ابا چارصد مرد رزم آزمای
برآمد خروشیدن کرو نای
بدان لشکر ترک اندر زدند
بسرشان همی گرز و خنجر زدند
چه ترکان بدیدند آن کارزار
گرفتند گرد یل نامدار
ره دار بستند و برخاست جنگ
ز خون شد زمین هم چه پشت پلنگ
جهان دیده گودرز چون فیل مست
سر از تن همی کرد با خاک پست
خروشیدن چوب و شمشیر خواست
زمین خاکدان گشته در زیر کاشت
به ارجاسپ گفتند برخیز زود
که برخواست از دشت آورد دود
نشست از بر باره ارجاسپ شاه
بجنبید یکباره از جا سپاه
مر آن چارصد مرد را در میان
گرفتند برخاست بانگ فغان
بهر چند می خواست گودرز پیر
که زی دار آید بکردار شیر
نبد ره که بودش فزون از شمار
ز ترکان ارجاسپ هر سو سوار
چه لهراسپ آن دید آمد برون
جهان شد ز شمشیر دریای خون
یکی اسب گودرزا زد به تیر
فتاد از بر باره گودرز پیر
پیاده برآویخت با بدگمان
بدان پیر سالی چه شیر ژیان
چه بخت از سر شاه برگشته بود
همه دشت از مردمش کشته بود
چو خورشید بر چرخ دامن کشید
سوی بلخ گودرز یل تن کشید
تنش خسته از تیر بدخواه شد
به شهر اندر آمد خود از راه شد
به شهر اندر آمد جهان جوی شاه
رخ از بیم بودش به مانند گاه
در شهر بستند برخاست غو
برآمد به بالا سپهدار نو
همه دشت کین کشته افکنده دید
ز خون ژرف رودی دران سنده دید
بفرمود ارجاسپ تا یوزبان
یلان را بدار اندر آرد روان
یلان را چه دژخیم در پیش دار
رسانید با ترک بیش از هزار
چه زینگونه کردار بیورد دید
رخ نامداران ز غم زرد دید
بیاد آمدش نامه زال پیر
بشه گفت دستور روشن ضمیر
که شاها مکن تندی و باش کند
که شاهان نباشند هر جای تند
کنون کوش خود سوی بیورد کن
ز گفتار من دل پر از درد کن
مکش این یلان را و در بند دار
که در پیش داری بسی کازار
دگر آنکه دستور بد پیر و گوز
رسید است نخجیر عمرش بیوز
بمیرد و یا کشته گردد به جنگ
نباشد در ایران کسی را درنگ
ز شاهان بسی گنج دارند زیر
به شاهان نمایند این چار شیر
وز آن پس که ایران گرفتی همه
تو کشتی شبان و جهان را رمه
تو آن کشت آن دم به آسان ز خوار
کنون شان ببخشای و در بند دار
چه بشنید ارجاسپ گفتا پسند
به پروین دز این چار یل را ببند
ببردند آن چار یل را سوار
شب تیره تازان به پروین حصار
که روئین دزش نیز خواننده گفت
حصار شگفت است راه شگفت
یلان را بدان قلعه دادند بند
بفرمان بدخواه شاه بلند
فرستاد بیورد مرد دلیر
برگرد دستان روشن ضمیر
از آن گرد مرزال را باخبر
که شه را به پیچیدم از کینه سر
نهشتم که بکشد یلان تو را
بکردم ازین شادمان ترا
ازین روز چهل روز ارجاسپ شاه
همی بود در کین لهراسپ شاه
چهل روز آشوب در بلخ بود
به لهراسپ بر خواب خور تلخ بود
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: ابا چهارصد مرد جنگجو به میدان نبرد رفتند و به ترکها حمله کردند. گودرز، پهلوان نامدار، با شجاعت جنگید اما با حملات شدید ترکها مواجه شد. تعداد ترکها بسیار زیاد بود و در این نبرد، بسیاری از مردان گودرز کشته شدند. به رغم تلاشهای گودرز، او نتوانست از شر آسیبها در امان بماند و به بلخ بازگشت. در بلخ، او با وضعیت دشوار و قتلعام بسیاری از یلان مواجه شد و به شاه ارجاسپ هشدار داد که نباید عجولانه عمل کند. ارجاسپ تصمیم به اسارت چهار یل گرفت و آنها را به دژ پروین منتقل کرد. این آشوبها برای چهل روز در بلخ ادامه داشت و گودرز با غم و درد به خواب میرفت.
