برانگیخت از جای سرکش سمند
ستمکاره ارهنگ پولادوند
سر ره به خورشید مینو گرفت
ازو ماند خورشید مینو شگفت
یکی دیو واژونه دید او بلند
به دستش کمان و برش (بر) کمند
ز خورشید مینو بپرسید نام
نخست آن ستمکاره دیو فام
مرا نام خورشید مینوی گفت
که پیکان کلکم دل سنگ سفت
یکی از غلامان زالِ زَرَم
که در رزم جوشان چو شیر نَرَم
هنر از تهمتن بیاموختم
هم از زال زر تیر اندوختم
مرا زال فرزند گوید همی
ز من رزم شیران بجوید همی
تهی دیدی از شیر این بیشه را
که بر رزم ما بستی اندیشه را
گر از بیشه بیرون شد از شیر نر
پلنگ ژیان هست در رهگذر
به بیشه درون بچه شیر هست
همان نیزه و گُرز شمشیر هست
بگفت این و برداشت چاچی کمان
خروشان چو در بیشه شیر ژیان
به هر گوشه بر تیر باران گرفت
چو شیران کمین سواران گرفت
به جوشن درون دیو واژونه بود
نیامد از ارهنگ پیکانش زود
چو بر کبر او تیر یاری نکرد
به تیر و کمان استواری نکرد
کمان را به قربان نهان کرد و تیغ
برافروخت از برق چون تیره میغ
بدو اندر آمد ز روی ستیز
به دست اندرون تیغ چون برق تیز
چو ارهنگ دید او برآورد تیغ
تو گوئی که بد برق در دست میغ
به هم بربه کین تیغ تیز آختند
نبردی چو شیر ژیان ساختند
ز یکسوی خورشید و یکسوی دیو
به کیوان رسانده ز میدان غریو
تو گفتی که خورشید و آن دیو نر
زحل بود کرده قران با قمر
به تنگ اندر آمدش دیو دمند
ستمکاره ارهنگ پولادوند
یکی تیغ زد بر سر نامدار
چنان چونکه خورشید بر کوهسار
سر و ترک خورشید مینو برید
ز نارنج شنجرف بر گل دمید
ز مریخ خورشید چون زخم یافت
عنان را بپیچید بیرون شتافت
به لشکرگه آمد دمان و ستوه
بجوشید چون بحر زابل گروه
چه سام آنچنان دید برگاشت اسب
درآمد به میدان چه آذرگشسب
سر راه بر کرد ارهنگ بست
گران گُرزهٔ گاو پیکر به دست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستان نبردی حماسی بین یک قهرمان و یک دیو توصیف شده است. قهرمان، با نامی به یاد زال و تهمتن، در برابر دیو زنده میایستد و با استفاده از تیر و کمان خود، عزم رزم را دارد. دیو، که بلندی دارد و ستمگری میکند، به قهرمان نزدیک میشود و نبردی سرنوشتساز شکل میگیرد. کماندار، با شجاعت و مهارت از میراث بزرگ خود دفاع میکند و در این نبرد، نشانههایی از اراده و قدرت در میان میدان دیده میشود. در نهایت، قهرمان با ضربتی شجاعانه بر سر دیو، او را شکست میدهد و به جمع یاران خود برمیگردد. متن به تصویر کشیدن تأثیرات نبرد و عزم رزمنده در مواجهه با نیروی اهریمنی اشاره دارد.
هوش مصنوعی: اسب سرکش و نیرومندی را حرکت داد که مثل فولاد مقاوم و سخت است.
هوش مصنوعی: کسی که در مسیر خود به سوی زیبایی و روشنی جستجو میکند، از آن جمال و نور بوجود آمده، شگفتزده و حیرتزده میشود.
هوش مصنوعی: یک دیوانهای را دید که به طور غیرعادی رفتار میکرد و در دستش کمانی و همچنین توری برای شکار یا به دام انداختن داشت.
هوش مصنوعی: از خورشید مینو سؤال کرد که نام آن ستمگر اولیهای که به رنگ دیو است، چیست.
