چو آمد بر او تیر بارید چیر
نشد تیر بر گبر او جایگیر
یکی خشت برداشت آن دیو زشت
بزد بر بر ماه فرخنده خشت
زره بر درید و به پستان رسید
شکستی بدان سان بدستان رسید
چه شد تالبش خسته ز آن حشت ماه
به پیچید رخ رفت ز آوردگاه
چه دید آن چنان تند گشتاسپ اسب
برانگیخت آمد چه آذرگشسپ
به ارهنگ آویخت چون شیر زوش
دل ازکینه نامداران به جوش
یکی رزم مردانه کردند سخت
ولیکن از ایران بدی خفته بخت
سم اسب گشتاسپ بر شد به چاه
در افتاد یل از فراز سیاه
در افکند ارهنگ پیچان کمند
سر شاهزاده درآمد به بند
چه لهراسپ آن دید در قلب گاه
بزد اسپ آمد میان سپاه
چو زال آن چنان دید بر کرد اسپ
سواران زابل چه آذر گشسپ
همه سرسوی رزمگاه آمدند
بیاری فرخنده شاه آمدند
گرفتند ارهنگ را در میان
وزین روی ارجاسپ آمد دمان
بریدند آن حلقه ها(ی) کمند
سر شاهزاده برون شد ز بند
چه ارجاسپ آمد به آوردگاه
چکاچاک شمشیر بر شد به ماه
دو لشکر دو دریای تیر و تبر
همه بسته چون کوه از کین کمر
پیاده بیامد به پیش سپاه
ز پس پیل و رخ بر رخ آن هر دو شاه
نخستین کمان از سواران درشت
یکی تیره باران بکردند چست
چنان گشت روی هوا پر ز تیر
ز شست دلیران نخجیرگیر
نه نم ز آسمان آمدی بر زمین
نه بر آسمان برشدی گرد کین
ز بس گرد لشکر زمین جوش زد
فلک بر فلک پنبه در گوش زد
نمودی کسی گر از آن رزم پشت
رسیدیش در پشت تیری درشت
ز غیرت وگر ایستادی به جای
ندیدی سر از تیغ در پیش پای
اجل پر ز شمشیر آهن گداز
هوا پر ز پیکان جوشن گداز
اجل در ستیزنده مأوا گرفت
خدنگ یلان در جگر جا گرفت
چنان فتنه برخاست از هر طرف
که شد رسم مهر از جهان بر طرف
ز بس تیر در سینه شد جایگیر
بشد سینه صندوق پیکان تیر
ز خون دشت مانند جیحون همه
ستوران در او گشته گلگون همه
کمند از کمین بست راه نفس
به مرگ یلان ناله کردی جرس
ز بس کز کمان جست تیر و تبر
تکاور برآورد از تیر پر
میان سپاه اندرون زال زر
خورشان همه بود چون شیر نر
بدست اندرش گرز سام سوار
همی بود جوشان چو ابر بهار
بدان سو که او حمله بردی بکین
ز خون زود کردی سراسر زمین
به پیرانه سرکردی آن کارزار
که دست جوانان بماندی ز کار
میان سپه ره بارهنگ بست
مر آن آهنین گرز سامش بدست
چو از دور ارهنگ یالش بدید
بلرزید بر خویش مانند بید
کاز آن پیش از او دیده بد دستبرد
کجا کرده بالش سپهدار خرد
برانگیخت باره بیامد برش
به تندی یکی تیغ زد بر سرش
بدزدید یال از دم تیغ زال
سر تیغ آن بدرگ و بد سکال
بزانوی زال زر آمد دلیر
بشد خسته زانوی آن نره شیر
بدزدید زانو یل کامیاب
سر تیغ آمد به سوی رکاب
رکاب از دم تیغ ببریده شد
چنین بخت یکباره گردیده شد
درافتاد زال از فراز ستور
که ایرانیان جمله کردند شور
بر ارهنگ بستند ره استوار
بکردند دستان یل را سوار
بشد خیره ارهنگ از آن حرب خویش
همی رزم می کرد و می رفت پیش
چنان خون روان شد ز تیغ بلند
که خون رفت چون نیل در هیرمند
بر ایران سپه شد چو گیتی درشت
دلیران نمودند از رزم پشت
دل آشفته از رزم لهراسپ شاه
به شهر اندرون با شکسته سپاه
همه گرد آن شهر لشکر نشست
همه دشت در خون و خنجر نشست
که از راه توران سواری چه کرد
بیامد شده روی چون لاجورد
به ارجاسپ گفتا که ای شهریار
ز دستت برون رفت توران دیار
یکی لشکر آمد ز دریای چین
بزد خیمه در دشت توران زمین
سپهدار خاقان به همراه اوست
یکی پهلوان پیش درگاه اوست
مگر تیز چون شیر دارد به جنگ
چه فیلش گشاده برو تیز چنگ
اگر دیر تازی ایا شهریار
