دل به جان آمده از عشق نهان، یار کجاست
پرده از راز برانداز دل زار کجاست
بس که از نازکی خوی تو میاندیشم
با خیال تو مرا زهره گفتار کجاست
رفت دل از پی دلدار و نپرسید از من
که دگربار ترا وعده دیدار کجاست
چند گویید که آزار بود لازم عشق
عشق اینجاست، بگویید که آزار کجاست
ای خوش آن طالب دیدار که در راه طلب
شوق در گوش دلش گفت که دلدار کجاست
میلی از بادیه عشق بکش پا، که ترا
تاب پیمودن این وادی خونخوار کجاست
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از شوق و درد عشق سخن میگوید و به جستجوی معشوق میپردازد. او از احساساتی چون ناامیدی و فراق صحبت میکند و میخواهد بداند محبوبش کجاست. در این مسیر، شاعر به زیباییهای عشق و سختیهای آن اشاره میکند و نشان میدهد که عشق همیشه با درد و آزار همراه است. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که در این راه پرخطر، عشق را دنبال کند و به دلدار برسد.
هوش مصنوعی: دل که از عشق پنهان به شدت ناراحت و آشفته شده، میخواهد بداند معشوق کجاست و چگونه میتواند پرده از راز او بردارد. دل زار و بیقرار است و در جستجوی محبوبش به سر میبرد.
هوش مصنوعی: به خاطر لطافت و نازکی شخصیت تو، آنقدر در فکر تو هستم که میترسم نتوانم به سخن گفتن ادامه دهم.
هوش مصنوعی: دل من به دنبال محبوبش رفت و از من نپرسید که دوباره کجا میتوانم او را ملاقات کنم.
هوش مصنوعی: چند بار باید بگویید که عشق به آزار و رنج نیاز دارد؟ عشق واقعی همین جاست، بگویید آزار و رنج کجاست؟
هوش مصنوعی: خوشا به حال کسی که عاشق دیدار محبوب است و در مسیر جستجوی او، شوق دیدنش در دلش طنینانداز شده و میپرسد دلدار کجاست.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی وارد دنیای عشق شوی، اول قدمهای خود را محکم بردار، زیرا توانایی عبور از این مسیر دشوار و خطرناک را نداری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای نسیمِ سحر، آرامگَهِ یار کجاست؟
منزلِ آن مَهِ عاشقکُشِ عَیّار کجاست؟
شبِ تار است و رَهِ وادیِ اَیمَن در پیش
آتشِ طور کجا، موعدِ دیدار کجاست؟
هر که آمد به جهان نقشِ خرابی دارد
[...]
در همه روی زمین یک دل هشیار کجاست؟
تا بگویم بیقین منزل آن یار کجاست
همه مستند و خرابند ز غفلت، هیهات!
دل و جانی که بود حاضر و هشیار کجاست؟
دل عشاق سراسیمه و فریاد کنان
[...]
تا بِکِی ناله و فریاد که آن یار کجاست
همه آفاق پر از یار شد اغیار کجاست
آتشِ غیرتِ عشق آمد و اغیار بسوخت
چشمبازی که نبیند بجز از یار کجاست
سرِّ توحید ز هر ذره عیان میگردد
[...]
ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست
منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست
قیچجی؟ بقچه رخت من و دستار کجاست
وان کلاه و کمرو موزه بلغار کجاست
روز پوشیدن رختست و بهار و صحرا
[...]
زیر نه طاق فلک غیر کجی کار کجاست؟
راستی در خم این گنبد دوار کجاست؟
دلم از خانقه و زهد و ریایی بگرفت
راه میخانه کجا ساقی عیار کجاست؟
مسجد و شیخ مرا جانب عجب افکندند
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.