هوش مصنوعی: در اینجا به نظر میرسد که گوینده یا شاعر به نوعی از الهام و روحانیتی اشاره دارد که نام خورشید را بر او مینهد. این نام نشانگر روشنایی و انرژی است. همچنین به بیان احساسات و افکار خود میپردازد و به نوعی میگوید که قلبش نمیتواند به راحتی تحت تاثیر احساسات قرار گیرد، مانند سنگی سفت و سخت. به عبارت دیگر، او در دل خود نوعی مقاومت یا سختی را احساس میکند که به او اجازهی تجربه کامل این الهام را نمیدهد.
هوش مصنوعی: یکی از خدمتگزاران زال، همچون شیر نر در میدان جنگ شجاع و پرخروش است.
هوش مصنوعی: من از تهمتن (رستم) هنرها را آموختم و همچنین از زال (پدر رستم) مهارتهای بسیاری را به دست آوردم.
هوش مصنوعی: او به من میگوید که زال، فرزند من است و همواره به دنبال نبرد با شیران میگردد.
هوش مصنوعی: آیا نمیبینی که این جنگل از شیر خالی شده است، در حالی که تو در اندیشه ما را برای نبرد محاصره کردهای؟
هوش مصنوعی: اگر پلنگی از جنگل خارج شود، به این معناست که در مسیرش خطر بزرگی مانند شیر نر وجود دارد.
هوش مصنوعی: در میان جنگل، بچه شیری وجود دارد و همانطور که شمشیر و نبردها وجود دارند، دلاوری و شجاعت نیز در اینجا نهفته است.
هوش مصنوعی: او این را گفت و سپس یک میهمان با کمان خروشان خود، مانند شیری در جنگل، برداشت.
هوش مصنوعی: در هر نقطه، دشمنان به مانند شیران در انتظارنشسته، به تیراندازی مشغول شدند.
هوش مصنوعی: در درون جوشن، دیو به شدت نگران و مضطرب بود و نتوانست به سرعت از تیرکمانش استفاده کند.
هوش مصنوعی: وقتی بر غرور و خودپسندی او تاثیر نذاشتند، به اسلحه و تجهیزات خود هم اعتنایی نکردند.
هوش مصنوعی: او کمان را به خفا پنهان کرد و تیغ را از شدت درخشندگی مانند ابرهای تیره بیرون آورد.
هوش مصنوعی: او به خاطر رویارویی و ستیز وارد میدان شد و در دستانش شمشیری داشت که مانند برق تیز و برنده بود.
هوش مصنوعی: وقتی او آهنگ حرکت دشمن را مشاهده کرد، با سرعت و قاطعیت شمشیر خود را بیرون آورد، انگار که رعد و برق را در دستانش احساس کرده باشد.
هوش مصنوعی: آنها با کینه و غضب، تیغهای تیز خود را به هم زدند و جنگی مثل نبرد شیران به راه انداختند.
هوش مصنوعی: از یک طرف خورشید و از طرف دیگر دیو، که صدای خشمگین میدان را به کیوان (سیاره زحل) میبرد.
هوش مصنوعی: تو گفتی که خورشید و آن دیو نر زحل، با ماه در قران (مقابله) قرار دارند.
هوش مصنوعی: او به شدت تحت فشار و سختی قرار گرفته است، مانند دیوی خشمگین که به او ظلم میکند و قدرتش مانند تیر یا پولاد سخت و بیرحم است.
هوش مصنوعی: کسی به سر بزرگوار و مشهور ضربهای زد، همانطور که خورشید در آسمان بر قله کوه میتابد.
هوش مصنوعی: خورشید زیبا به شکل سر و ترک خورشید از درخت نارنج طلایی رنگ بر روی گل دمیده است.
هوش مصنوعی: زمانی که خورشید از طرف مریخ مورد آسیب قرار گرفت، مانند اینکه در راندن اسب خود دچار مشکلی شود، سریعاً به سمت خروج حرکت کرد.
هوش مصنوعی: در لحظهای به میدان جنگ آمد و مانند دریاها که در هنگام طغیانی خروشان میشوند، به شدت و هیجان به جنب و جوش درآمد.
هوش مصنوعی: به قدری سام نیکو و دلاور بود که با دیدن او، اسبش را به میدان جنگ راند و مانند آذرگشسب، شاهین بلندی در میدان قرار گرفت.
هوش مصنوعی: در مسیر، اگر کسی بار سنگینی را بر دوش داشته باشد، مانند گریزی که گاوی بزرگ و سنگین را حمل میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.