چون پلنگ این فصول تمام بشنود بنزدیک مادر شیر رفت و از وی عهدی خواست که آنچه گوید مستور ماند. و پس از وثیقت و تاکید آنچه ازیشان شنوده بود باز گفت، و مواعظ کلیله و اقرار دمنه مستوفی تقریر کرد. دیگر روز مادر شیر بدیوار پسر آمد، او را چون غمناکی یافت. پرسید که: موجب چیست؟ گفت: کشتن شنزبه و یاد کردن مقامات مشهور و مآثر مشکور که در خدمت من داشت. هرچند میکوشم ذکر وی از خاطر من دور نمی شود، و هرگاه که در مصالح ملک تاملی کنم و از مخلص مشفق و ناصح واقف اندیشم دل بدو رود و محاسن اخلاق او بر من شمرد.
مادر شیر گفت: شهادت هیچ کس برو مقنع تر از نفس او نیست. و سخن ملک دلیل است برآنچه دل او بر بی گناهی شنزبه گواهی میدهد و هر ساعت قلقی تازه میگرداند و برخاطر میخواند که این کار بی یقین صادق و برهان واضح کرده شده ست. و اگر در آنچه بملک رسانیدند تفکری رفتی و برخشم و نفس مالک و قادر توانستی بود و آن را بر رای و عقل خویش بازانداختی حقیقت حال شناخته گشتی، که هیچ دلیل در تاریکی شک چون رای انور و خاطر ازهر ملک نیست، چه فراست ملوک جاسوس ضمیر ملک و طلیعه اسرار غیب باشد .
گر ضمیرت بخواهدی بی شک
از دل آسمان خبر کندی
گفت:در کار گاو بسیار فکرت کردم و حرص نمود بدانچه بدو خیانتی منسوب گردانم تا در کشتن میشود و حسرت و ندامت بر هلاک وی بیشتر. و نیز بیچاره از رای روشن دور و از سیرت پسندیده بیگانه نبود که تهمت حاسدان از آن روی بر وی درست گردد و تمنی بی خردان در دماغ وی متمکن شود، یا مغالبت من بر خاطر گذراند. و در حق وی اهمال هم نرفته بود که داعی عداوت و سبب مناقشت شدی. و میخواهم که تفحص این کار بکنم و دران غلو و مبالغت واجب بینم، اگر چه سودمند نباشد و مجال تدارک باقی نگذاشته ام، اما شناخت مواضع خطا و صواب از فواید فراوان خالی نماند. و اگر تو دران چیزی میدانی و شنوده ای مرا بیاگاهان.
گفت:شنوده ام، اما اظهار آن ممکن نیست، که بعضی از نزدیکان تو در کتمان آن مرا وصایت کرده است. و عیب فاش گردانیدن اسرار و تاکید علما در تجنب ازان مقرراست و الا تمام بازگفته آیدی. شیر گفت: اقاویل علما را وجوه بسیار است و تاویلات مختلف، و خردمندان اقتدا بدان فراخور و برقضیت حکمت صواب بینند. و پنهان داشتن راز اهل ریبت مشارکت است در زلت. و شاید بود که رساننده این خبر خواستست که باظهار آن با تو خود را از عهده این حوالت بیرون آرد و ترا بدان آلوده گرداند. مینگر در این باب و آنچه فراخور نصیحت و شفقت تواند بود میکن.
مادر شیر گفت: این اشارت پسندیده و رای درستست، لکن کشف اسرار دو عیب ظاهر دارد: اول دشمنایگی آن کس که این اعتماد کرده باشد، و دوم بدگمانی دیگران،تا هیچ کس با من سخنی نگوید و مرا در رازی محرم نشمرد. شیر گفت: حقیقت سخن و کمال صدق تو مقرر است، ومن نیز روا ندارم که بسبب بیرون آوردن خویش از عهده این خطا ترا بر خطایی دیگر اکراه نمایم. و اگر نمی خواهی که نام آن کس تعیین کنی و سر او فاش گردانی باری بمجمل اشارت کن.
مادر شیر گفت: سخن علما در فضیلت عفو و جمال احسان مشهور است لکن در جرمهایی که اثر آن در فساد عام و ضرر آن در عالم شایع نباشد. چه هرکجا مضرت شامل دیده شد و، وصمت آن ذات پادشاه را بیالود و، موجب دلیری دیگر مفسدان گشت و، حجت متعدیان بدان قوت گرفت فو هریک در بدکرداری و ناهمواری آن را دستور معتمد و نمودار معتبر ساختند و عفو و اغماض وتجاوز و اغضا را مجال نماند و تدارک آن واجب بل که فریضه گردد.
ولکم فی القصاص حیوة یا اولی الالباب
و فی الشر نجاة حین لاینجیک احسان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره پلنگ و مادر شیر است. پلنگ نزد مادر شیر میرود و از او میخواهد که رازهایی را که شنیده، پنهان نگه دارد. او درباره کشتن "شنزبه" و خاطرات خوبش صحبت میکند و از مادری شیر غمگین است. مادر شیر به او میگوید که شهادت هیچکس به اندازه احساس دل او درباره بیگناهی شنزبه معتبر نیست. او معتقد است که بیتوجهی به حقیقت میتواند به عواقب بدی منجر شود.
مادر شیر هم به پلنگ توصیه میکند که از فاش کردن اسرار خودداری کند، زیرا ممکن است به دشمنی و بدگمانی دیگران منجر شود. او تأکید میکند که عفو و گذشت در جنایات کوچک خوب است، اما در مواردی که به جامعه آسیب میزند، باید از آن چشمپوشی نکنند و به عدالت پرداخته شود. در نهایت، داستان به اهمیت عدالت و دادن حق به مظلومان و عواقب نادیده گرفتن جرمها اشاره دارد.
