بجنبید لشکر چه دریای چین
دمیدند در دم گره بر جبین
خروشیدن سنج و شیپور و کوس
همی گفت بر نامداران فسوس
وزین روی جمهور و هیتال شاه
کشیدند لشکر سوی رزمگاه
برانگیخت زرفام فیلش ز جای
برآمد غو طیل و آوای نای
ز بس کز دو رویه برآمد خروش
شد از جوش دریای بی بن خموش
تو گوئی بدرید گوش سپهر
درافتاد از طاق فیروزه مهر
ز بیم دم تیغ الماس رنگ
جگر آب شد در درون نهنگ
ز بس خون فرو ریخت روز نبرد
نه برخاست ز آن دشت تا حیزه گرد
به چشم دلیران و مردان جنگ
فزون از مژه بود تیر خدنگ
شکست از سوی شاه ارژنگ بود
سه روز اندرون رزمگه جنگ بود
فتاده تن نامداران بخاک
سر و پشت و پهلو به شمشیر چاک
چه ارژنگ دید آن چنان کارزار
بگرداند رو از دم گیر و دار
همی شد گریزان ز هیتال شاه
دمان و رمان از پس او سپاه
همه راه پرخسته و کشته شد
ز کشته بهر سوی صد پشته شد
یکی کوه پیش اندر آمد براه
بنه سوی که برد فرخنده شاه
یکی کنده در پیش که کرد زود
کز آنجای رفتن نبودش بسود
کز آن کوه ره دورند تا سرند
بکه جای گیرد یکی کنده کند
همه مردمش خسته و بسته دید
گهی دست و گه لب بدندان گزید
چه زد بر سرش گرد آن جام زر
شد از دود آن قلعه زیر و زبر
زمانی چه شد برطرف گشت دود
در دز بروی سپهبد گشود
ز در بند دز زود بیرون دوید
از آن کوه سر سوی هامون دوید
بیآمد بدان چشمه کامد نخست
تنش بود لرزان دلش بود سست
بدان چشمه سر یکدمی بغنوید
بناگه شد از دشت کردی پدید
سواری برون آمد از تیره کرد
که نعل مستورش جهان تیره کرد
فتاده ز سر خود و کیش از میان
نه برجای تیر و نه بر زه کمان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، وصف نبردی عظیم و پرشور بین لشکرها و قهرمانان جنگ بیان شده است. لشکرها به سمت میدان رزم به حرکت درآمده و صدای سنج و شیپور در فضا طنینانداز است. نبرد شدید و خونین است و تلفات فراوانی بر جای میگذارد، به طوری که زمین از خون جنگجویان پر میشود. جنگجویان دلیر با ارادهای قوی میجنگند، اما در نهایت یکی از طرفین با شکست مواجه میشود و از میدان گریخته و هزیمت میکند. در بین نبرد، نشانههایی از ناامیدی و استیصال نیز دیده میشود. در نهایت، یکی از سواریها از میان دود و گرد و غبار به سمت چشمهای میرود و وضعیت جنگ و اثرات آن بر دل و جان جنگجویان به تصویر کشیده میشود.
هوش مصنوعی: بشتابید ای سربازان، زیرا که سپاه چین به حرکت درآمده و به زودی به ما خواهند رسید.
هوش مصنوعی: صدای تند سنج و شیپور و طبل، خبر از دلاوریها و نامآوریهای مردان بزرگ شهر فسوس میدهد.
هوش مصنوعی: به همین دلیل، مردم و ستاد شاه به سوی میدان جنگ حرکت کردند.
هوش مصنوعی: فیل را از خواب و آرامش بیدار کردند و او به حرکت درآمد و غوغای شادی و صدای نی در فضا फैल شد.
هوش مصنوعی: به خاطر دو رو بودن افرادی که از آنها صدایی بلند میشود، آرامش دریا که بینهایت است، به هم ریخته و به جوش آمده است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که آسمان مانند تکهای پارچه در حال پاره شدن است و نور خورشید مانند نگینی از آن میافتد.
هوش مصنوعی: از ترس تیغی که به مانند الماس است، جگر درون نهنگ به آب تبدیل شد.
هوش مصنوعی: در روز نبرد به قدری خون ریخته شد که هیچ کس از آن دشت بلند نشد و همه جا پر از بدنهای fallen شد.
هوش مصنوعی: در نگاه دلیران و جنگجویان، تیرهای پرتاب شده بیشتر از مژههایشان به چشم میآید.
هوش مصنوعی: شکست از جانب شاه ارژنگ بود و سه روز در میدان نبرد نبرد ادامه داشت.
هوش مصنوعی: بدن قهرمانان بزرگ در میدان جنگ بر خاک افتاده و همراه با زخمهایی عمیق بر سر، پشت و پهلو، نشان از نبردهایی سخت دارد.
هوش مصنوعی: چقدر سختی و مشکلات را آن شخص تحمل کرد تا توانست از خطرات و موانع بزرگ فرار کند.
هوش مصنوعی: آن شخص از حضور شاه و خطراتی که او به همراه دارد دور میشود و از پشت سر او، سپاه در حال حرکت است.
هوش مصنوعی: تمام راهها پر از خستگی و مرگ شد و به خاطر کشتهها، هر سو تودههایی از جنازهها ایجاد شده است.
هوش مصنوعی: کسی که از کوه بهسوی راهی میآید، باید راهی را بگیرد که به شاه خوشبخت و کامیاب منتهی شود.
هوش مصنوعی: کسی که در جلو یک کنده ایستاده و نمی تواند به سرعت از آنجا برود، به خوبی میفهمد که برایش رفتن از آنجا آسان نیست.
هوش مصنوعی: از آن کوه راهی طولانی است تا به قله برسد، بلکه در آنجا، جایی مناسب پیدا کند تا یکی بتواند کندن کاری انجام دهد.
هوش مصنوعی: مردم آنجا را خسته و در تنگنا میبینم، گاهی با دست و گاهی با دندان لب خود را میگزند.
هوش مصنوعی: در اثر فشاری که آن جام طلایی به سرش وارد کرد، دود حاصل از آن قلعه سبب ویرانی و بهمریختگی اطراف شد.
هوش مصنوعی: زمانی فرا میرسد که غبار مشکلات و نگرانیها از بین میرود و درهای موفقیت و پیروزی به روی فرماندهی باز میشود.
هوش مصنوعی: او به سرعت از درهای زندان خارج شد و از آن کوه به سمت هامون روانه گشت.
هوش مصنوعی: او به چشمهای نزدیک شد، اما ابتدا بدنش لرزان بود و دلش ضعیف.
هوش مصنوعی: به چشمهای نگاهی بینداز که ناگهان از دشت کرد، پدیدار میشود.
هوش مصنوعی: یک سوار از قوم کرد بیرون آمد و نعل اسبش باعث تاریکی جهان شد.
هوش مصنوعی: از دنیا و جایگاه خود کوتاه آمده و به دنبال کمان و تیر نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.