جنوم را فزود از بسکه آن رفتار و قامت هم
نمیگنجد درین صحرا به صحرای قیامت هم
به دیر آ یکره و جامی بکش زاهد چه کیفیت
تو را از منبر وعظ و ز محراب امامت هم
چنان گر با دلم کاوش کند آن نشتر مژگان
چه جای دل که نگذارد بجا از دلت علامت هم
نهادم پا در آن بزم و بسر چون شمع میلرزم
که میدانم نخواهد بود خیر آنجا سلامت هم
ندارم شکوه گر با من نپردازد گر آن بدخو
نیم شایسته جور و سزاوار کرامت هم
رقیبان تیغ بر کف از پی و از پیش ره بسته
گذشتن مشکلست از کوی او ما را اقامت هم
مده مشتاق پندم بیش از این دیوانه عشقم
که از پند کسی عاقل نگردم وز ملامت هم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به احساسات عمیق و پیچیده خود در زمینه عشق و دلدادگی اشاره میکند. او نخست از حالت خود در مواجهه با معشوق و درد ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که عشقش فراتر از تمام عرصههاست و حتی در قیامت هم نمیتواند از آن فرار کند. شاعر از زاهد (عابد) میخواهد که از تعالیم کورکورانه خود دست بردارد و به واقعیتهای عشق پی ببرد. او توصیف میکند که چگونه دلش تحت تأثیر نگاه معشوق میلرزد و در جمعی که به آن پا گذاشته، وجودش به خطر افتاده است. همچنین، از موانع و مشکلاتی که در مسیر عشق خود با آنها مواجه است یاد میکند و به تلخی میگوید که هیچ پندی نمیتواند او را از این عشق دیوانهکننده دور کند. در نهایت، او نشان میدهد که علیرغم مشکلات و رفتارهای بد دیگران، همچنان به عشقش پایبند است.
هوش مصنوعی: جنبههای بزرگ و شگفتانگیز آن شخص باعث افزایش شگفتی من شده است. به قدری ویژگیها و زیبایی او فراوان و خاص است که حتی در دنیای پس از مرگ نیز نمیتوان آن را در هیچ جای دیگری یافت.
هوش مصنوعی: ای زاهد، به میخانه بیا و قدری شراب بنوش، چراکه حال و وضعیت تو از منبر و نماز شدیدتر است.
هوش مصنوعی: اگر آن مژگان چون تیغ، به درون دل من نفوذ کند، دیگر چه جایی برای دل باقی میماند که حتی نشانهای از آن باقی بگذارد.
هوش مصنوعی: به مهمانی وارد شدم و مانند شمع میلرزم، چون میدانم که در آنجا هیچ خیری برای سلامتی من نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اگر کسی با من بدرفتاری کند، نباید از او گلهای داشته باشم، چون اگر چنین بدی در او وجود دارد، حق او است که با من بد رفتار کند و من باید شایستهی لطف و محبت باشم.
هوش مصنوعی: رقیبها با شمشیر آماده به نبرد، از جلو و پشت به ما فشار میآورند. بنابراین، سخت است که بتوانیم از کوی او عبور کنیم و در آنجا بمانیم.
هوش مصنوعی: عشق من به حدی دیوانهوار است که نیازی به نصیحت و پند دیگران ندارم؛ حتی اگر از آنها انتقاد بشنوم، باز هم تغییری در حالتم نمیدهند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چنان از پا فگند امروزم آن رفتار و قامت هم
که فردا برنخیزم، بلکه فردای قیامت هم
رقیبان را از آن لب آب خضرست و دم عیسی
مرا پیوسته آه حسرت و اشک ندامت هم
اگر من مردم از سنگ ملامت بر سر کویش
[...]
چنان ازپا فکند امروزم ازرفتار وقامت هم
که فردا برنخیزم بلکه فردای قیامت هم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.