هوش مصنوعی: با چهارصد جنگجو به میدان آمد و صدای نای را بلند کرد.
هوش مصنوعی: لشکر ترک به دشمنان حمله کردند و برسرشان با چکش و چاقو ضربات سختی وارد کردند.
هوش مصنوعی: ترکان با شجاعت و قدرت، به جنگی سخت پرداختند و در این نبرد، گرد یل، جنگجویی معروف و قابل احترام، را در کنار خود داشتند.
هوش مصنوعی: در مسیر، راه را بستند و جنگ آغاز شد، زمین پر از خون شد که گویا پشت پلنگی است.
هوش مصنوعی: گودرز جهان را مثل فیل مستی میدید که از شدت خشم و قدرت، سرش را با زمین پست درمیآمیزد.
هوش مصنوعی: زمین، که در زیر خاکش کاشته شده، به خاطر صدای چوب و شمشیر به ناله و فریاد درآمده است.
هوش مصنوعی: به ارجاسپ گفتند که سریعاً برخیز، و او از دشت و بیابان بلند شد و دود برخاست.
هوش مصنوعی: در این بیت، سخن از پادشاهی به نام ارجاسپ است که از بالای تخت خود بر میخیزد و به طور ناگهانی سپاهش تحرک و آمادهباش پیدا میکند. چنین به نظر میرسد که او تصمیمی مهم گرفته و این اقدام باعث به هم ریختن اوضاع و آمادهسازی نیروها میشود.
هوش مصنوعی: چهارصد مرد را در میان گرفتند و به یکباره صدای ناله و فریاد برخاست.
هوش مصنوعی: هرچند گودرز پیر میخواست که به روزگار شیرانی همچون خود برگردد و به اعمال و کردارهای آن شیران بپردازد.
هوش مصنوعی: شخصی نبود که از نظر تعداد از سربازان ترک که به اندازه بیشماری هستند، برتر باشد.
هوش مصنوعی: لهراسپ به میدان آمد و با شمشیرش دریایی از خون به راه انداخت و به این ترتیب، جهان تحت تاثیر او قرار گرفت.
هوش مصنوعی: یک اسب به تیر، به دست گودرزا، افتاد و از بالای گودرز پیر پایین آمد.
هوش مصنوعی: یک شخص سادهدل و بیگناه به دلخواه با کسی که بدبین و اطلاعاتش کم است، درگیر شده و از او میخواهد که از خرد و تجربهاش بهرهمند شود، مانند یک شیر قوی و شجاع که بر کسی که ناتوان و ناآگاه است، میتازد.
هوش مصنوعی: بخت شاه به اندازهای بد شده بود که تمام دشت را پر از کشتهها کرده بود.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید به سمت بلخ تابید، گودرز، پهلوان و جنگجوی بزرگ، به سوی آنجا حرکت کرد.
هوش مصنوعی: بدن او از تیر زهرآگین دشمن خسته شده و به شهر وارد شد و خود را به راهی دیگر هدایت کرد.
هوش مصنوعی: در شهر، دنیا به دنبال پادشاه بود و چهره او از ترس مانند زمانی که در حال تماشا است، میدرخشید.
هوش مصنوعی: در شهر شایعاتی به راه افتاد و فرمانده جدید به میدان آمد.
هوش مصنوعی: در دشت، آثار جنگ و خونریزی به وضوح دیده میشود و به خاطر عمق خون جاری شده، مانند آبی در یک رودخانه بزرگ به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: ارجاسپ فرمان داد تا یوزبان، جنگجویان را به درون آورد و آنها را آماده نبرد کند.
