و آن دمنه که ملک را برین داشت ساعی نمام و شریر و فتان است. شیر مادر را فرمود که: چون برفت تامل کرد و کسان فرستاد و لشکر را حاضر خواست، و مادر را هم خبر کردتا بیامد. پس بفرمود تا دمنه را بیاوردند و از وی اعراض نمود و خویشتن را در فکرت مشغول کرد. دمنه چون در بلا گشاده دید و راه حذر بسته روی بیکی از نزدیکان آورد و آهسته گفت که: چیزی حادث گشتست و فکرت ملک و فراهم آمدن شما را موجبی هست؟ مادر شیر گفت: ملک را زندگانی تو متفکر گردانیده است. و چون خیانت تو ظاهر شد ود روغ که در حق قهرمان ناصح او گفتی پیدا آمد نشاید که ترا طرفة العینی زنده گذارد.
دمنه گفت:متقدمان در حوادث جهان هیچ حکمت ناگفته رها نکردهاند که متاخران را در انشای آن رنجی باید برد، و دیر است تا گفتهاند که «همه تدبیرها سخره تقدیر است و، هرچند خردمند پرهیز بیش کند و، در صیانت نفس مبالغت بیش نماید بدام بلا نزدیک تر باشد. » و در نصیحت پادشاه سلامت طلبیدن و صحبت اشرار را دست موزه سعادت ساختن همچنانست که بر صحیفه کوثر تعلیق کرده شود و کاه بیخته را بباد صر صر سپرده آید. و هرکه در خدمت پادشاه ناصح و یک دل باشد خطر او زیادت است برای آنکه او را دوستان و دشمنان پادشاه خصم گردند: دوستان از روی حسد و منافست در جاه و منزلت، و دشمنان از وجه اخلاص و نصیحت در مصالح ملک و دولت.
وبرای اینست که اهل حقایق پشت بدیوار امن آوردهاند و روی ازین دنیای ناپایدار بگردانیده است ودست از لذات و شهوات آن بداشته و تنهایی را بر مخالطت مردمان و عبادت خالق را بر خدمت مخلوق برگزیده، که در حضرت عزت و سهو و غفلت جایز نیست، و جزای نیکی بدی و پاداش عبادت عقوبت صورت نبندد. و در احکام آفریدگار از قضیت معدلت گذر نباشد .
آنجا غلطی نیست گر اینجا غلطی است
و کارهای خلایق بخلاف آن بر انواع مختلف و فنون متفاوت رود، اتفاق دران معتبر نه استحقاق، گاه مجرمان را ثواب کردار مخلصان ارزانی میدارند و گاه ناصحان را بعذاب زلت جانیان مینمایند و هوا بر احوال ایشان غالب و خطا در افعال ایشان ظاهر و نیک و بد و خیر و شر نزدیک ایشان یکسان .
و پادشاه موفق آنست که کارهای او بایثار صواب نزدیک باشد و از طریق مضایقت دور، نه کسی را بحاجت تربیت کند و نه از بیم عقوبت روا دارد. و پسندیده تر اخلاق ملوک رغبت نمودن است در محاسن صواب و عزیز گردانیدن خدمتگاران مرضی اثر. و ملک میداند و حاضران هم گواهی دریغ ندارند که میان من و گاو هیچ چیز اسباب منازعت و دواعی مجاذبت و عداوت قدیم و عصبیت موروث که آن را غایلتی صورت شود نبود. و او را مجال قصد و عنایت و دست بدکرداری و شفقت هم نمی شناختم که ازان حسد و حقدی تولد کردی. لکن ملک را نصیحتی کردم و آنچه برخود واجب شناختم بجای آورد، و مصداق سخن و برهان دعوی بدید و بر مقتضای رای خویش کاری کرد. و بسیار کس از اهل غش و خیانت و تهمت و عداوت از من ترسان شده اند، و هراینه بمطابقت در خون من سعی خواهند کرد و بموافقت در من خروشند .
و هرگز گمان نداشتم که مکافات نصیحت و ثمرت خدمت این خواهد بود که بقای من ملک را رنجور و متاسف گرداند. چون شیر سخن دمنه بشنود گفت: او را بقضات باید سپرد تا از کار او تفحص کنند، چه در احکام سیاست و شرایط انصاف و معدلت. بی ایضاح بینت و الزام حجت جایز نیست عزیمت را در اقامت حدود بامضا رسانیدن. دمنه گفت: کدام حاکم راست کارتر و منصف تر از کمال عقل و عدل ملکست؟ هر مثال که دهد نه روزگار را بدان محل اعتراض تواند بود و نه چرخ را مجال مراجعت.
گردون گشاده چشم و زمانه گوش
هر حکم را که رای تو امضا کند همی
و بر رای متین ملک پوشیده نماند که هیچیز در کشف شبهت و افزودن در نور بصیرت چون مجاهدت و تثبت نیست. و من واثقم که اگر تفحص بسزا رود از باس ملک مسلم مانم. و بهمه حال براءت ساحت و فرط مناصحت و صدق اشارت و یمن ناصیت من معلوم خواهد شد. اما از مبالغتی در تفتیش کار من چاره نیست، که آتش از ضمیر چوب و دل سنگ بی جد تمام و جهد بلیغ بیرون نتوان آورد .
