که ناگاه ابری برآمد سیاه
فرامرز را برد از آوردگاه
یکی نعره برخواست از تیره ابر
چنان چونکه از بیشه غرنده ببر
چنان چونکه برخیزد از خاک دود
مرآن ابر تیره هوا کرد زود
هوا کرد ازدیده شد ناپدید
خروش از دو لشکر بگردون رسید
چه زال آن چنان دید بارید آب
برآن نیزه چون ابر شد آفتاب
بدل گفت از ایران بگردید بخت
کجا داد خسرو به لهراسپ تخت
که ازگاه نوذر شه نامدار
چنین تا بهنگام این شهریار
شکستی چنین کس ز ایران ندید
خروش از دو لشکر بگردون رسید
کنون تا دگر خود چه آید پدید
نبرد دلیران و شیران که دید
چه ارجاسپ دید آن ستیزنده ابر
گریزان چه روبه شد از پیش ببر
بدان روز آهنگ میدان نشد
نبرد دلیران و شیران نشد
چه روز دگر شد جهان عطربار
دو لشکر رخ آورد زی کارزار
به پیش سپه پیل و در قلب شاه
پیاده رخ آورد پیش سپاه
همی خواست دستان که آید به جنگ
که خورشید مینو یل تیز چنگ
بزد اسپ و رخ سوی شه آورید
پیاده شد آن پیلتن چون سزید
زمین بوسه زد پیش لهراسپ شاه
ز شه خواست آهنگ آوردگاه
بدو گفت لهراسپ بردار گام
که مردی دلیری و بارای و نام
برانگیخت آن مرکب دشت پوی
که جستی به میدان گه کین چو گوی
برفتن چو باد و به تیزی چو تحنش
به گرمی چو برق و به سرعت چو رخش
چنان بود آن مرکب اندر شتاب
که گر از پس او بدی آفتاب
ز سایه گذشتی هم اندر زمان
چو باد از سر زلف عنبرفشان
سراپای میدان بگردید مرد
چه ارجاسپ دیدش به دشت نبرد
سواری به میدان فرستان زود
ابا کمتر و گرز و شمشیر و خود
چو آمد کمان کرد بر زه سوار
برآمد خروشیدن گیر و دار
ز هر دو طرف تیره باران شدند
چو شیران خنجرگزاران شدند
سرانجام خورشید چون باد زود
زدش تیر بر ترک پولاد زود
سر و ترک با هم بهم بربدوخت
بزخم اندر آتش ز پیکان بسوخت
دلیری دگر پیش او راند اسپ
خروشید مانند آذرگشسپ
بزد تیر و بردوختش در زمان
سپر در زره در تنش پهلوان
چنین تا فکند از دلیران دوهشت
به پیکان و تیر اندر آن پهن دشت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این متن، توصیف نبردی بزرگ میان دو لشکر و قهرمانان ایرانی صورت میگیرد. ابری سیاه برمیخیزد و صداهایی همانند نعره ببر از آن برمیآید. تیمهای جنگی آماده نبرد میشوند و خروش از دو لشکر به آسمان میرسد. قهرمانانی همچون فرامرز و لهراسپ در این جنگ حضور دارند و به نبرد میپردازند.
در این میدان جنگ، نبردهای دلیران و شیران آغاز میشود و هر دو طرف به شدت مبارزه میکنند. نوای نبرد به نوبت از شدت احساسات و شجاعتهای قهرمانان کاسته نمیشود. نبردی جذاب و پر هیجان به تصویر کشیده شده و نشان از قهرمانی و شجاعت جنگجویان ایرانی دارد، انگیزه آنها برای پیروزی و افتخار در میدان نبرد بسیار مشهود است. در پایان، به نمایش دلاوریهای دیگری در این میدان پرداخته میشود و قهرمانان به نبرد ادامه میدهند.
هوش مصنوعی: ناگهان ابر سیاهی برخاست و فرامرز را از میدان نبرد دور کرد.
هوش مصنوعی: یک نفر از میان ابرهای تیره فریادی کشید، همانطور که ببر از جنگل غرش میکند.
هوش مصنوعی: چنان که وقتی دودی از خاک بلند میشود، آن ابر تیره هوا به سرعت پراکنده میگردد.
هوش مصنوعی: هوا به وجود آمد و از چشمها ناپدید شد و صدای جنگ از دو لشکر به آسمان رسید.