بگیرد همه ملک توران دیار
گذر کرد از گنگ افراسیاب
بسیج آنکه آمد سپه با شتاب
چو بشنید ارجاسپ شد خیره زان
ز جا جست چون باد اندر زمان
به ارهنگ گفتا که برخیز تفت
که از دست ما ملک توران برفت
که ایران خود از ماست هر که هست
که ما راست گردان ایران بدست
سراپرده برکند و بنواخت کوس
ز گرد سپه شد جهان آبنوس
از ایران به توران سپه سرنهاد
به شد شاه ترکان به مانند باد
چنان بد که چون شهریار جوان
به چین برد لشکر ز هندوستان
که ز آنسان به توران سپاه آورد
وز آنجای بر سوی راه آورد
نماید به ایرانیان دستبرد
بدان تا بدانند آهنگ گرد
هنر از گهر آشکارا کند
خبردار از آن خود نیا را کند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، داستانی از نبردی بزرگ بین ایرانیان و تورانیان روایت میشود. در ابتدا، تیرهایی بر گبر (گبر یعنی کافر یا غیر مسلمان) بارید و تلاش دیوی برای حمله، با یک خشت به ماه (چهرهٔ زیبا) برخورد کرد. نبردی سخت در گرفت و سم اسب گشتاسپ به چاهی افتاد که او را از میدان نبرد دور کرد. با این حال، یل (پهلوان) لهراسپ و سوارانش به یاری همدیگر شتافتند و دوباره به میدان رزم بازگشتند.
دو لشکر مسلح به تیر و تبر در روی همدیگر یورش بردند و زمین از شدت نبرد به لرزه درآمد. در این نبرد، بسیاری از جنگجویان کشته شدند و خون آنان دشت را گلگون کرد. زالو از ایران به میدان نبرد آمد و با گرز سام سوار تسلط گرفته و دشمنان را عقب راند.
اما ناگهان، ان آسیبهای جنگی باعث شد تا سپاه ایران تحت تأثیر قرار گیرد و در نهایت علائم شکست نمایان شد. ارجاسپ، شاه توران، باخبر شد که لشکری از چین به سمت توران حرکت کرده و به زودی تهدیدی بزرگ برای آنان خواهد بود. او به آتشبس و تجهیز سپاه خود فراخواند تا از از دست دادن بار دیگر سرزمینهای خود جلوگیری کند. در نهایت، عشرت و تنشهایی که به خاطر این نبرد رخ داد، تأثیر عمیقی بر حملات بعدی خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: وقتی بر او تیری آمد، نتوانست آن را در خود جای دهد و تیر بر او اثر نکرد.
هوش مصنوعی: یک دیو زشت، یک تکه آجر برداشت و آن را بهسوی ماهی خوشبخت پرتاب کرد.
هوش مصنوعی: زره را پاره کرده و به سینه رسید، به گونهای که شکست، به دستانش رسید.
هوش مصنوعی: چرا تالش او خسته شده است از آن تیرگی که از طرف ماه به او میرسد و چهرهاش را پنهان کرده و به میدان نرفته است؟
هوش مصنوعی: در این بیت، به توصیف حالتی اشاره شده که گشتاسب، شخصیت اسطورهای، ناگهان تحت تأثیر یک واقعه قرار میگیرد. او به سرعت و با شتاب، سوار بر اسبش، به سمت حادثهای حرکت میکند که به گونهای او را متوجه ساخته است. اسب آذرگشسپ، نمادی از قدرت و شجاعت، به این سرعت و هیجان میافزاید.
هوش مصنوعی: او به مانند شیری که به چنگال خود آویخته شده است، بر اثر کینهای که از بزرگان دارد، دلش به شدت جریحهدار و متلاطم است.
هوش مصنوعی: مردان جنگجو با شجاعت به نبرد پرداختند، اما از سرزمین ایران، تقدیر به گونهای تلخ و ناامیدانه رقم خورده است.
هوش مصنوعی: اسب گشتاسپ با شتابی به سمت چاه رفت و در اثر این حرکت، قهرمان از بالای اسب به داخل چاه سقوط کرد.
هوش مصنوعی: اگر کمند پیچیدهای بیندازد، سر شاهزاده به دام خواهد افتاد.
هوش مصنوعی: لهراسپ، در میانه نبرد، دید که اسبش چه وضعیتی پیدا کرده و به خاطر این وضعیت، نگران و دلنگران شد.