و اگر من خود را جرمی شناسمی در تدارک غلو التماس ننمایمی. لکن واثقم بدطن تفحص که مزطد اخلاص من ظاهر گردد. و هرچیز که نسیم عطر دارد بپاشیدن آن اثر طیب زودتر باطراف رسد. و اگر در این کار ناقه و جملی داشتمی، پس از گزاردن آن فرصتها بود، بردرگاه ملک ملازم نبودمی وپای شکسته منتظر بلا ننشستمی. و چشم میدارم که حوالت کار بامینی کند که از غرض و ریبت مزنه باشد ب، و مثال دهد تا هر روز آنچه رود بسمع ملک برسانند، و ملک آن را بر رای جهان نمای خود، که آینه فتح است و جام ظفر، بازاندازد تا من بشبهت باطل نگردم، چه همان موجب که کشتن گاو ملک را مباح گردانید از ان من بر وی محظور کرده است.
آنگاه من خود بچه سبب این خیانت اندیشم؟ که محل و منزلت آن ندارم که از سمت عبودیت انفت دارم و طمع کارهای بزرگ و درجات بلند بر خاطر گذرانم. هر چند ملک را بنده ام آخر مرا از عدل علام آرای او نصیبی باید، که محروم گردانیدن من ازان جحایز نباشد، و در حیات و پس از وفات امید من ازان منقطع نگردد.
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، دمنه به نزد پادشاه میرود و از خیانتهای خود صحبت میکند. او به پادشاه هشدار میدهد که نباید به اشرار اعتماد کند و اینکه نیکان و بدکاران در دربار پادشاه میتوانند او را به دردسر بیاندازند. دمنه بیان میکند که کسی جز پادشاه نمیتواند قضاوتی عادلانه انجام دهد و حقایق باید با دقت بررسی شوند. او از پادشاه میخواهد که به او فرصت دهد تا خود را از اتهامات بیگناه نشان دهد و همچنین پیامی درباره اهمیت انصاف و صداقت در مدیریت و سیاست دارد. در نهایت، دمنه بر این باور است که اگر حقیقت را بیان کند، بیگناهی خود را اثبات خواهد کرد و تاکید میکند که نباید به شایعات و اتهامات بیاساس توجه کرد.
هوش مصنوعی: دمنه، که همواره در حال دسیسهچینی و فریبکاری بود، به پادشاه توصیه کرد که باید مراقب باشد. شیر مادرش به او گفت که باید صبور باشد و بعد از بررسی اوضاع، نمایندگانی را بفرستد تا لشکر را آماده کند و مادرش را نیز در جریان بگذارد تا به سرعت به او ملحق شود. سپس دستور داد تا دمنه را بیاورند و از او دوری کرد و خود را در فکر فرو برد. دمنه که فهمید اوضاع به نفعش نیست و راهی برای فرار ندارد، به یکی از نزدیکانش نزدیک شد و به آرامی پرسید که آیا حادثهای رخ داده و فکر پادشاه و حضور جمعیت دلیل خاصی دارد یا خیر. مادر شیر گفت: پادشاه نگران زندگی توست و چون خیانت تو آشکار شده و آنچه در حق ناصح درستکار گفتهای مشخص شده، نباید اجازه دهی که حتی لحظهای زنده بمانی.
هوش مصنوعی: دمنه میگوید: پیشینیان در وقایع دنیا هیچ حکمت ناگفتهای را رها نکردهاند که نسلهای بعدی بخواهند در بیان آن دچار مشکل شوند. باید توجه داشت که گفتهاند «تمام تدبیرها به تقدیر وابسته است و هرچقدر که فردی بیشتر تلاش کند تا خود را حفظ کند، در واقع به خطرات نزدیکتر میشود.» همچنین در نصیحت به پادشاه، جستن سلامتی و همراهی با افراد بد، مانند این است که بر رویدادهای مثبت، آسیبهایی وارد سازیم. کسی که در خدمت پادشاه راستگو و با یک دل باشد، خطر برای او بیشتر است زیرا دوستان و دشمنان پادشاه را علیه او تحریک میکند؛ دوستان به واسطه حسادت و رقابت در مقام و مقام، و دشمنان به دلیل اخلاص و مشورت در امور کشور.
هوش مصنوعی: اهل حقایق به دور از دنیای بیثبات و ناپایدار، به آرامش و امنیت پناه آوردهاند. آنها لذتها و شهوات دنیوی را رها کرده و تنهایی را بر معاشرت با دیگران ترجیح دادهاند. عبادت خداوند را بر خدمت به مخلوقات انتخاب کردهاند، زیرا در مقام عزت و جلال، اشتباه و غفلت جایز نیست. علاوه بر این، پاداش نیکیها به بدیها تبدیل نمیشود و تأثیر عبادت نیز مجازات نخواهد داشت. در مسائل مربوط به آفریننده، قضاوت بر اساس عدالت، اجتنابناپذیر است.
