یکی نامه در شهر شیراز شاه
نوشت و روان کرد مردی به راه
به نزدیک گشتاسپ آن شیرگیر
که بودی سرافراز تاج و سریر
که آرد سپه سوی لهراسپ شاه
کند تیره گیتی به ارجاسپ شاه
فرستاد آن نامه شهریار
ببرد و بشد همچو باد بهار
شب تیره خوابید بر تخت شاه
جهان دید از دود آتش سیاه
به بلخ اندرون آتشی برفروخت
تر و خشک و بالا و پستی بسوخت
سه بهره شد آن آتش اندر زمان
یکی بهره ز آن شد سوی اصفهان
صفاهان سراسر ز آتش بسوخت
جهانی ز آتش همه برفروخت
یکی بهره آمد به نزدیک شاه
شد از دود آن شاه را رخ سیاه
که ناگه یکی ابر آمد پدید
بر آتش از آن ابر آبی چکید
فرو مرد آن آتش اندر زمان
وز آن آتش آن شاه شد برکران
سحرگه که از خواب بیدار شد
دل از دست و رنگش ز رخسار شد
طلب کرد جاماسپ را شهریار
که دستور شه بود اختر شمار
ز فرزانه پرسید تعبیر خواب
جهاندیده جاماسب دادش جواب
که شاها یکی کار پیش است سخت
ولیکن سرانجام با ماست بخت
چنین است تعبیر این خواب تو
ز ارجاسپ گردد تبه کار تو
بگیرند ترکان ز تو شهر بلخ
بشه بر کنند آب این شهر تلخ
همه شهر به لخت به غارت برند
بسوزند ایوان کاخ بلند
نه کودک بماند نه مرد و نه پیر
چه کشته چه خسته چه برده اسیر
از ایدر یکی لشکر بیکران
رود بر سر مردم اصفهان
کند اصفهان را ز کین قتل و عام
جدا از پدر پور و و دختر ز مام
بدست سواران خنجر گزار
بماند بسی اندر آن ملک خوار
سیم آتش ای شهریار جهان
چنین می نماید از این اختران
دلیری برون آید از آن سپاه
سر رایتش برکشیده به ماه
ببرد سر ترک بدخواه را
از آن لشکر آرد برون شاه را
ز فرزانه پرسید لهراسب باز
که از گردش چرخ برگوی راز
بدست که باشد مرا خود زمان
بمیرم و یا کشته گردم روان
بدو گفت فرزانه کای شهریار
سرت سبز باد و دلت نوبهار
ز خسرو گذشته سه ده سال راست
که شاهی و ایوان سراسر تو راست
نود سال دیگر به ایران بگاه
نشینی و بنهی بسر تاج شاه
تو را پادشاهی صد و بیست سال
بود ای شهنشاه فرخنده فال
وز آن پس به گشتاسب تاج و سریر
سپاری و گردی تو خود گوشه گیر
بیاید دگر باره ارجاسپ شاه
شود کشته در بلخ لهراسب شاه
چه بشنید شه رخ از آن زرد گرد
دلش ز آن سخنها بیامد بدرد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در شعر، نامهای از شاه به گشتاسپ، پادشاه شیرگیر در شیراز فرستاده میشود. خواب تیرهای که گشتاسپ در شب میبیند، نشان از آتشسوزی بزرگ در بلخ و اطراف آن دارد. آتش سه بخش میشود و بلخ و اصفهان را میسوزاند. جاماسب، فرزانه و ستارهشناس، تعبیر خواب را به گشتاسپ میگوید: او باید خود را آماده کند، زیرا خطراتی از سوی ترکان به او نزدیک است، جمله شهرها غارت خواهد شد و حتی کودکان و پیران نیز در امان نخواهند بود. اما او به مدت نود سال دیگر به حکومت ادامه خواهد داد و پس از آن ریاست را به گشتاسب میسپارد و این پیشبینیها دل شاه را به درد میآورد.
هوش مصنوعی: مردی نامهای از شاه در شهر شیراز نوشت و آن را بهسوی مقصدی فرستاد.
هوش مصنوعی: به نزد گشتاسپ، آن کسی که همچون شیر قوی و با دلیری بود، و بر تخت و تاج خود سرافراز و با افتخار نشسته بود.
هوش مصنوعی: سپه به سوی لهراسپ، پادشاه میآید و دنیا را به خاطر ارجاسپ، پادشاه تیره میکند.
هوش مصنوعی: فرستاد، آن پادشاه نامهای را بفرستد و به سرعت و شتابی مانند نسیم بهاری حرکت کرد.