هوش مصنوعی: زمانی که زال این منظره را مشاهده کرد، سوارکاران زابل را با چه قدرت و شجاعت بر اسبها دید.
هوش مصنوعی: همه به سمت میدان نبرد آمدهاند تا به یاری شاه خوشبخت و پیروز بشتابند.
هوش مصنوعی: در میانهی فعالیتها و تلاشها، ناگهان چهرهای باوقار و با عظمت ظاهر شد.
هوش مصنوعی: آن حلقههای کمند را بریدند و شاهزاده از بند رهایی یافت.
هوش مصنوعی: ارجاسپ به میدان نبرد آمد و با صدای درخشان شمشیرش مانند ماهی درخشید.
هوش مصنوعی: دو گروه جنگجو همچون دو دریای پر از تیر و شمشیر در برابر یکدیگر ایستادهاند و به خاطر دشمنی عمیقشان، به شدت آماده نبرد هستند، دقیقاً همانطور که کوهها با استحکام و ثبات ایستادهاند.
هوش مصنوعی: به طور طبیعی، فردی در حالی که پیاده به سمت سپاه میآید، از پشت فیل و رو در روی دو پادشاه قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: یکی از سواران بزرگ و نیرومند، با شتاب کمان نخستین را آماده کرد و تیراندازی کرد که همچون باران به نرمی و فراوانی بر زمین میبارید.
هوش مصنوعی: بر اثر تیراندازی، آسمان به قدری پر از تیر شده بود که روی آن به شدت دچار آشفتگی و سردرگمی شده بود. دلیران مانند شکارچیان ماهر، با شجاعت و دقت به کار خود ادامه میدادند.
هوش مصنوعی: شما نه از آسمان به زمین آمدهاید و نه از زمین به آسمان صعود کردهاید، در واقع در میانه این دو عالم قرار دارید.
هوش مصنوعی: از شدت شور و هیجان در میدان نبرد، آسمان به هم ریخت و با صداهایی مانند پنبه در گوش، به گوش آسمان رسید.
هوش مصنوعی: اگر کسی در نبرد بر تو حمله کند، مثل تیر بزرگی که از پشت به تو برخورد کند.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر غیرت و شجاعت خود ایستادهای، به این نکته توجه کن که در مقابل دشمن، خطر همیشه در کمین است. باید مراقب باشی که تیغ و خطر در دستان تو و در برابر پای تو قرار دارند.
هوش مصنوعی: مرگ مانند شمشیری تیز و برنده است و فضایی که در آن قرار داریم، مملو از تیرهایی است که به سرعت میزنند و میسوزند.
هوش مصنوعی: مرگ به جایگاه خود درآورده و تیرهای دلیران در دل نشسته است.
هوش مصنوعی: فتنهای به وجود آمد که از هر سو شدت گرفت و به همین دلیل محبت و دوستی از جهان رخت بربست.
هوش مصنوعی: به خاطر آسیبهای فراوانی که تیرها به سینه زدی است، سینهات مانند صندوقی پر از تیر شده است.
هوش مصنوعی: در این بیت بیان شده است که مثل رودخانه جیحون، دشت پر از خون شده و همهٔ اسبها در آن خونین و سرخپوش گشتهاند. این تصویر به شدت به وقایع تلخ و دلخراش اشاره دارد که در آن جانداران به خاطر جنگ یا کشتار دچار آسیب و سرخی شدهاند.
هوش مصنوعی: کمند از کمین به تله افتاد و راه نفس را به مرگ کشاند، همانطور که یلان (مردان شجاع) به خاطر صدای جرس ناله کردند.
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه تیر و تبر از کمان بهقدری با قدرت پرتاب میشوند، کسانی که با توانایی و مهارت در این زمینه فعال هستند، با شدت و سرعت زیادی اقدام میکنند.
هوش مصنوعی: در میان سپاه، زال و لشکریانش مانند شیر نر قدرتمند و شجاع بودند.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دستش گرزی از سام سوار داشته باشد، همانند ابر بهار جوش و خروش دارد.
هوش مصنوعی: بدان سو که تو حمله کردی، زمین را به زودی از خون پر کردی.
هوش مصنوعی: در روزهای پیری، تو به جنگی رفتی که جوانان از انجام آن بازماندند.
هوش مصنوعی: در میان لشکر، راهی به سوی بارهنگ گشود و آن گرز آهنین را در دست داشت.
هوش مصنوعی: زمانی که از دور صدای یال اسب را شنید، مانند بید لرزید و به خود لرزید.
هوش مصنوعی: برخی از مردم قبل از او، با نادانی و فریب، به خواب راحتی که داشتند، آسیب رساندهاند.
هوش مصنوعی: خواستند او را به سرعت و شدت از جایی بلند کنند و ناگهان ضربهای بر سرش فرود آمد.
