آن قوی پنجه که آزردن دل ها است فَنَش
الفتی هست نهان با دل غمگین مَنش
جان رسیده به لب از دوری جان بخش لبش
دل به تنگ آمده از حسرت نوشین دهنش
آن که می گفت بود حاصل ایام دمی
گشت زانفاس خوش دوست مُبَرهَن سخنش
هر که دارد چو تو زیبا رخ و نیکو قامت
نیست حاجت به گل گلشن و سرو چمنش
گر به فردوس بَرَندش غم غُربت دارد
نیک بختی که سرو کوی تو باشد وطنش
دوش در طرف چمن بلبل شیدا می گفت
نو بهار آمد و افزود غمم زآمدنش
باغ ماند به صف ماریه لاله و گل
به شهیدان به خون غرقه ی گلگون کفنش
ابر در ماتم سقّای شهیدان گرید
که همه عمر بود دیده ی گریان چو منش
نور حق ماه بنی هاشم، عباس که هست
مهر او شمع و دل جمع محبان لگنش
زور بازوی یدالله، ابوالفضل که هست
چنگ ضرغام قضا پنجه ی دشمن شکنش
حامل رایت و میر سپه عشق که داشت
قوت سیل اجل همت بنیاد کنش
دستش از تن که بریدند به کف محکم بود
رشته بندگی و مهر امام زمنش
گفت در ماتم او شاه شهیدان گریان
دید افتاده چو در معرکه پرخون بدنش
شد کنون قطع امید من و پشتم بشکست
بعد از این وای به حال دل و رنج و محنش
از خیال تو به شد خواب زچشم من و خفت
آن که از بیم تو بیداری شب بود فنش
یادم آمد لب خشکیده و چشمان ترش
جگر سوخته از غم دل خون از حزنش
به فرآت آمد تا آب برد سوی خیام
بهر یاران جگرسوختهٔ ممتحنش
کرد کف زآب پر و برد به نزدیک دهان
بود خشکیده زبان چون زعطش در دهنش
جلوه گر گشت لب خشک برادر بر او
تازه شد اندوه دیرینه و رنج کهنش
ریخت آب از کف و لب تشنه برون شد زفرات
سخنی گفت که آتش زده در جان سخنش
گفت این شرط وفا نیست که من آب خورم
سوخته زاده ی زهرا زعطش جان و تنش
ز آن نبردش شه دین سوی شهیدان دگر
که مسیر نشد از معرکه بر داشتنش
برگرفتن نتوان پیکر آن کشته زخاک
که نه تن مانده به جا و نه به تن پیرهنش
هر که در ماتم عباس بگرید چو «محیط»
هست امید شفاعت ز حسین و حسنش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن درباره غم و اندوه ناشی از فقدان شخصیتهای بزرگ و محبوب، به ویژه حضرت عباس (ع) است. شاعر با استفاده از تصاویری زیبا، حسرت و دلتنگی خود را برای دوری از معشوق و شهیدان بیان میکند. او به زیباییها و ویژگیهای والای عباس اشاره میکند و از غم و مصیبت او و دیگر شهیدان میگوید. در نهایت، شاعر به امید شفاعت اهل بیت (علیهمالسلام) در روز قیامت اشاره میکند و با تأکید بر فراق و تنهایی، احساسات عمیق خود را نسبت به شهدای کربلا و بهویژه عباس ابراز میدارد.
هوش مصنوعی: آن که با قدرت خود دلها را میآزارد، در حقیقت دوست و رفیقی پنهانی دارد که همراه دلهای غمگین است.
هوش مصنوعی: از دوری محبوبم جانم به لب رسیده و دل آشفتهام شده از تمنای بوسهاش که چقدر شیرین است.
هوش مصنوعی: کسی که میگفت حاصل زندگی به مدت کوتاهی است، با نفسهای خوش دوست خود سخن دقیقی را مطرح کرد.
هوش مصنوعی: هر کس که تو را با زیبایی و قامت دلانگیزت مقایسه کند، دیگر نیازی به گلهای باغ و درختان سرو ندارد.
هوش مصنوعی: اگرچه او در بهشت هم زندگی کند، اما اگر دلش غم دوری از تو باشد، خوشبخت آن کسی است که درخت سرو کوی تو وطنش باشد.
هوش مصنوعی: دیروز در کنار چمن، بلبل عاشق میگفت که بهار تازه آمده و این آمدن هنوز غمهای من را بیشتر کرده است.
هوش مصنوعی: باغ به زیبایی و طراوت گلها و لالهها زنده است و یادآور شهیدانی است که در خون خود غوطهورند و به نوعی درختان و گلها نماد زندگی و زیبایی پس از فداکاری و از خودگذشتگی آنها هستند.
