دلاور برون راند آن فیل زود
خروشان وجوشان بیامد چه دود
به فرهنگ بربست راه ستیز
به کف داشت از کینه ساطور تیز
به فرهنگ گفتن که اندر نبرد
ندیدی هنرهای مردان مرد
نمودی به مردان ما دستبرد
ولی کس ز من گوی مردی نبرد
به من در جهان کس هم آورد نیست
بمغرب زمین کس چه من مرد نیست
کنم پیکرت رابساطور نرم
که من چون پلنگم توئی همچو غرم
بدو گفت فرهنگ کای پرگزاف
ز مردان نه نیکوست آئین لاف
من امروز بینم یکی مرگ تو
بکوبم بگرز گران ترک تو
بگفت این و زی رزم آورد روی
برآمد ز گردان یکی های هوی
یکی تیر برداشت پیکان سترک
بزد بر بر زنده پیل بزرگ
نشد تیر بر فیل او کارگر
که بودی در آهن ز پا تا به سر
برافراخت زرفام ساطور کین
خروشان و بر ابرو افکنده چین
درآمد خروشان بتنگ اندرش
برافروخت به ساطور و زد بر سرش
زمن گفت مانا که برگشت بخت
زمن بخت خواهد بپرداخت رخت
بگفت این و یکباره جنگ آورید
مر این مغربی را بچنگ آورید
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، دلاوری از یک جنگجوی نیرومند صحبت میکند که به مبارزه با فیل بزرگی میپردازد و از شجاعت و قدرت خود سخن میگوید. او با فرهنگ گفتگو میکند و به او یادآوری میکند که هنر و روشهای جنگی مردان واقعی را دیدهاست. فرهنگ به او پاسخ میدهد که لاف زدن از مردان نیکو نیست و تهدید میکند که او را خواهد کشت.
جنگ در حال انجام است و تیرها به فیل نمیخورند چون آن فیل از زرهی سخت پوشیده شدهاست. در نهایت، دلاور با ساطور کینهاش به جنگ ادامه میدهد و خطاب به فرهنگ میگوید که بخت او برمیگردد و این جنگ را به سود خود به اتمام میرساند. داستان در نهایت به جنگ و مبارزه پایان مییابد و اتفاقات پرهیجانی را روایت میکند.
هوش مصنوعی: دلیر به سرعت آن فیل بزرگ را بیرون راند و به همراه او سروصدا و خروش زیادی ایجاد شد.
هوش مصنوعی: در فرهنگ و آداب و رسوم، راههای مبارزه و جنگ وجود ندارد، زیرا شخصی که از حس انتقام و کینه پر شده، قدرتی مانند ساطور تیز در دست دارد.
هوش مصنوعی: به فرهنگ گفتند که در جنگ، هنرهای مردان را ندیدهای.
هوش مصنوعی: تو توجهی به مردان ما کردی و از آنها چیزی گرفتید، اما هیچکس نتوانسته است از من چیزی به نام مردی بگیرد.
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچکس مانند من نیست و در غرب زمین هم کسی وجود ندارد که به من شباهت داشته باشد. من فردی ویژه و منحصر به فرد هستم.
هوش مصنوعی: من بدن تو را به نرمی در آغوش میگیرم، زیرا من مانند پلنگی تند و چابک هستم و تو مانند شیر میباشی.
هوش مصنوعی: فرهنگ به او گفت: ای پر از حرفهای بیاساس، از مردان نیکو صحبت نکن، چون اینگونه ادعاها پسندیده نیست.
هوش مصنوعی: امروز من کسی را میبینم که به خاطر مرگ تو، با گرز سنگینی بر سر او میکوبد و از این کار ترک تو را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: او گفت این را و به جنگ آمد. از سپاهیان یکی در حال آمدن بود.
هوش مصنوعی: یک نفر تیرش را برداشت و با شدت به سمت فیل بزرگ و زندهای شلیک کرد.
هوش مصنوعی: تیرها کارساز نمیشوند بر این فیل، زیرا او از سر تا پا از آهن ساخته شده است.
هوش مصنوعی: ساطور سفیدی بهدست گرفته شده است که خشم و غضب را به نمایش میگذارد و بر روی ابرو چین و چروکی افتاده است.
هوش مصنوعی: خروشی که به وجود آمد، آتش خشم را در دل او برافروخت و مانند ساطوری بر سرش فرود آمد.
هوش مصنوعی: از من گفتند که خوشبختی به من برگشته است، و من相信 دارم که خوشبختی به زودی نیازهای من را برآورده خواهد کرد.
هوش مصنوعی: او گفت که باید به سرعت به جنگ بپردازیم و این شخص مغربی را به چنگ آوریم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.