هوش مصنوعی: یال را از پشت تیغ زال بربایید، زیرا سر تیغ او را هم از میان بردارید و جای آن را با چیز دیگری پر کنید.
هوش مصنوعی: دلاوری ز شجاعت زال به میدان آمد و با وجود خستگی، از قدرت و استقامت خود دست برنداشت.
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به صحنهای از یک مبارزه اشاره میکند. شخصی موفق و یل (رزمنده) در حال جنگ است و به گونهای ماهرانه و با دقت، حرکاتش را انجام میدهد. او در حال نزدیک شدن به رقیب خود است و با استفاده از سلاحش به سمت او حمله میکند، به طوری که حرکاتش به شدت مؤثر و درست به نظر میرسد. این تصویر از تواناییهای یک شخص در میدان جنگ و لحظات حساس آن حکایت میکند.
هوش مصنوعی: بر اثر یک حادثه ناگهانی، سرنوشت به شکلی غیرمنتظره تغییر کرد و رشته زندگی قطع شد.
هوش مصنوعی: زال از بالای اسب به میدان نبرد فرود آمد و همه ایرانیان را به حرکت و شور و هیجان واداشت.
هوش مصنوعی: بر روی آهنگ راهی محکم ایجاد کردند و دستان قهرمان را سوار کردند.
هوش مصنوعی: او با دلی پر از هیجان و شجاعت به جنگ میرفت و در حال نبرد بود، در حالی که به جلو حرکت میکرد.
هوش مصنوعی: خون به قدری از زخم چاقو جاری شد که مانند رود نیل در هیرمند روان گردید.
هوش مصنوعی: سربازان به ایران هجوم آوردند، همانطور که جهان به سوی ویرانی رفت و دلیران در میدان نبرد شجاعت نشان دادند.
هوش مصنوعی: دل پریشان و نگران از نبرد لهراسپ شاه، به شهر درون برده شده و سپاه شکستخوردهای را همراه دارد.
هوش مصنوعی: همه نیروها دور آن شهر تجمع کردهاند و تمامی دشت پر از خون و شمشیر شده است.
هوش مصنوعی: سوارکار از طرف توران آمد و چهرهاش مانند سنگ لاجورد درخشان و زیبا شده بود.
هوش مصنوعی: به ارجاسپ گفتند که ای پادشاه، سرزمین توران از کنترل تو خارج شده است.
هوش مصنوعی: یه گروه بزرگی از نیروها از سمت دریای چین به سوی دشت توران آمدند و در آنجا خیمه زدند.
هوش مصنوعی: رئیس سپاه حاکم در کنار او قرار دارد و یکی از جنگجویان قوی هم در برابر او ایستاده است.
هوش مصنوعی: آیا چون شیر تیز و مهارتدیده است، در جنگ قدرتش را به کار نمیبرد؟ برو و با دقت و سرعت عمل کن.
هوش مصنوعی: اگر شهریار تازی به تأخیر بیفتد، تمام سرزمینهای توران به دست او میافتد.
هوش مصنوعی: کسی که با شتاب و سرعت به میدان آمده، از سرزمین افراسیاب پر از شگفتی و حادثه عبور کرده است.
هوش مصنوعی: وقتی ارجاسپ این خبر را شنید، حیران و شگفتزده شد و مانند باد به سرعت از جای خود جست.
هوش مصنوعی: به ارهنگ گفتند که بلند شو و بیدار شو، زیرا که از دست ما سرزمین توران رفته است.
هوش مصنوعی: ایران سرزمین ماست و هر کسی که در آن زندگی میکند، باید به حقیقت و صداقت آن احترام بگذارد و ایران را با دست خود بسازد و پیش ببرد.
هوش مصنوعی: سراپرده را کنار زد و با صدای طبل، به نشان جنگ و رزم، دنیا را به زیبایی سیاه رنگ ساخت.
هوش مصنوعی: از ایران به سرزمین توران لشکر کشید و شاه ترکان با سرعتی همچون باد حرکت کرد.
هوش مصنوعی: چنان زشت و ناخوشایند است که مثل یک پادشاه جوان وقتی لشکری از هند به چین ببرد.
هوش مصنوعی: او از آنجا به توران لشکری فرستاد و از آنجا به سمت راه حرکت کرد.
هوش مصنوعی: به ایرانیان نشان میدهد که تا چه اندازه نیاز است که به مسائل و واقعیات اطراف خود توجه کنند و از خواب غفلت بیدار شوند.
هوش مصنوعی: هنر با درخشش خود، انسان را به شناخت واقعی و درونیاش میرساند و او را از زیباییهای وجودش آگاه میسازد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.