دلارام روزی بر شاه شد
چنین تا به نزدیکی گاه شد
ببوسید مر پایه تخت شاه
بشه گفت کای از تو روشن کلاه
سزد گر کنی شاد جان مرا
برافروزی از خویش جان مرا
بمهمانی من کنی رنجه پای
سرم سایه بیند ز پر همای
بمهمانی او فرانک شتافت
پی گور خود تیز و با تک شتافت
هر آن تخم که افکند آخر درود
به پیش آمدش بد چه خود کرده بود
بدین کهنه ویرانه تخمی مکار
که آرد سرانجام افسوس بار
چه در منزل فهر تجار شد
ابا او دو صد شیر کردار شد
پر از لعل خوانی دلارام کرد
بدان دانه مرغی چنین رام کرد
بزیر سم اسپ او ریخت لعل
ز لعل روان یافت مسمار نعل
زمین همچو گردون بر انجم بدی
ز بس لعل در زیر پی گم بدی
که آمد به نزدیک خرگاه شاه
فرود آمد ازباره تند راه
نه آگه بد از گردش آسمان
که آرد چه از پرده بیرون روان
بر اورنگ بنشست و شادی گزید
چو جنت یکی بزم خرم پدید
خورش پیش شه برد خوردند شاه
وز آن پس همی باد تا بامداد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: داستان درباره دلارام است که به نزد شاه میرود و با احترام به او سلام میکند. او از شاه میخواهد که باعث خوشحالیاش شود و به او محبت کند. در این میان، دلارام به مهمانی دعوت میشود و با خوشحالی و عشق به مهمانی میشتابد. او با زیبایی و لعل خود شاه را تحت تأثیر قرار میدهد و فضایی شاد و باشکوه را به وجود میآورد. در نهایت، در جمع مهمانی، شادی و نشاط حاکم میشود و همه با هم به غذا و شادی میپردازند.
هوش مصنوعی: روزی دلبر و آرام بخشی از زندگی پادشاه شد و به حضور او نزدیک شد.
هوش مصنوعی: پای تخت شاه را بوسید و گفت: ای کسی که کلاهت به خاطر تو نورانی و روشن است.
هوش مصنوعی: اگر تو جان شاد من را روشن و شاد کنی، دیگر از خودم چیزی نمیخواهم.
هوش مصنوعی: اگر به مهمانی من بیایی، پای خوابیدهام در سایه بال مرغی که با تمام زیباییاش به آسمان پرواز میکند، رنج میکشد.
هوش مصنوعی: در مهمانی او، فرانک به سرعت به دنبال جایی برای خود گشت و بیوقفه در حرکت بود.
هوش مصنوعی: هر تخمی که انسان میکارد، سرانجام محصول آن را برداشت میکند؛ بنابراین، هر کسی باید عواقب کارهای خود را بپذیرد، چه خوب و چه بد.
هوش مصنوعی: در این ویرانه کهنه، دانهای فریبنده وجود دارد که در نهایت باعث تأسف و پشیمانی خواهد شد.
هوش مصنوعی: در خانهی فهر، وجود او باعث شد که همانند دو صد شیر، رفتارهای نیکو و شجاعانهای شکل بگیرد.
هوش مصنوعی: دلبری با زیبایی خود دلها را پر از شوق و محبت میکند و با روش خاصی میتواند حتی پرندهای را نیز آرام و مطیع خود کند.
هوش مصنوعی: به زیر پاهای اسب او لعلهای قرمز ریخته شد و زینتهای نعل به رنگ قرمز را به دست آورد.
هوش مصنوعی: زمین مانند آسمان بر ستارهها میچرخد و از بسکه سنگهای قیمتی زیر پایش پنهان شدهاند، گم شده به نظر میآید.
هوش مصنوعی: کسی به نزدیکی خرگاه شاه رسید و از اسب تندش پیاده شد.
هوش مصنوعی: آگاه نیستی از آنچه که آسمان به همراه دارد و نمیدانی چه چیز از پرده حیات به بیرون میآید.
هوش مصنوعی: او بر تخت (سلطنت) نشست و شادی را برگزید، همانند بهشت که یک جشن شاداب و خوش را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: خورش را برای پادشاه آوردند و او خورد و از آن زمان تا صبح، خوشحالی و شادابی در فضا باقی ماند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.