هوش مصنوعی: اگر در اینجا اشتباهی وجود دارد، در آنجا هیچ نقصی نیست.
هوش مصنوعی: و رفتار مردم در جنبههای مختلف و به شیوههای گوناگون انجام میشود، بنابراین نمیتوان به یک قاعده ثابت در این زمینه استناد کرد. گاهی اوقات بە مجرمان پاداش کارهای خوب افراد صالح اعطا میشود و در عین حال، افرادی که نصیحت میکنند با عذاب و تنبیه مجرمان مواجه میشوند. همچنین، تمایلات و هواهای نفسانی بر وضعیت آنها تاثیر میگذارد و اشتباهات آنها آشکار میشود، به طوری که مفاهیم نیک و بد و خیر و شر برای آنها ممکن است مشابه به نظر برسد.
هوش مصنوعی: پادشاهی موفق است که کارهایش بر پایه نیکی و صداقت باشد و نه از روی تنگنظری. او نباید کسی را به خاطر نیاز به تربیت تحت فشار قرار دهد و نه به دلیل ترس از مجازات، رفتاری نادرست از خود بروز دهد. اخلاقی که برای پادشاهان پسندیدهتر است، تمایل به انتخاب خوبیها و ارزش نهادن به خدمتگزاران شایسته است. پادشاه میداند و حاضران نیز گواهی میدهند که هیچ چیز میان من و گاوِ مورد اشاره، دلیل و بهانهای برای دشمنی یا ایجاد تنش نیست. من هیچ گونه کینه و عداوتی نسبت به او حس نمیکنم و قصد یا دلیلی برای آسیب زدن به او نداشتهام. با این حال، نصیحتی به پادشاه کردم و وظایف خود را به انجام رساندم و بر اساس آنچه که درست میدانستم، عمل کردم. بسیاری از کسانی که دروغ، خیانت و عداوت دارند از من ترسیدهاند و سعی میکنند با ایجاد مشکلاتی برای من، دعوا و تنش به وجود آورند.
هوش مصنوعی: هرگز تصور نمیکردم که نتیجه نصیحت و خدمت من به این شکل باشد که وجودم باعث ناراحتی و اندوه ملک شود. وقتی شیر این سخن را از دمنه شنید، گفت: او را باید به داوری داد تا درباره کارش تحقیق کنند، زیرا در مسائل حکمرانی و شرایط انصاف و عدالت، بدون توضیح و دلیل محکم، نمیتوان در مورد تعیین حدود تصمیمگیری کرد. دمنه پاسخ داد: کدام حاکم از کمال عقل و عدالت ملک، راستکارتر و منصفتر است؟ هر مثالی که زده شود نه زمانه را میتوان به آن اعتراض کرد و نه چرخ زمان اجازه بازگشت میدهد.
هوش مصنوعی: آسمان همواره توجه دارد و زمان نیز شنواست؛ هر حکمی که تو تأیید کنی، اجرایش را به انجام خواهد رساند.
هوش مصنوعی: بر این اساس، هیچ چیز در روشن کردن شبهات و افزایش بصیرت به اندازه تلاش و ثابتقدم بودن مؤثر نیست. من اطمینان دارم که اگر تحقیقات به اندازه کافی دقیق و عمیق انجام شود، از شایستگیهای حکومت مسلمم آگاه خواهند شد. در هر حال، بیگناهی من و صداقت و نیت خوبم به وضوح مشخص خواهد شد. اما از بررسی دقیق و جزییات کار من نمیتوان صرفنظر کرد، چرا که برای روشن شدن حقایق، باید تلاش و کوشش لازم را به کار برد.
هوش مصنوعی: اگر خود را گناهکار بدانم، هرگز به دلسوزی و التماس روی نخواهم آورد. اما به اطمینان از جستوجو و تحقیق خود میپردازم تا صداقت و خلوص نیت من آشکار شود. هر چیزی که عطر دارد، زودتر اثرش به اطراف میرسد. اگر در این مسیر فرصتهایی داشتم، پس از بهرهبرداری از آنها، به درگاه پادشه نمیرفتم و با حالتی شکسته منتظر مصیبت نمیماندم. امیدوارم که امور به گونهای پیش رود که از نیت و فریب من دور باشد و به من مثالی دهد تا هر روز آنچه را که به گوش پادشاه میرسد، پادشاه در نظر جهان خود بیفکند، تا من به وهم و باطل نیفتم؛ چرا که دلیل اجازه کشتن گاو پادشاه را من بر او تحمیل کردهام.
هوش مصنوعی: آیا من خودم عامل این خیانت هستم؟ در حالی که من جایگاه و منزلتی ندارم و نمیتوانم از این عبودیت خارج شوم و از خواستههای بزرگ و مقامهای عالی به سرم بزنم. هرچند که من بندهٔ خدا هستم، اما باید نصیبی از عدالت پروردگار داشته باشم. اینکه از این پاداشها محروم شوم، نباید اتفاق بیفتد و امید من به آنها بعد از زندگی و حتی پس از مرگ قطع نگردد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.