هوش مصنوعی: پلنگ بعد از شنیدن این داستانها نزد مادر شیر رفت و از او خواست که راز او را پیش کسی نگهدارد. پس از اینکه مادر شیر قول داد و اطمینان خاطر داد، پلنگ دوباره صحبتهایی که شنیده بود را بازگو کرد و نصیحتهای کلیله و اعتراف دمنه را بیان کرد. روز بعد، مادر شیر به خانهاش رفت و پسرش را در حالتی غمگین دید. از او پرسید که چه چیزی او را ناراحت کرده است. پسر جواب داد که به یاد کشتن شنزبه و ویژگیهای مشهور و خوبیهایی که در خدمتش داشته، ناراحت است. او بیان کرد که هر چه تلاش میکند تا فراموشش کند، نتوانسته و هر بار که درباره مصلحتهای کشور فکر میکند و به مشاوران دلسوز و صادق فکر میکند، دلش به یاد او میافتد و خصوصیات نیکوی او را به یاد میآورد.
هوش مصنوعی: مادر شیر گفت: هیچ شهادتی معتبرتر از نفس انسان نیست. سخن ملک گواهی میدهد که دل او بر بیگناهی کسی شهادت میدهد و هر لحظه احساس جدیدی به او دست میدهد و در ذهنش طنینانداز میشود که این کار بر اساس یقین درست و دلیل واضحی انجام شده است. اگر در آنچه به ملک منتقل کردند کمی فکر کنی و به نیروی خودت اعتماد کنی، حقیقت را بهتر میشناسی. هیچ دلیلی در تاریکی شک مانند افکار روشن و ذهن هر فردی وجود ندارد، زیرا درک و هوش افراد تمایز عمیقی از ضمیر و اسرار غیب را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: اگر درونت بخواهد، بدون شک میتوانی از دل آسمان خبر برسانی.
هوش مصنوعی: گفت: من در مورد گاو زیاد فکر کردم و حرص کردم تا ببینم چه خیانتی میتوانم به او نسبت بدهم تا او را از بین ببرم و حسرت و ندامت بر نابودیاش بیشتر شود. او بیچاره از نظر عقل و رفتار نیک دور نیست که بدگوییهای حسودان به او بچسبد و آرزوهای ناآگاهان در ذهنش شکل بگیرد. همچنین، من به حقوق او هم بیتوجهی نکردم که باعث دشمنی و دعوای ما شد. میخواهم درباره این موضوع بیشتر تحقیق کنم و در آن اغراق و مبالغهای ضروری میبینم، اگرچه ممکن است به هیچ وجه مفید نباشد و دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده باشد، اما شناخت نقاط قوت و ضعف از سودهای بسیار خالی نخواهد بود. اگر تو هم در این مورد چیزی میدانی و شنیدهای، مرا آگاه کن.
هوش مصنوعی: او گفت: شنیدهام، اما نمیتوانم بگویم که برخی از نزدیکان تو از من خواستهاند آن را پنهان نگهدارم. فاش کردن رازها عیب دارد و علمای دین بر اجتناب از این کار تأکید کردهاند، و در غیر این صورت، تمام آنچه گفته شده است، به تو خواهد رسید. شیر پاسخ داد: نظرات علمای دین بسیار متنوع و تفسیرهای مختلفی وجود دارد، و خردمندان بر اساس حکمت خود به آنها توجه میکنند. پنهان کردن راز افراد باطنی، در واقع مشارکت در لغزش است. ممکن است کسی که این خبر را به تو رسانده، قصد داشته باشد با گفتن آن، خود را از مسئولیت این موضوع کنار بکشد و تو را درگیر آن کند. در این مورد تأمل کن و هر آنچه که مناسب نصیحت و رحمت است انجام بده.
هوش مصنوعی: مادر شیر گفت: این نکته مناسب و نظری صحیح است، اما فاش کردن اسرار دو مشکل دارد: اول دشمنی کسی که به او اعتماد شده است و دوم بدبینی دیگران، به طوری که هیچ کس با من صحبت نکند و مرا به راز خود راه ندهد. شیر پاسخ داد: راست میگویی و صداقت حرفت مشخص است، و من هم اجازه نمیدهم به خاطر اینکه تو را از گناهت نجات دهم، تو را به خطای دیگری وادار کنم. اگر نمیخواهی نام آن شخص را بگویی و هویت او را فاش کنی، فقط به طور کلی اشاره کن.
هوش مصنوعی: مادر شیر گفت: صحبت دانشمندان درباره فضیلت بخشش و زیبایی نیکی معروف است، اما این موضوع درباره جرایمی که اثر آنها در فساد عمومی و آسیب به دیگران مشهود نیست، صدق نمیکند. زیرا هرگاه که ضرری محسوس دیده شود و شخصیت پادشاه را آلوده کند و موجب جرات بیشتر مفسدان گردد، و دلیل تجاوزگران تقویت شود، در این صورت هر یک از آنها در بدکرداری و نادرستی خود، به این کارها توجیه و استدلال معتبر پیدا میکنند و دیگر جایی برای بخشش، چشمپوشی یا تسامح باقی نمیماند. پس اصلاح این امور واجب و حتی به یک فریضه تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: در انتقام و قصاص زندگی وجود دارد، ای صاحبان خرد؛ و در امور شر و ناپسند، نجاتی هست زمانی که هیچ نیکی شما را نجات ندهد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.