هوش مصنوعی: ابر در سوگ سقاهای شهدا میبارد، چرا که تمام عمر چشمانش همیشه گریان بودهاند.
هوش مصنوعی: عباس، نور و روشنی خاندان بنیهاشم است و وجودش همچون خورشید درخشان، دلهای دوستدارانش را جمع میکند و به آنها نور و گرما میبخشد.
هوش مصنوعی: قدرت و توانایی یدالله، ابوالفضل، مانند چنگال شیر در نبرد با دشمنان است که میتواند به راحتی آنها را شکست دهد.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که رهبری عشق را بر عهده دارد و به همراه خود نیرویی قوی دارد که میتواند به سرنوشت (مرگ یا تقدیر) غلبه کند. او اقتدار و ارادهای را از خود نشان میدهد که میتواند بنای کار و تلاشش را مستحکم کند.
هوش مصنوعی: وقتی دستش را قطع کردند، اما با وجود این، محبت و وفاداری به امام زمانش در دلش قوی و محکم باقی ماند.
هوش مصنوعی: گفت که در غم او، شاه شهیدان را در حال گریه دید، او به زمین افتاده و بدنش پر از خون بود، مانند کسی که در میدان جنگ افتاده است.
هوش مصنوعی: حالا دیگر امیدم قطع شده و پشتم شکسته است. پس از این، وای به حال دلم و درد و رنجی که متحمل میشوم.
هوش مصنوعی: چشم من از خیال تو خوابش برد و کسی که به خاطر ترس از تو شب را بیدار بود، به خواب رفته است.
هوش مصنوعی: به یادم آمد که لبهایم خشک شده و چشمانم پر از اشک است، دلم از غم سوخته و از حزن، خون میریزد.
هوش مصنوعی: به سرزمین فرات آمد تا آبی به سوی خیام بیاورد برای یاران دلسوختهاش که در امتحان سختی هستند.
هوش مصنوعی: او دستانش را از آب پر کرد و به نزدیک دهانش آورد، اما زبانش خشکیده بود و به خاطر تشنگی نمیتوانست چیزی بگوید.
هوش مصنوعی: لب خشک برادرش نمایان شد و به این ترتیب اندوه قدیمی و رنجهای کهنهاش دوباره زنده شد.
هوش مصنوعی: آب از دستش حرکت کرد و او با لب تشنه بیرون رفت. سپس سخنی گفت که حرفش مانند آتش در دلش شعلهور شده بود.
هوش مصنوعی: او میگوید که این شرط وفا نیست که من از آب استفاده کنم، در حالی که فرزند سوختهی زهرا، به خاطر تشنگی جان و تنش در عذاب است.
هوش مصنوعی: از آن جنگ، رهبر دین به سوی دیگر شهیدان رفت، زیرا او نتوانست از میدان نبرد عقبنشینی کند.
هوش مصنوعی: نمیتوان پیکره آن کشته را از خاک برداشت، زیرا نه جسمی از او باقی مانده و نه حتی پیراهنش.
هوش مصنوعی: هر کسی که در سوگ عباس گریه کند، مانند «محیط»، به شفاعت حسین و حسن امیدوار است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
سخن قند، مگو با لب شکر شکنش
گر زند با دهنش پسته ز بی مغزی لاف
هر که بیند شکند با لب و دندان دهنش
ای صبا، گوی ز من غنچه تر دامن را
[...]
آنک جز نام نیابند نشان از دهنش
بر زبان کی گذرد نام یک همچو منش
راستی را که شنیدست بدینسان سروی
که دمد سنبل سیراب ز برگ سمنش
هر که در چین سر زلف بتان آویزد
[...]
دال زلف و الف قامت و میم دهنش
هرسه دامند و بدان صید جهانی چو منش
نتوانست نبا را ز میانش پوشید
آن قبا بود و بریده به ند پیرهنش
با همه دامن پاکیزه چو گل جز به خیال
[...]
یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
میسپارم به تو از چشمِ حسودِ چَمَنَش
گرچه از کویِ وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفتِ دورِ فلک از جان و تَنَش
گر به سرمنزل سلمی رَسی ای بادِ صبا
[...]
ای اجل مهلت من ده که ببوسم دامنش
دشمنم نیزمکش تا بکشد رشگ منش
چون شکایت کنم از دوست که خون ریخت مرا
هرکه شد کشته ز معشوق نباشد سخنش
دهنش گفت که دردت کنم از بوسه دوا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.