنان
وای بر مور در آن عرصه که چون نقش قدم
از لگدکوب شود سرمه تن پیلتنان
ای خدا طالع پیراهنی آخر تا چند
سوزم از شوق همآغوشی سیمینبدنان
داردم بیلب و داغ سیهروزی خویش
دیدن خال به کنج لب شیریندهنان
زاهدانت به خدا راه نمایند اگر
کس به منزل رسد از رهبری راهزنان
بر در میکده آن سر به چه کارت آید
کز ارادت ننهی در قدم برهمنان
به چهسان از در میخانه کشم پا مشتاق
که نباشد به جز این در وطن بیوطنان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و درد و رنج عاشقانی است که در جستجوی وصال معشوق خود هستند. شاعر از غم و اندوهی سخن میگوید که به خاطر دوری از محبوب بر دل عاشقان نشسته و تصاویری از خون و زخمهای عاطفی را به تصویر میکشد. او به قدرت و شجاعت در عشق اشاره میکند و بر ناتوانی انسانها در برابر احساسات عمیق و احساسات واقعی تاکید دارد. شاعر به هجران و آرزوهای برآوردهنشده پرداخته و به جستجوی زیبایی و لذت در مخاطرات زندگی اشاره میکند. در نهایت، او به میکده و عشق آزاد اشاره میکند و از بندهای اجتماعی و مذهبی که آدمی را از احساساتش جدا میکند، انتقاد میکند.
هوش مصنوعی: ای تو که وجودت برای عاشقان، مانند نعمت و روشنایی است و دلهای آنها را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد، در کوی تو، زمین پر از گلهای لالهای است که به رنگ خون کسانی است که به عشق تو جان خود را فدای کردهاند.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به این دارد که قدرت واقعی در این نیست که بر ضعیفان بتازی و آنها را شکست بدهی. بلکه کسی که میتواند در یک لحظه صفوف دشمنان را بشکند، نشان دهندهی یک شجاعت و توانایی واقعی است. قدرت میتواند در موقعیتهای دشوار و در برابر چالشها مورد آزمایش قرار گیرد.
هوش مصنوعی: در این شعر به این نکته اشاره شده که انگشتری خاص و ارزشمند، تنها به سلیمان نبی تعلق دارد و نمیتوان انتظار داشت که کسی دیگر چنین چیزی را داشته باشد. این جمله حاکی از یکتایی و اصالت در وجود یک چیز خاص است و یادآور میشود که نظیر آن را نمیتوان در دست کسانی که سزاوار آن نیستند، دید. به نوعی، شاعر به قدرت و حاکمیت الهی اشاره میکند که تنها شایستهی افراد خاص و دارای صلاحیت است.
هوش مصنوعی: آه و افسوس بر مورچهای که در آن میدان زیر پاهای فیلها له میشود، همچنان که رد پاها به خاک میافتد.
هوش مصنوعی: ای خدا، تا کی باید به خاطر عشق و آرزوی وصال با زیباییهای سیمین بدنان، در دل آتش شوق بسوزم؟
هوش مصنوعی: من بدون لب و با دلشکستگی روزگار تیرهام، فقط میتوانم نگاه کنم به نشانهای بر لبهای شیرین کسانی که دلم را بردهاند.
هوش مصنوعی: زاهدان و پارسایان به خداوند هدایت میکنند، اما اگر کسی به منزل و مقصد درست برسد، این نتیجه رهبری و راهنمایی افرادی است که خودشان در مسیر طعمه دزدان و فریبکاران قرار دارند.
هوش مصنوعی: اگر در میکده هستی، سر چه کاری به آنجا میکنی؟ چون عشق و ارادت را نادیده نمیگیری و در برابر دیگران خود را کوچک نمیکنی.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم از در میخانه خارج شوم در حالی که هیچ جایی به جز این در برای من وجود ندارد و به نوعی بیوطن هستم؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوش کن خواجه علیرغم صُراحیشکنان
بادهای تلخ به یاد لب شیریندهنان
بطلب یافت نشان از لب شیرین فرهاد
ره سوی لعل نبردند به جز کوهکنان
خاک بر فرق کسانی که زر و سیم به خاک
[...]
شاه شمشادقدان خسرو شیریندهنان
که به مژگان شکند قلب همه صفشکنان
مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت
گفت ای چشم و چراغ همه شیرینسخنان
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
[...]
نوش کن خواجه علی رغم صراحی شکنان
باده تلخ به یاد لب شیرین دهنان
ای همه سیمبران سنگ تو بر سینه زنان
تلخکام از لب میگون تو شیرین دهنان
با گل و بلبل اگر باد نه بوی تو رساند
آن چرا جامه دران آمد و این نعره زنان
دلق سالوس مرا پرده ناموس درید
[...]
ای شه صفشکنان خسرو ناوکفکنان
صد شکست از صف مژگان تو بر صفشکنان
تلخکام از شکر لعل لبت نوشلبان
زهرخند از لب شیرین تو شیریندهنان
از قدت پست شده سایه شمشادقدان
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.