هوش مصنوعی: دلاوران را چه دشمنان سختی در برابرشان قرار گرفتهاند که با وجود هزاران تیرک زخمزننده، همچنان به پیش میروند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حالتی پرداخته است که در آن برخی از شخصیتهای مشهور و برجسته با افسردگی و ناراحتی مواجه هستند. چهرههای آنها نشان از غم و اندوه دارد، به طوری که رنگ پریده و زرد به نظر میرسند. به نوعی این بیت به تضاد بین شکوه و عظمت نامداران و حال زار و بیحالیشان اشاره میکند.
هوش مصنوعی: او به یاد نامهای از زال پیر افتاد و به او گفت که دستور را با روشنفکری بیان کند.
هوش مصنوعی: ای پادشاه، با تندی رفتار نکن و سعه صدر داشته باش، زیرا همه جا و در هر حال نمیتوان انتظار داشت که فقط پادشاهان باشند.
هوش مصنوعی: اکنون تلاش کن و به سمت میدان برو، از سخنان من دل را پر از درد کن.
هوش مصنوعی: مهم است که این قهرمانان را از کار نیندازید و زیر نظر داشته باشید، زیرا شما در آینده با چالشهای زیادی روبهرو خواهید بود.
هوش مصنوعی: در واقع به نظر میرسد که در اینجا به روزگاری اشاره میشود که زمان به پایان خود نزدیک میشود و زندگی فردی به پایان رسیده است. به این معنی که فرد به مرور زمان به پیری و ناتوانی رسیده و در حال حاضر در مرحلهای از زندگی قرار دارد که دیگر نمیتواند به خوبی در میدان زندگی حضور داشته باشد. به نوعی، زمان به او دیکته میکند که باید با واقعیتهای زندگی کنار بیاید.
هوش مصنوعی: اگر کسی در ایران بخواهد در جنگ کشته شود یا بمیرد، دیگر جای درنگ و تردید نیست.
هوش مصنوعی: بسیاری از پادشاهان گنجینههای ارزشمندی دارند که به این چهار شیر نشان داده میشود.
هوش مصنوعی: بعد از آن که ایران را در دست گرفتی، تو همه شبانان و دنیا را مانند گلهای در اختیار داری.
هوش مصنوعی: تو در آن زمان، با آسانی زراعت کردی، اکنون هم برگرد و نه فقط آنها را مورد رحمت قرار ده، بلکه در بند آنها نیز نگاهدار.
هوش مصنوعی: در این بیت، شخصی به نام ارجاسپ در مورد چیزی صحبت میکند که به نظر او پسندیده و نیکوست. او پیشنهاد میکند که به پروین، که احتمالاً نمادی از زیبایی یا شرافت است، توجه شود و در این راستا به چهار یل اشاره میکند که باید به آنها توجه خاصی شود. به طور کلی، این بیت به اهمیت زیبایی و ارزشهای مثبتی اشاره دارد که باید مورد توجه قرار گیرند.
هوش مصنوعی: آن چهار دلاور را در شب تاریک به سمت حصار پروین بردند.
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده است که دزدی که دارای قدرت و توانایی زیادی است، به راستی بالاتر از یک انسان عادی است و میتواند دنیایی شگفتانگیز را ببیند و تجربه کند. همچنین، به نظر میرسد که این دزد به نوعی یک مرز و حد و حصر را در رفتارها و اعمال خود دارد که فراتر از آن نمیتواند برود و به همین دلیل، دنیای او نیز شگفتانگیز و منحصر به فرد به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: جوانان را به آن قلعه سپردند، به فرمان دشمن بلندپایهٔ شاه.
هوش مصنوعی: دلاوری را فرستادند که دارای اندیشهای روشن و پاک است.
هوش مصنوعی: از آن دشت بینهایت خبر دار که با کینهام، شاه را در پیچیدگیاش گرفتار کردم.
هوش مصنوعی: من در دل امیدوار بودم که دلاوران تو را از پای درآورند، ولی به خاطر شادیت این کار را نکردم.
هوش مصنوعی: در این روز، چهل روز بود که ارجاسپ، شاه، در انتقام از لهراسپ، شاه، تلاش میکرد.
هوش مصنوعی: در بلخ به مدت چهل روز آشفتگی و درگیری وجود داشت و خواب تلخ و نگرانکنندهای بر دل لهراسپ حاکم بود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.