هوش مصنوعی: در این بیت، به تصویری اشاره میشود که در آن زالی (موجودی بزرگ و عظیم) به گونهای میبیند که بارانی بر نیزهای میریزد و این باران باعث میشود آفتاب همچون ابر پنهان شود. به نوعی، این تصویر به تضاد میان باران و آفتاب و اثرات همزمان آنها بر یکدیگر اشاره دارد.
هوش مصنوعی: سرنوشت به ایران آمد و پرسید که بخت چرا تختی که خسرو به لهراسپ داده، اکنون کجا رفته است؟
هوش مصنوعی: از زمان نوذر، شاه معروف، تا به حال که این شهریار در قدرت است، داستانهایی وجود دارد.
هوش مصنوعی: چنین صدای شکست و فریاد از دو طرف جنگ به آسمان بلند نشد که از کسی در ایران شنیده شود.
هوش مصنوعی: اکنون منتظر میمانم ببینم چه پیش خواهد آمد، چرا که نبرد دلیران و شیران را دیدهام.
هوش مصنوعی: آیا میدانی آن موجود قوی و جنگجو در برابر ابرهای فراری چه شد؟ او چگونه از جلوی ببر عقب نشست؟
هوش مصنوعی: در آن روز، جنگ و نبردی میان دلیران و شیران به راه نیفتاد.
هوش مصنوعی: روزی دیگر فرارسید که دنیا پر از بوی خوش شد و دو ارتش برای نبرد آماده شدند.
هوش مصنوعی: پیش لشکر فیلها به پیشانی سپاه قرار دارد و در دل شاه، سرباز پیاده به جلو میآید.
هوش مصنوعی: دستان در تلاش بود تا به جنگ برود، چرا که خورشید، نماد زیبایی و قدرت، مانند یلی با دندانهای تیز، آماده نبرد بود.
هوش مصنوعی: سوار بر اسب شد و به سمت پادشاه رفت. آن پهلوان، وقتی به نزدیک پادشاه رسید، پیاده شد.
هوش مصنوعی: زمین به احترام لهراسپ شاه، که از جانب خداوند نشانهای برای نبرد دریافت کرده بود، بوسه زد و آمادهی آمدن به میدان جنگ شد.
هوش مصنوعی: لهراسپ به کسی میگوید که قدمی بردارد و نشان دهد که مردی شجاع، قدرتمند و با نام و آوازه است.
هوش مصنوعی: اسب تندرو و پویا را به حرکت درآورد که مانند توپ در میدان جنگ به جلو میجهد.
هوش مصنوعی: میرود مانند باد، با تندی و تیزی همچون تیغ، با گرمایی چون برق، و با سرعتی مانند اسب.
هوش مصنوعی: آن مرکب به قدری سریع بود که اگر کسی پشت سرش میرفت، حتی خورشید هم نمیتوانست به او برسد.
هوش مصنوعی: تو در دل زمان مانند بادی گذشتی، همچنان که بادی از روی زلف مشکین و خوشبو میگذرد.
هوش مصنوعی: مرد در تمام میدان نگاه کرد و وقتی اسب نیرومند را در دشت نبرد دید، شگفتزده شد.
هوش مصنوعی: سوار را به میدان بفرستید تا با سرعت و قدرت کمتر، اما با سلاحهایی چون گرز و شمشیر و کلاهخود آماده باشد.
هوش مصنوعی: وقتی تیر را از کمان کشیدند و سوار بر آن شد، صدا و هیاهویی برپا شد.
هوش مصنوعی: از هر دو سمت، باران تیرهای شروع به باریدن کرد و مانند شیران، جنگجویان دلیر شدند.
هوش مصنوعی: در نهایت، خورشید مانند باد به سرعت از آسمان میتابد و سوزاننده و قدرتمند بر سطح فولاد میتابد.
هوش مصنوعی: سر و ترک با هم در هم تنیده شدند و درد و زخم از تیر آتشین به جانشان راه پیدا کرد.
هوش مصنوعی: شجاعت و جسارت دیگری در پیش او ظاهر شد، مانند صدای گوزن آذرگشسپ که به وضوح شنیده میشود.
هوش مصنوعی: تیر را رها کرد و به هدف زد، در حالی که او از زره و سپر خود استفاده میکرد و در بدنش قدرت و شجاعت یک قهرمان نهفته بود.
هوش مصنوعی: در این جمله به این اشاره شده است که در میدان نبرد، دلیران با شجاعت و اراده قوی خود به سمت دشمنان میزنند و تیراندازی میکنند. تصویرسازی از فضایی وسیع و نبردی است که در آن جنگجویان با مهارت و دقت به هدف میزنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.