هوش مصنوعی: در شب تاریک، شاه جهان بر تختش خوابیده بود و از دود آتش سیاه در خواب دید.
هوش مصنوعی: در بلخ آتش شدیدی برافروخته شد که همه چیز را، چه تر و چه خشک، و چه بالایی و چه پایینی، سوزاند و ویران کرد.
هوش مصنوعی: در زمان، آتش به سه قسمت تقسیم شد که یکی از آنها به سمت اصفهان رفت.
هوش مصنوعی: باغصفهان کاملاً در آتش سوخت و این آتش جهانی را تحت تأثیر قرار داد و همه جا را شعلهور ساخت.
هوش مصنوعی: شخصی به نزد شاه رفت و به خاطر دود آن شاه، چهرهاش سیاه شد.
هوش مصنوعی: ناگهان ابری نمایان شد و بر روی آتش باران آب ریخت.
هوش مصنوعی: آن آتش در زمان فرو رفت و به خاطر آن آتش، آن پادشاه به عرش رسید.
هوش مصنوعی: در صبحگاه که از خواب بیدار میشود، دلش پریشان و رنگ چهرهاش دگرگون میشود.
هوش مصنوعی: شهریار از جاماسپ درخواست کرد، زیرا او مشاور و اخترشناس بود.
هوش مصنوعی: از فردی حکیم درباره تعبیر خواب سوال کردند و او که دانای عالم است، پاسخ داد.
هوش مصنوعی: یک کار مهم و دشوار پیش رو داریم، اما در نهایت خوشبختی و شانس به ما کمک خواهد کرد.
هوش مصنوعی: این خواب تو به گونهای است که نام تو در خطر خواهد افتاد و باعث نابودی تو خواهد شد.
هوش مصنوعی: ترکان بلخ را از تو خواهند گرفت و آبادی این شهر تلخ را ویران خواهند کرد.
هوش مصنوعی: تمامی شهر را به سادگی غارت میکنند و در این میان، ایوان بلند کاخ نیز در آتش میسوزد.
هوش مصنوعی: نه جوانی باقی میماند، نه سالخوردگی، نه کودکی؛ چه کشته شده، چه خسته، چه در زنجیر اسارت.
هوش مصنوعی: از سوی ایدر، گروه بزرگی به سمت مردم اصفهان میآید.
هوش مصنوعی: اصفهان به خاطر کینه و قتل و عام از پدر و فرزندان و دختران جدا شده است.
هوش مصنوعی: در دست سواران، خنجر از کار خود باز میماند و در آن سرزمین، افراد زیادی تحت فشار و ذلت قرار میگیرند.
هوش مصنوعی: ای پادشاه جهانی، این سیم آتشین مانند این ستارهها به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: شجاعت از نیرویی برمیخیزد که پرچمش را به بلندای ماه بلند کردهاند.
هوش مصنوعی: بزرگی در آن لشکر، کسی را که به شاه آسیب میزند، از میدان جنگ بیرون میآورد.
هوش مصنوعی: لهراسب از فرزانهای سؤال کرد و از او خواست که درباره رازهای زندگی و اثرات آن به او بگوید.
هوش مصنوعی: من نمیدانم که چه کسی یا چه چیزی مقدر است بر سرم بیافتد، اما میدانم که ممکن است به مرگ طبیعی بمیرم یا به دست کسی کشته شوم.
هوش مصنوعی: حکیم به پادشاه گفت: ای صاحب قدرت، امیدوارم که همیشه سر تو سرسبز و دل تو شاداب باشد.
هوش مصنوعی: بعد از گذشت سه دهه از دوران پادشاهی خسرو، تمامی عظمت و شکوه سلطنت او هنوز در یادها باقی مانده است.
هوش مصنوعی: بعد از نود سال دیگر در ایران نشسته و تاج شاهی را بر سر خواهی گذاشت.
هوش مصنوعی: ای شاه خوشبخت، تو به مدت صد و بیست سال، حکمرانی کردهای.
هوش مصنوعی: پس از آن، تاج و تخت را به گشتاسب میسپاری و خود در کنار مینشینی و زندگیات را دور از هیاهو میگذرانی.
هوش مصنوعی: بیایید دوباره ارجاسپ شاه را به یاد بیاوریم که در بلخ به دست لهراسب شاه کشته شد.
هوش مصنوعی: شاه وقتی که از آن چهره زرد شنید، دلش از آن حرفها به درد آمد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.