گنجور

 
محتشم کاشانی

باز فلک سلسله‌ای زد به هم

کز اثرش گشت جهانی حزین

اتشی افروخت که از پرتوش

دود برآمد ز زمان و زمین

فتنه‌ای انگیخت که از هم گسست

سلسله ربط شهور و سنین

فتنه چو بود این که جهان را گذشت

قطب زمین تاج سر اهل دین

آن که در انواع کمالات بود

عالمی از خرمن او خوشه چین

وانکه گرفت از ید علیای علم

ملک شریعت همه زیر نگین

چون به هوای سفر آخرت

توسن همت ز خرد کرد زین

وز پی آسایش جاوید راند

رخش به آرامگه حور عین

غارت آرام ز عالم نمود

فرقت آن عالم عزلت گزین

ای که در این واقعهٔ جان‌گداز

با من بی‌صبر و قراری قرین

ضابطهٔ سال وفاتش اگر

می‌طلبی از من اندوهگین

مگذر ازین بیت که تاریخ اوست

مصرع دقت اثر هشتمین

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
ناصرخسرو

چند کنی جای چنین به گزین؟

چون نروی سوی سرائی جز این؟

چند نشینی تو؟ که رفتند پاک

همره و یارانت، هلا برنشین

چند کنی صحبت دنیا طلب؟

[...]

سنایی

بس که شنیدی صفت روم و چین

خیز و بیا ملک سنایی ببین

تا همه دل بینی بی حرص و بخل

تا همه جان بینی بی کبر و کین

زر نه و کان ملکی زیر دست

[...]

کمال‌الدین اسماعیل

حیف بود سفتن لعلی چنین

جز بستایشگری رکن دین

مولانا

آمده‌ای بی‌گه خامش مشین

یک قدح مردفکن برگزین

آب روان داد ز چشمه حیات

تا بدمد سبزه ز آب و ز طین

آن می گلگون سوی گلشن کشان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه