گنجور

شمارهٔ ۱۱۷ - در مرثیه یکی از خواتین فرماید

 
محتشم کاشانی
محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قطعات
 

همای آشیان سلطنت شهزاده سلطانم

مه خورشید پرتو مه چه رایات سلطانی

مهین بانو که بر تخت تجرد داشت چون مریم

ببر تشریف لم یمسسنی از بس پاکدامانی

به عزم گلشن فردوس زرین محملش ناگه

به دوش حور و غلمان شد روان زین عالم فانی

چو کرد آن ثانی مریم وداع شاه عیسی دم

پی تاریخ گفتم حیف و آه از مریم ثانی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

گفته شده است، شاه طهماسب خواهر خود سلطانم را شوهر نداده و او را گذاشته بود تا در وقت ظهور به عقد امام زمان در بیاورد. این همان خانمی است که محتشم در وقت درگذشت او وی را ستود و اشاره به تجرد وی هم کرد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام