تهمتن شب تیره راخواب شد
از آن نامه اش دل پر از تاب شد
همی دید روشن روانش بخواب
یکی قصر خرم تر از آفتاب
میان سرا بد یکی تخت زر
مرصع ز یاقوت و در و گهر
کشیده بر او پرده رزنگار
نشسته بر تخت زر شهریار
جهان جوی کیخسرو پاک دین
بگفتش که ای پهلوان گزین
چرا سر ز فرمان ما تافتی
مگر بهتر از من شهی یافتی
بدو گفت رستم که ای شهریار
چو فرمان شاه و چو از کردگار
کسی کو بپیچد سر از رای شاه
سرش باد افکنده بر خاک راه
بدو گفت خسرو که لهراسپ را
نبیره جهان جوی طهماسب را
نه من دادم او را کلاه شهی
نشاندمش بر تختگاه مهی
نگفتم که فرمان بریدش همه
دلیران که او سرشبان رمه
چرا سرنیاری بر شه فرود
دلش می کنی تیره از راه دود
برو زود فرمان لهراسپ بر
مپیچان ز فرمان لهراسپ سر
هرآنکس که فرمان بجا آورد
چنان دان که فرمان (ما) آورد
چه شد صبح و رستم در آمد ز خواب
ز شرم جهانجوی بارید آب
بشد پیش زال و مران خواب گفت
چنان چشمش از گریه پر آب گفت
بدو گفت دستان که خواب تو راست
بود آنچه گفتی برو کاین سزاست
ببین رویشاه و روان باز کرد
که دیدم یکی خواب پر شور و درد
بدیدم یکی آتش هولناک
که از آب جیحون گذر کرد پاک
دو بهره شد آن آتش کینه سوز
از آن هریکی شد سوی نیمروز
به دشت اندرون خار خرم بسوخت
بشهر اندرون آتش کین فروخت
یکی بهره زآن آتش تند و تلخ
برفت و برافروخت صحرای بلخ
مبادا که دیرآئی ای نامدار
که هستم از این خواب بس دلفکار
تهمتن بفرمود تا رخش زین
بکردند و شد پهلوان گزین
چنین تا به نزدیک لهراسب شاه
بیامد سرافراز پشت سپاه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این قسمت از داستان، تهمتن (رستم) در خواب نامهای را میبیند که دلش را پر از شوق و هیجان میکند. در خواب، قصر زیبایی را میبیند که تختی زرین و مزین به جواهرات دارد و شهریاری را میبیند که از او میپرسد چرا از فرمانش سرپیچی کرده است. رستم به او پاسخ میدهد که بر اساس فرمان خدا و شاه رفتار میکند و کسی که از رای شاه سرپیچی کند، دشمن خود را بر زمین میزند. خسرو به او میگوید که نبیرهاش (لهراسپ) را بر تخت نشانده و از او میخواهد که از فرمان وی سرپیچی نکند.
رستم از خواب بیدار میشود و از خواب خود بسیار نگران و متأثر است. او به زال و دستان میگوید خوابش پر از درد و شوق بوده و نشانههایی از آتش و جنگ را مشاهده کرده است. این خواب او را به واکنش واداشته و دستور میدهد آماده شوند تا به نزد لهراسب شاه بروند و آماده نبرد شوند.
هوش مصنوعی: توانمند، در شب تاریک به خواب رفت و دلش از آن نامه پر از شوق و انتظار شد.
هوش مصنوعی: او میدید که کسی در خواب، قصر زیبایی دارد که از آفتاب هم روشنتر و شادابتر است.
هوش مصنوعی: در وسط خانه، تختی از طلا و زیبایی به همراه یاقوت و مروارید قرار دارد.
هوش مصنوعی: پردهای رنگی بر او کشیده شده و او بر تخت طلایی پادشاهی نشسته است.
هوش مصنوعی: کیخسرو، حاکم و رزمنده نیکوکار، به پهلوانی گفت که باید انتخاب کنی و راه درست را در این دنیا برگزینی.
هوش مصنوعی: چرا از دستورات ما سرپیچی کردی؟ آیا شاهی بهتر از من پیدا کردهای؟
هوش مصنوعی: رستم به شهریار گفت: هنگامی که دستور شاه را شنیدی و به آن عمل کردی، مثل این میماند که از سوی خداوند راهنمایی میشوی.
هوش مصنوعی: هر کس که از نظر و دستور پادشاه سرپیچی کند، سرش به خاک خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: خسرو به او گفت که پسر لهراسپ، طهماسب، جویای جهانی است.
هوش مصنوعی: من او را به مقام و جایگاهی بلند نشاندم، نه این که خودم به او عنوانی یا نشانی داده باشم.
هوش مصنوعی: من نگفتم که همه دلیران از او اطاعت کنند، زیرا او فقط سرپرست و رهبری برای گروهی از گوسفندان است.
هوش مصنوعی: چرا بر پادشاه قهر میکنی و دلش را با دلی تیره و غمگین پر میکنی؟
هوش مصنوعی: برو و سریعاً به دستورات لهراسپ عمل کن، و از آنها سرپیچی نکن.
هوش مصنوعی: هر کسی که دستورات را به درستی اجرا کند، بدان که او خواسته ما را انجام داده است.
هوش مصنوعی: صبح شد و رستم از خواب بیدار شد، در حالی که از شرم و ننگ بر دنیا، اشکهایش همچون باران جاری شد.
هوش مصنوعی: مردی به زال نزدیک شد و خوابش را بیان کرد. در چشمان او اشک جمع شده بود و نشان از گریهای داشت.
هوش مصنوعی: دستان به او گفت که خواب تو حقیقت داشت و آن چیزی را که گفتی، سزاوار تو بود.
هوش مصنوعی: نگاه کن، شاه ناراحت و مضطرب را که دیدم کسی در خواب پر از شوق و رنج است.
هوش مصنوعی: دیدم آتش ترسناکی را که به طور معجزهآسا از آب جیحون عبور کرد.
هوش مصنوعی: آن آتش کینه که سوزاننده بود، به دو بخش تقسیم شد و هر یک از آن دو به سمتی روشن و پرنور رفت.
هوش مصنوعی: در دشت، گلهای زیبا و خوشبوی خود را با آتش خشم سوزانید و در شهر نیز، آتش کینه را به فروش رساند.
هوش مصنوعی: یکی از کسان بر اثر آن آتش خشمگین و تلخ، رخت بر بسته و در دشت بلخ شعلهور شد.
هوش مصنوعی: مبادا به تأخیر بیفتی ای بزرگوار، زیرا از این خواب دلانگیز بزودی بیدار میشوم.
هوش مصنوعی: تهمتن دستور داد تا اسبش را زین کنند و او تبدیل به پهلوانی برگزیده شد.
هوش مصنوعی: هنگامی که به نزدیک شاه لهراسب رسید، با افتخار و سربلندی در میان لشکر حاضر شد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.